خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

November 10, 2005


زندگی من الان دقيقا شبيه دسک تاپ کامپيوترمه! اگه ديدين يهويی برگشتم ايران و "نمکی" شدم تعجب نکنين! تو چهل و هشت ساعت گذشته همش نيم ساعت خوابيدم و تازه هنوزم نمی تونم بخوابم تا کاغذه (بهش چی می گن؟ مقاله؟ پروژه؟ پيپر؟ آی ام بلک بورد؟!) رو تموم کنم. فقط گفتم به افتخار پرشدن دسک تاپم و اينکه از زور بی خوابی پای تلفن کلی چرت و پرت گفتم به ملت وبلاگم رو هم آپ ديت کنم و شما رو هم از چرت و پرت بی نصيب نذارم!



desktop.jpg


راستی امروز بد مزه ترين آش دنيا رو در عرض بيست دقيقه پختم چون يهويی هوس آش جوهای مامانم رو کرده بودم وسط اين همه کار. جوی پرک! و برنج و عدس و سبزی خشک آش و سيرهايی که جوانه زده بودن رو ريختم تو قابلمه جوشيد و پياز داغی که سوخت و کشک هم بهش زدم. مشکل اينجا بود که برنجش زياد بود و تبديل شد به يک جور کته بد مزه.


من دلم خواب و آش جوی واقعی و پائيز تو جاده چالوس می خواد اما دارم الان وبلاگ می خونم و می نويسم و پازل بازی می کنم (لينک از وبلاگ شهرزاد) تا شايد يه خورده خواب از سرم بپره بتونم برم سراغ زنای کشاورز چين و فيليپين و تايلند. بابک هم از بی خوابی هايپر شده صداهای نا هنجار از خودش در می آره و تازه شاکيه که من چرا تحويلش نمی گيرم! ترک سيگار بر اثر دانشگاه هم که جک بی مزه ای بود و تازه دوبرابر هم شده. و حالا ربط همه اينها بهم بماند. ديگه کسی پيغام پسغام نده من چرا دير به دير آپ ديت می کنم ها!!


(نظرخواهی برای انتقادهای سازنده و کوبنده شما باز است!)



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage