خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

May 11, 2005


مشکل چی بود؟ مشکل هميشگی. يه سال داره می شه. يه بار دوستی برام ايميلی زد که به خاطر همون مشکل هميشگی هنوز جوابش رو ندادم. سوال کرده بود چه فايده ای داره وقتی ناراحتی از ناراحتيت می نويسی؟ چی به دست می آری جز اينکه دوستات رو ناراحت کنی؟ راست هم می گه. درسته که دوستای خوب نامه می دن، تلفن می زنن، حالتو می پرسن و تو ذوق می کنی از اينکه هنوز برای بعضی ها مهمی و دوست دارن. ولی خوب بعدش چی؟ فقط بقيه ناراحت می شن، بهت نصيحت هايی رو می کنن که خودت هم می دونی و بلدی و در مورد مشابه به دوست ديگه ای همون حرف ها رو توصيه می کنی. فقط يه فضای سياه رو تصوير می کنم. برای همينه که مدت هاست وقتی حالم بده سعی می کنم نه تو وبلاگم بنويسم، و نه اينکه اصلا باشم. خودم رو يه جورايی گم و گور می کنم. اينجوری برای خودم بهتره. چونکه باعث می شه اون حس رو تشديد نکنم برای خودم. ثبتش نکنم که بعدا يادم بياد دوباره.


چرا ناراحتم؟ چه مرگم می شه يهويی؟ نمی دونم. از اسم ها وحشت دارم. دلم نمی خواد بگم افسردگيه. اسمش رو گذاشتم نوار قلب. يه جوريه که بعضی روزها کلی خوشحالم و با وجود همه چيز احساس خوشبختی می کنم، و بعضی روزها هست که فقط دلم می خواد بميرم! ساعت ها می شينم در و ديوار رو نگاه می کنم و خيالبافی می کنم. عين ماشين يه سری کارها رو انجام می دم. روزی يه پاکت سيگار می کشم. هيچ تلفنی رو جواب نمی دم. هيچ ايميل و آف لاينی رو جواب نمی دم. همش فيلم نگاه می کنم. کارهايی که رو دستمه رو انجام نمی دم. کتابی که بايد بخونم رو نمی خونم. تا صبح بيدار می مونم و ورق بازی می کنم. سردرد می گيرم و هی قرص می خورم و قرص ها هم بی خوابی مياره به خاطر مقدار کافئين بالايی که داره و باعث می شه خوابم نبره. تو دلم هی غر می زنم. حتی دست و دلم نمی ياد برای دفتر خصوصی خودم چيزی بنويسم. بعد از دست خودم عصبانی می شم و بدتر می شه حالم! افتادم تو يه دور باطل. تو خلاء.


خودم می دونم که همش سه ماه ديگه مونده تا برم دانشگاه و همه درد و مرض هام تموم شه. می دونم که اينجا هزار تا امکانات خوب داره برای سرگرم شدن. می دونم چيکار بايد بکنم که اوضاعم بهتر شه. می دونم که حداقل 5 ميليادر آدم تو اين دنيا وجود داره که وضعشون به خوبی من نيست. چشام رو هيچ وقت نبستم به روی بدبختی های آدم ها. می دونم که بايد به بچه های خيابونی فکر کنم، مردم سومالی، آدمای بيگناهی که تو زندانن، زنای بدبخت، همه اون مشکلاتی که تو وبلاگ ها روزی صد بار ازشون حرف زده می شه. می دونم به خدا.


موضوع اينه که دست خودم نيست. يه حالت عجيبيه که هيچوقت تجربه نکرده بودم. من خيلی پوستم کلفت بوده و خيلی مشکلات واقعی داشتم که از پسشون بر اومدم و هيچوقت هيچکدومشون منو به اين حال و روز ننداختن. درست نمی دونم کی خودم رو وا دادم که اينجوری شم. و هرکاريش می کنم درست نمی شه.


فقط کاملا مطمئنم که وقتی برم دانشگاه از پس اوضاع حتما بر ميام و حالم مياد سر جاش. خودم رو تا حدی می شناسم. می دونم روزی که دليلی برای از خواب بيدار شدن پيدا کنم ساعت 7 صبح از تخت می پرم بيرون و می رم دوش می گيرم و آرايش می کنم و از خونه می زنم بيرون و تا ساعت ده شب می تونم مثل ساعت کار کنم و تازه شبش برم مثلا مهمونی و بعد تا نصفه شب آنلاين باشم و دوباره روز از نو روزی از نو. عين گذشته. عين همه اين پنج سال. اينو خوب می دونم. برای همين زياد به خودم گير نمی دم اين روزا. وقتی نوار قلبه پايين ميوفته می ذارم بيوفته! خودم رو ول می کنم. تو خلاء می مونم. نمی تونم تغييرش بدم. مشکلم اينه که به کار بيرون از خونه معتادم. پنج سال عين اسب کار کردم و هميشه تو تعطيلات بين کار حال و روزی مشابه همين حال و روز الانم رو داشته ام. افسردگی های تعطيلات نوروز رو وقتی ايران بودم يادمه. اصلا بخشی از تنفرم از عيد نوروز به همين افسردگی ها بر می گشت.


خلاصه که، يک سالش گذشت، سه ماه ديگه مونده. اينا رو نوشتم که بگم تا سه ماه ديگه لطفا اين نوار قلب من رو تحمل کنين. وقتی گم و گور می شم از دستم دلخور نشين، اگه ايميل جواب نمی دم دلخور نشين، اگه لينک ندادم دلخور نشين. اگه يه کاری رو که قول دادم انجام بدم ندادم دلخور نشين. فقط همين! اگه ببينم اين نوار قلب ها زيادی دراماتيک شد در اين وبلاگ رو می بندم بره پی کارش که ديگه وبلاگی نباشه که توقعی هم باشه و احيانا دلخوری ای. بعد هر وقت حالم سر جاش اومد بر می گردم. اگه هم ديدم می تونم همينجور کجدار و مريض ادامه بدم تا سه ماه ديگه خب ادامه می دم!


خواهش می کنم قضاوتی نکنين (چون خيلی واقعيت ها هست که نمی تونم ازشون بنويسم که تصوير کامل تری بهتون بدم)، در باره اين مطلب بهم ايميل نزنين، و تحملم کنين! وقتی حالم بياد سر جاش در مورد اين روزا خيلی حرفا دارم که بنويسم. اون موقع همه حرفاتون رو هم می شنوم.


خيلی خيلی مرسی!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage