« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
June 10, 2005
جعفرخان به فرنگ می رود يا خورشيد خانوم به کنفرانس می رود!
الان نشستم وسط يه فضای گنده بين ساختمونای هتل. اين فضای گنده البته مسقف هستش، ولی يه جوری درستش کردن انگار آدم وسط طبيعته!. تو اورلاندو پره از اين جور هتل ها که خيلی گنده هستن و توشون کنفرانس های مختلف برگزار می شه. من از طرف دانشگاه و به توصيه استادم که از ترم ديگه دستياری اش می کنم اومدم اينجا. پول هتل و ثبت نام کنفرانس رو هم دانشگاه داده برام. من هم البته بايد چند ساعتی داوطلبی براشون کار کنم تو کنفرانس. اين کنفرانسه مال انجمن مطالعات زنان ملی آمريکاست که هر سال يه کنفرانس گنده برگذار می کنه. ظاهرا قبلا ها تا دو هزار نفر هم تو کنفرانس شرکت می کردن، اما چند سالی هست که تعداد آدم های شرکت کننده حدودا هشتصد تا هزار تا شده. دليلش هم ظاهرا اينه که استادای دانشگاه ديگه خيلی تحويل نمی گيرنش به خاطر گروه ها و افراد مختلفی که اين کنفرانس دعوت کرده و به نظرشون خيلی ارزش علمی نداشته کارشون و افراد شرکت کننده ارزش کافی برای تحقيقات دانشگاهی قائل نمی شن. خلاصه همون بساط دعوای نخبه گرايی و عملگرايی! به هر حال من که خيلی ذوق زده شدم، اول به خاطر اينکه پولی نبايد می دادم (با ماشين استادم هم اومديم!) و دوم هم به خاطر اينکه اينجا با آدمای زيادی آشنا می شم و شايد يه خورده هم چيز ياد گرفتم. هر چند که واقعا بايد دانش زبانم رو بدم جاش خروس قندی بگيرم. امروز نصف حرف های سخنرانی افتتاحيه رو نفهميدم. حرف های خانوم واندارا شيوا جالب بود. ولی خب خيلی نکاتش رو نمی گرفتم. خيلی جاها مردم براش دست می زدن يا قه قه می خنديدن و من نمی فهميدم چی می گن (تقصير لهجه اش نبود! برعکس اکثر هندی ها اصلا لهجه هندی نداشت و با لهجه بريتيش عالی حرف می زد.) اصولا فعاليت هاش الان بيشتر روی محيط زيست و توسعه متمرکزه. خيلی ايده آليسته، اما خب خيلی کارها تونسته پيش ببره تو هند. و تمرکزش روی زن ها هم هست. چون فکر می کنه زن ها خيلی موثر هستن تو محافظت از طبيعت و در عين حال هم اولين کسايی هستن تو خانواده که از از بين رفتن محيط زيست ضرر می کنن. يه سری چيزا گفت در مورد مالکيت که من خيلی هاش رو نفهميدم، اما بخشی اش انتقاد به مالکيت های خصوصی بود، مخصوصا مثلا مالکيت های خصوصی شرکت هايی مثل کوکاکولا که تمام منابع طبيعی يه کشور رو به خود اون کشور می فروشن و از بين می برن. در مورد کوکاکولا هم به نقل از يک نفر ديگه گفت که خوردن کوکاکولا مثل نوشيدن خون زمين می مونه! چون اين شرکت های کوکاکولا می رن مثلا يه جای خيلی خوب زمين می خرن و بعد تمام آب های زير زمينی اون منطقه رو از طريق چاه هايی که تو اون تيکه زمين حفر می کنن استفاده می کنن. و بعد رو کرد به جمعيت کرد و گفت همين تعداد آدمی که تو اين سالن نشسته می تونه تغيير انجام بده. شماها می تونين ايده هاتون رو انتشار و ترويج بدين. شما می تونين برعليه شرکت ها و دولت ها کار انجام بدين در زمينه محيط زيست. خلاصه کلی ملت رو به هيجان آورد. يه شوخی هايی هم همش با دکارت می کرد که من اصلا نگرفتم! (به حرف های من در باره سخنرانی اين خانوم کلا اعتماد نکين به خاطر ضعف زبانم. شايد بتونين تو وب سايتش راجع به عقايد و فعاليت هاش بيشتر بدونين. آدم جالبی بود و البته يه کوچولو ايده آليست و راديکال.)
بعدش هم که يه مهمونی کوچولو بود که بهش می گن Reception. Reception می تونه شامل غذای سبک يا سنگين باشه. معمولا برای عروسی ها غذای مفصل و برای اين جور مراسم ها يه سری چيزای کوچولوی جينگول و پنير منيره. يک نوشيدنی هم ملت می گيرن دستشون و سرپا وای ميستن و با اين و اون حرف می زنن. شانس گير بياری آدم جالب گيرت می ياد و حرف های جالبی رد و بدل می شه. اما در اکثر موارد يه سری حرف های بی سر و ته زده می شه! کلی استاد و دانشجوی مطالعات زنان و جامعه شناسی اينجا هست و البته لازم به گفتن نيست که همه هم زن هستن! حالا اميدوارم تو دو سه روز آينده با يه عده آدم آشنا شم. اونقدر برنامه هست که آدم نمی دونه کدوم رو بره. در عين حال هم خيلی هاشون موضوعاتش جالبه، ولی هيچ تضمينی نيست که مزخرف و خواب آور نباشن. يک عالمه هم فيلم های توپ نشون ميدن که به غير از دوتاشون که ايرانی هستن (زندان زنان و زينت) که ديدمشون قبلا، دلم می خواد همه رو ببينم! ولی فکر کنم خيلی ضايع باشه تو کنفرانس همه اش فيلم ببينم. فکر کنم استادم کاملا نااميد شه ازم!
فعلا برم بخوابم که برای من سحر خيز! برنامه کاری صبح زود گذاشتن. بازم می يام از نديد بديد بازی هام می نويسم براتون. آی کسايی که قبلا يک بار هم که شده کنفرانس رفتن بخندن بهم اينا رو بخونن!
|