خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

December 16, 2005


تموم شد! رکورد بی خوابی عمرم رو زدم ولی تموم شد. خونمون در حد افتضاحه. تمام ظرف هامون از دم کثيفه. دستشويی کثيفه. يخچال کثيفه. گاز وحشتناکه. همه خونه کاغذ و کتابه. خونه بوی گه گرفته از بس من اين مدت سيگار کشيدم. آقای همسر هم چند روزی مسافرت بود فردا می ياد. منتها همون موقع که اون می ياد يکی از دوست هام هم می ياد پيشمون برای سه روز که با هم رو يه پروژه ای که سر و صداش چند ماه ديگه در می ياد کار کنيم! خلاصه که بايد تنهايی به اين افتضاح رسيدگی کنم و تو اين چند ساعتی که وقت دارم باز بی خوابی بکشم و اين وضع آشفته رو يه کاريش بکنم که اين دوستمون سکته نکنه و در ضمن جا برای راه رفتن و نشستن و خوابيدن هم باز بشه! تازه بايد فسنجون هم بپزم چون دوستم ازم قول فسنجون گرفته و فردا ظهر که برسه احتمالا اولين چيزی که سراغش رو بگيره فسنجونه! ريخت خودم هم شاهکاره! چشمام گود افتاده و قرمزه. ابروهام پاچه پزه. لباسام همه کثيفه. خلاصه که شديدا آنجلينا جولی هستم در اين لحظه! آدم که بی سواد باشه بعد لقمه گنده تر از دهنش برداره (دانشگاه) همين می شه وضع. ولی خب چاره ای هم من نداشتم اينجا جز درس خوندن به خاطر ويزام. خودم هم دوست دارم بخونم ولی مشکل بی سوادی رو نمی دونم چجوری حل کنم! خب برم فعلا يه خورده بشورم بسابم باز می يام اينجا غر می زنم (بالاخره ياد گرفتم که غر با غين هستش! مرسی از دوستانی که تذکر دادن!) دلم برای وبلاگم تنگ شده بود!


يه تشکر ويژه هم به شادی و دکتر شکرخواه و اميد و پرستو و حامد و سيما و سيبيل طلای عزيز بدهکارم که به من بی سواد کمک کردن در مورد تحقيق های آخر ترمم. يه تشکر ويژه هم به شيده بدهکارم به خاطر اينکه با تقويت روحی اش من رو ديشب از خل شدن نجات داد. کاملا قضيه همسايه ها ياری کنين تا من شوهرداری کنم بود! ولی باز بگين وبلاگ بده! برای من که خيلی خوب بوده! استفاده کنين از وبلاگ نويس هايی که چهار تا چيز بارشونه و باهاتون آشنا هستن و حاضرن کمک کنن!


***


آپ ديت: هيچکار نکردم گرفتم خوابيدم گفتم تو راه غذا بخورن!! فقط يه خورده جا برای عبور و مرور باز کردم! داشتم می مردم به خدا!!!




Comments

bah baba sanam joonam to ham ke az khodemooni. be donyaye bikhabee keshidane academic khosh oomadi. man ke yadam nist dafe pish ke khabidam key bood. na midoonam che roozeeye chandom hast, faghat midoonam farda ,yani emrooz, akharin emtehane in block ro daram o taghriban nesfi az sale avale pezeshki tamoom mishe. man ham alan oomadam belog to ro bekhoonam khab az saram bepare, goftam hatman do hafte roozeye blogit hatman tamoom shode. khoda be dade doostet berese vali , omidvaram az zoore bikhabi fesenjoon dorost kardan yadet narafte bashe. shangool o shad bashi, azadeh.


---

خورشيد: اميدوارم ديگه تموم شده باشه کارات به خوبی و خوشی! فسنجون رو هم امروز عصری درست کردم برای فردا!

Azadeh | December 16, 2005 02:44 AM


سلام نازخاتون عزیز! خب پس از خونه ی من خبر نداری که اوضاع دائمی ش اینطوریه :) اما خوبه که سختی ها داره به پایان می رسه.

شیرین | December 16, 2005 02:49 AM


نه بابا نشد که بشه ! من هنوز به این اسامی مستعار دوستان وبلاگی عادت نکردم و قاطی می کنم. ببخشید از این اشتباه لپی! بجای خورشید خانم گفتم نازخاتون! ارادتمند هردو یتان هم هستم البته :)


---
خورشيد: من که بدم نمی آد بهم بگين نازخاتون از بس اين دختر گله!

شیرین | December 16, 2005 02:54 AM


بعد از یکی از مطالبی که نوشتی که جزو اولین ها هم بود دیگه قسم خوردم کامنت نذارم ولی دیگه نتونستم تحمل کنم!

کامیار | December 16, 2005 03:15 AM


مبارک باشه تموم شدنش.


---
خورشيد: مرسی، بازم مرسی!

حامد | December 16, 2005 07:36 AM


Congrats on finishing your first finals week. Believe me, the first one os always the hardest one and you are gonna be more comfortable for the next ones. The only thing that bothers me is your smoking, which you should seriously give it up. Just make it your new year's resolution and sinc eyou have a break, its gonna be easier for you. S you know during the semster when you are all stressed out, its the hardest time to quit. This request is signed by you the old-timers who have been reading your weblog from day one and ae concerned about your health :) ... Enjoy the holidays!


---
خورشيد: من يک ساله دارم سعی می کنم ترک کنم مثلا! همش تقصير اين آب و هوای مرطوب اينجاست! ذغال خوب هم که البته بی تاثير نيست!

Alireza from chicago | December 16, 2005 07:48 AM


به به مبارکهههههههههه! بابا تو وضعت خیلی خوبه. اینقدر شکسته نفسی نکن. یکراست از ایران اومدی داری فوق لیسانس تو رشته ای می خونی که همش باید بخونی و فرمول و این حرفا نداره. خلاصه که تبریک مخصوص و انشالله که همیشه موفق باشی. ورقه ات را هم خیلی دوست دارم بخونم. فسنجون هم نوش جون.


---
خورشيد: مرسی سيما جونم. برات فرستادمش. خودم که الان می دونم دقيقا يه سری از مشکلاتش چيه. يه ماه بيشتر وقت داشتم چيز خوبی از آب در می اومد. جات رو هم خالی می کنم برای فسنجون. از اون ترش ها که آبغوره و گلپر داره درست کردم!

سيما | December 16, 2005 11:43 AM


hi, my situation was as like as your, i mean too much homework and final exam, dirty house , dirty kitchen ....whenever i was upset about my styding , i read your weblog to know i`m not only person that struggle with new method of studing ...but it`s done.finaaaaaaaly i could pass this horrible term actualy it was mt first term that i must discussed and wrote critical essay in english but i passed it.that`s point..so just think about the end of this way and holidaaaaaaaaaaay and sleeeeeeeeeep ,having fun as much as you can. be happy you are not in canada with 50cm snow!!!happy holiday


---
خورشيد: پس کلی همدرد بوديم! اميدوارم تعطيلات به تو هم خوش بگذره. ما که هوامون خيلی عاليه!!

samira-canada | December 16, 2005 11:47 AM


خورشید جونم،
چاره کار اینه که منو دعوت کنی خونتون که ظرفاتو برات بشورم. دلم خیلی خیلی برات تنگ شده. به ایمیلتم سر بزن ببین برات چی فرستادم. باهات حرفها دارم. پوکرم هم بهتر شده!!!!!!!!!! بوس بوس
آیالا


---
خورشيد: آش هم می پزم چشم!!

ayaala | December 16, 2005 01:37 PM


هه!حالا منم دلم فسنجون می خواد مامان خانمم تنبله!خودمم بلد نيستمممم:(


---
خورشيد: :D

maryam | December 16, 2005 05:14 PM


salam khourshid khanoum;), mifahmam chi migi, bandeh ham daghighan vaz tou ro dashtam, ta inkeh dishab teze doctoram o tahvil dadam, va az sobh mashghouleh khouneh tamiz kardan shoudam keh saat 5 doustam keh 10 saal boud nadideh boudamesh miaad pisham!:) vai khoub yek vaghty javabeh in bikhabi keshidan ha rou migiri,
khandeh dar ineh keh man hamin dishab nimsaat bad az inkeh tezam o dadam yek jayezeh bordam, inou neveshtam keh angizeh tou hefz koni;), choun man daghighan vaz tou ro dahstam!shayad man o nashnasi , choun hich vaght comment nagzashtam, vali hamisheh weblog eto mikhounam va kheyli doustesh darm, beh bakhshid keh man farsi balad nsitam keh type kona, englisi neveshtan ham kheyli hal nemideh :) http://www.nat.vu.nl/~laser/news.html


---
خورشيد: بابا کلی تبريک! اميدوارم من هم بتونم دووم بيارم يه روزی فارق التحصيل شم، هر چند که چشمم آب نمی خوره!

Maryam | December 16, 2005 06:51 PM


congrad I am still hanging there till sunday :)


---
خورشيد: گودلاک!

fatan | December 16, 2005 09:44 PM


غرغر كردن را هم با ق مي‌نويسند و هم با غ هر دو درست است هركس هم مي‌گويد نه، فرهنگ معين را نگاه كند، آره، اينه


---
خورشيد: آقای علی قديمی ما کشته مرده اين "آقای" اسم شما هستيم!! به حال من که فرقی نمی کنه اصولا ديکته ام تو هر زبانی بده. فکر کنم قسمت ديکته مخم فعال نيست اصولا!

آقاي علي قديمي | December 17, 2005 12:38 AM


خوب کاری کردی!!!

کرم دندون | December 17, 2005 12:46 AM


آره بابا ... اگه نمي‌خوابيدي كه مي‌مردي واقعاَ ... من كه تا حالا يه همچين تجربه‌ سختي راجع به بي‌خوابي نداشتم ... به هر حال خوشحالم برات

دختر كولي | December 17, 2005 05:39 AM


Post a comment




Remember Me?


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران