خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

April 07, 2005


يک نظر مبتذل تر در باره يک مطلب مبتذل!*


اين حسين هم حالش خرابه ها! تمام احساستی که من برای "زی زی گولو"** داشتم ناديده می گيره! (به جای سرايش گل واژه های فضايی برای من مطلب بفرست ترجمه کنم اين بدبخت رو آپ ديت کنيم صد ساله داره خاک می خوره!)


من از کلمه شوهر بدم مياد، هر موقع هم بخوام ازش استفاده کنم می گم "شووَر" به جای شوهر که ديگه کاملا بار معنايی مخصوص کلمه "شوهر" رو داشته باشه (يه چيزی تو مايه های همون چيزی که مريم تو کامنتش برای حسين نوشته*** و در ضمن بحث های زيادی هم در مطالعات جنسيتی وجود داره درباره جنسيت زدايی از زبان و غيره که البته من هنوز مالِ اين حرف ها نيستم که راجع بهشون افاضات کنم!). تحليل های حزبل مزبلی از کلمه "همسر" رو هم راستشو بخواين نفهميدم. به شخصه فکر می کنم آقای همسر با من بيشتر همسره تا اينکه شوور باشه! اين استفاده از کلمه آقا هم علاوه بر تاثير عميق "زی زی گولو آسی پاسی تا به تا"، برای اينه که ما يه شوخی داريم بين خودمون که مثلا آقاتون چطوره و غيره يا مثلا من هر موقع يه زحمتی دارم برای بر و بچی که خورده فرمايش های فنی من رو انجام می دن، محض مخ زنی تو چت می نويسم سلام آقا! طرف هم می گيره که من باز "التماس دعا" دارم که حالا يهويی شده آقا! خلاصه اين کلمه "آقای همسر" کلی بار دراماتيک داره برای خودش. اصلا خودمونيم به اين شووَر من چيزی کمتر از آقا می چسبه؟ مخصوصا وقتی که موهاش سيخ می شه و صدای غاز در مياره، يا من دنبالش می افتم و هی پشتش می زنم و می خونم "يه خر فروشی داريم، يه خر فروشی داريم!" (که متاسفانه هيچ کس هم نمی خرتش و آخرش هم بيخ ريش خودم می مونه!)


حالا البته حسين می تونه فکر کنه واژه آقای همسر "هم بیخودی دراز است و هم لوس و شعاری". من هم فکر های ديگه می کنم در مورد چيزای ديگه. با لهجه خمينی بخونين: "هَمهَ فکر می کنن، هَمهَ آزادن فکر کننن، کيه که گوش بَدَه!"


* اميدوارم آقای شکراللهی اين مطلب منو نخونه. خداييش ديگه بعضی وقتا ما خيلی ضايع هستيم!
** "زی زی گولو" يکی از بهترين برنامه های تلويزيونی برای بچه ها بود که اگه اشتباه نکنم کار مرضيه برومند بود. با وجود اينکه موقعی که اين برنامه پخش می شد من ديگه در دوران لنگ درازی به سر می بردم، ولی از ديدنش خيلی لذت بردم. "زی زی گولو" که يک بچه عروسکی بود، سعی می کرد مودب باشه و جملات فارسی درست به کار ببره، و به باباش که نقشش رو امير حسين صديق بازی می کرد می گفت "آقای پدر".
*** کامنت مريم نبوی نژاد برای مطلب حسين: " خوب مثل اینکه مشخصا منظورت من و خورشید است.(منهای آن قسمت سواد وسلیقه).پس بگذار برایت بگویم که ما این اصطلاح را (و دقیقا اصطلاح نه کلمه) از جهت طنزو کنایه به کارمی بریم نه اینکه واقعا بهش اعتقاد داشته باشیم. کاربرد این واژه نزد امثال ما دقیقا بازگوکننده بحران هویتی است که زنهایی چون ما ته مانده هایش را با خود به همراه دارند.اینکه برای همخانه شدن با مردمان باید حتما ازدواج کنیم و اینکه کلمه شوهرهنوز نزد همگان همان بارمعنایی سنتی سنگینش را دارد. نجف مسلما این بحران را ندارد ولی ما و خورشیدها هنوز داریم. وقتی انگلیسی حرف می زنیم روزی صدبار واژه شوهر را به کار میگیریم ولی در فارسی ازش میگریزیم چون هنوز با بار معنایی کهنه اش تضاد درونی داریم.کاربرد اصطلاح همسر بازتاب این کشمکش درونی است."



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران