« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
December 22, 2005
"داشتن روابط جنسی حق طبيعی و قانونی هر آدميه، زن و مرد هم نداره، تا وقتی که حقوق بقيه آدم ها زيرپا گذاشته نشه و به کسی آسيبی زده نشه. و البته رابطه جنسی ای که با توافق طرفين باشه." اين جمله از يه آدميه که مهم نيست کيه. می تونه مال هر کسی باشه. درست نيست به نظر شما؟ داشتن رابطه جنسی به نظر شما يه حقه؟ يا اينکه يه چيز لوکس اضافيه تو زندگی؟ به نظر شما رابطه جنسی يه نياز طبيعی هستش که تو آدم ها به ميزان مختلف وجود داره، يا اينکه لزوما يه نياز طبيعی نيست؟ آيا بحث اينکه چی طبيعيه و چی طبيعی نيست به اين بحث مربوط می شه؟ يعنی آيا لازمه "طبيعی" رو تعريف کنيم؟ همينجوری دلم خواست نظرتون رو بدونم. می تونين ناشناس نظر بذارين اگه دلتون خواست. فقط نظرهای بی ربط رو پاک می کنم.
پ.ن. می دونم آدم ها دارن می ميرن، بدبختی زياده، بی عدالتی زياده و غيره. اصلا گذاشتن اين پست به معنی به توجهی به اين چيزا نيست. فقط الان دلم خواست در اين مورد بنويسم. به همين سادگی...
به نظر من بی شک یک حق مسلم و نیازی طبیعی است که سرکوب آن مثل سرکوب هر نیاز طبیعی دیگر عواقب و پیامدهای نا مطلوبی خواهد داشت.
امشاسپندان | December 22, 2005 07:40 PM

بنظر من رابطه جنسي مانند خوردن و خوابيدن و ديگر نيازهاي طبيعي هر موجود زنده اي ميباشد موضوع مهم چطور برطرف نمودن اين نياز و لذت بردن از آن ميباشد. خيلي از ما فقط غذا را براي سير نمودن شکم ميخوريم در صورتي که عده اي ديگر از خوردن غذا لذت ميبرند در زندگي امروز ما برطرف نمودن نياز جنسي براي تعداد زيادي تنها به برطرف نمودن آن نياز تبديل شده است بدون اينکه از آن لذت ببرند و بهمين دليل باعث بروز مشکلاتي حتي در بين زوجها شده است.
kamal | December 22, 2005 08:01 PM

داشتن رابطه یه حقه و طبیعیه. میشه طبیعی بودن رو تعریف های مختلفی کرد اما فکر نکنم برای این بحث لازم باشه تعریفی برای طبیعی بودن ارائه بشه.
حتی وقتی آدما بمیرن و بی عدالتی زیاد باشه هم دیگران حق زندگی دارن و تا جایی که می تونن باید از حقشون بهره ببرن. و در حق زندگی چیز های زیادی میگنجه که از اونا میتونه این نیاز هم باشه. حتی تو بدبختی هم ذهن باید به زندگی ادامه بده پس این بحث بی ربطی نیست و به معنی بی توجهی به مشکلات نیست.
و خب... ما انسانیم، تا آدم بشیم خیلی کار داریم...
درسته که من خیلی بچه ام برای بحث اما خب از همون اول هایی که غرغر می کردی تو وبلاگت فکر می کردم حرفتو می فهمم حالا هم فکر می کنم می فهمم.
Maedeh | December 22, 2005 08:15 PM

منهم موافقم با مفهوم کلی جمله... ولی حالا یکی بیاد بگه اگه کسی پدوفایل بود و کودک هم رضایت داشت چی؟ خوب معلومه که پدوفیلی رو خطا و جرم میدونم. یعنی موافق بودن من با این جمله دلیل نمیشه که دو روز دیگه کسی بیاد بگه پس این چی و اون چی؟
من با تجاوز جنسی و سکچوال اسالت اصولا مخالفم... خیانت در رابطه رو هم تایید نمیکنم...
--سوسکی
sooski | December 22, 2005 08:19 PM

بله حق طبيعی و نياز لازم برای هر انسان. بنظرم اگه بموقع بهش رسيدگی بشه در مسير صحيحش هم هدايت می شه.
چرتینکوف | December 22, 2005 08:20 PM

سینا | December 22, 2005 08:34 PM

یه نیاز طبیعیه که باید بهش توجه بشه . از جهتی مهمتر از خوردن و خوابیدنه چون اگه بهش بی توجهی بشه صدمات روحی شدیدی به بار می اره . از طرفی انقدر هم حیاتی نیست که مثلا کسی از باور نشدن نیاز جنسی اش و یا بی توجهی بهش بمیره . به نظر من باید نیاز جنسی کامل و درست شناخته بشه تا نسبت به ان مشکل نیاز جنسی ناقص سنجیده بشه و بشه مشکلش رو حل کرد . این یه جورایی شبیه تنظیم وزن بدنه . یه استانداری برای قد و سن هست که نسبت به ان ادمها یا چاقند یا لاغر . این باید در مورد نیاز جنسی هم تعریف بشه .
کیمیا | December 22, 2005 08:57 PM

جديدا خيلي پر حرف شدي ها!! يه مايوي دو تيكه قرمز بگير بعد با آقاي همسر! برين كنار دريا. تيكه بالاشو بده آقاي همسر بپوشه تيكه پايينش هم خودت نــپوش!! به حقوق خانمها علاقه داري؟ روزي 700 زن و كودك در افغانستان بر اثر گرسنگي يا بيماري ميميرن. مرگ در اثر گرسنگي خيلي بده. انگار وبلاگتون (وبلاگستان) شده مثل تلوزيون هاي لوس آنجلسي. دليل كافي براي اثبات يا رد يه حرفي ندارن يه چيزهايي مانند قيافه يا اسم رو مسخره ميكنن. عكاس خسوف بنده خدا چه قدر معطل شده تا يه سوتي بگيره. خوبه يكي شيرين عبادي رو به خاطر فاميلش يا اون قيافه تابلوش!! بدون هيچ دليل بشر پسندي مسخره كنه؟ اگه فكر ميكنيد حرفي درسته دليل كافي بياريد. حرف مفت كه زياده.
افشين | December 22, 2005 09:30 PM

اين يك حق طبيعي است مثل نفس كشيدن, من با هر كس بخوابم فقط مه من مربوط است
Mehranpoils | December 22, 2005 09:47 PM

in yek haghe ,vali har haghy ye limity dare ,mesle khordan ke man nemitoonam chon ye shirni khamei khoshmaze too maghaze daste yeki didam bedozdamesh va bokhoram .haghe tabi at the same time there is boundry.
sara | December 23, 2005 12:42 AM

با عبارتی که نوشته ای صد در صد موافقم و به نظرم همون قدر بدیهیه که حق خوردن و آشامیدن برای آدم ها بدیهیه. فقط نمی دونم که چرا در طول تاریخ همیشه توی همه دوره ها به عنوان یه مسأله پیچیده بهش نگاه شده و همیشه یا ممنوع بوده و یا مقدس.به طوری که حتی توی زبان های مختلف دنیا کلمات خیلی کمی برای آلات جنسی و عمل جنسی درست شده.یعنی همه این ممنوعیت ها و بگیر و ببندها فقط به خاطر جلوگیری از به وجود آمدن بچه های نامشروع است؟یا دلیل دیگری هم دارد؟
مریم | December 23, 2005 01:19 AM

This is general comment about your blog. You r blog has changed a lot since you left Iran. Or rather since you married, I don’t know which one is more interfering with the content of your blog. First of all, you stopped writing in English which was a grate mistake, frankly the worst thing you have ever done. I understand your main audiences are Persian speakers, but to block yourself from the international understanding of the blogger community is sort of a dead end to your entire blog. If you are writing about sex or your personal life, fine. If you are writing about politics fine, if you are writing anything at all on this blog fine, do it. Ask questions which you think are necessary to be asked. But stop being a mute point as a blogger. Why do you really write? Whom are you writing for? If you are writing for yourself, then keep it in your journal and don’t post it here. But you are writing for us. the why is something you have to answer yourself and perhaps on your way, you might also get back to writing in English.
O | December 23, 2005 04:05 AM

oonvaght raabete jensi ke makhfi baashe,ya'ni be kasi zarar nemizane chon kasi nemidoone,vali age kasi befahme narahat mishe (mesle rabeteie jensi mardi ke khodesh hamsar dare ya zani ke hamsar dare ba kase dige) to in ta'rif gharar migire ya na?! ba'ad ham hagh ya'ni chi?ya'ni adam bayad baraie gereftanesh bejange?! in ta'rif hich neshaani az ehsas toosh nist va man hads mizanam ye mard oon ro gofte,chon baraie zanha rabeteie jensi dar emtedade ehsase,na ye chizi joda az ehsas!
Z | December 23, 2005 04:15 AM

"داشتن روابط جنسی حق طبيعی و قانونی هر آدميه، زن و مرد هم نداره، تا وقتی که حقوق بقيه آدم ها زيرپا گذاشته نشه و به کسی آسيبی زده نشه. و البته رابطه جنسی ای که با توافق طرفين باشه."
میدانی ... این جملات بالا با اینکه قشنگاند و شاید خیلیها (از جمله من) از آن خوششان بیاید، اما هیچ لزومی به درستیشان وجود ندارد. شاید به درد گرمکردن جمعیت یا راه انداختن جنبش بخورد، اما چندان چیزی در مورد حقیقت نمیگوید. چند مورد:
۱-"حق طبیعی" دیگر چیست؟ که گفته است طبیعت میتوانند حق ایجاد کند که حالا یکی از مدلهای حق، حق طبیعی باشد؟
۲-"حق قانونی" را قانونگزار مشخص میکند. این "حق قانونی" در کشوری مثل ایران تنها در روابط زناشویی مفهوم دارد، در فلان ایالت امریکا به فلان صورت وجود دارد و در یک جای دیگر هم به صورتی دیگر. این حق قانونی مثلا رابطه با خردسال را "قانونی" نمیداند (چرا؟). پس با قانون فعلیی ایران آزادیی جنسی در بسیاری موارد حق قانونیی فرد نیست و در نتیجه این جمله هم غلط است.
۳-اینکه چطور "حق" به "زیر پانگذاشتن حقوق دیگران" بستگی دارد و "توافق طرفین" شرط کافیی این ماجرا باشد نیز حرف دیگری است که بیش از آنکه "الزاما درست" باشد نمایانگر آرزوهای فردیی نویسنده (و شاید خیلیهای دیگر) باشد. این دستور اخلاقی را همه قبول ندارند.
نمیخواتم تند بروم (در واقع همان اول که پستات را گذاشتی یک چیز کوچکی نوشتم اما بعد ارسال نکردم). اما میبینم همه موافقاند بدون اینکه احتمالا بیشترشان (و نه البته همه) ۱) درست بگویند ۲) در عمل هم پایبند این حرفها باشند و وقتی پای رابطهی جنسیی خارج از رابطهی زناشویی به وسط بیاید آن را به عنوان حقشان قبول کنند و به همان سادگی که حق طبیعیی ناشی از گرسنگیشان را برطرف میکنند، "حق طبیعی" نیاز جنسیشان را رفع و رجوع کنند.
SoloGen | December 23, 2005 04:37 AM

اين که روابط جنسی را يک حق بدانيم خيلی بهتر از اين است که آن را يک نياز بدانيم. حق تعريف بسيار راحتتری دارد تا نياز، و در اين که واقعاً روابط جنسی نياز باشد نمیتوان يقين داشت (حتی بعد از اين همه فرويد و مارکوزه!)
در واقع «حق» به مفهوم حقوقیاش يک چيز قراردادی است، توافق میشود که همه از امکان خاصی بهرهمند باشند؛ بنابراين گفتن اين که «روابط جنسی حق آدم است» خيلی پراگماتيستیتر از اين است که بگوييم «...نياز آدم است» در واقع ما میتوانيم سر اين جمله توافق کنيم يا توافق نکنيم. قيدهايش را کم و زياد کنيم (مثلاً آيا فرد حق خيانت به همسر رسمیاش را دارد؟ و آيا اين امر قابل پيگيری قانونی است؟)
به نظر میآيد سوآل شما در مورد روابط جنسی آزاد است، که در آن تنها رضايت طرفين شرط است. بياييد کمی موضوع را عملیتر بررسی کنيم: وقتی جامعه به انسانها «حقی» را میدهد، در ظاهر عنوان میشود که اين حق طبيعی،ازلی و ابدی انسان بوده و گاهی کار به آسمان هم وصل میشود و میگويند اين «حق الهی» هر انسان است؛ اما واقعيت اين است که حقوق بر مبنای امکانات جامعه داده میشود. برای مثال اگر حق آزادی بيان داده میشود متناسب با جامعهای است که در آن امکانات نشر عقايد، پيگيری قضايی و انحصار خشونت در دست حکومت کاملاً وجود داشته باشد، در واقع اينها پيشفرضهای اعطای حق «آزادی بيان» و ابزارهای تضمين آن هستند. روابط آزاد جنسی هم در يک جامعهی مسئوليتپذير که مثلاً به حقوق همهی کودکان مثل آموزش درست اهميت میدهد «اعطا» میشود.
در چنين جامعهای هر کودک از سنين پايين تحت حمايت دولت است، حتی اگر کسی سرپرستی او را به عهده نگيرد حکومت تکفل او را به عهده میگيرد. به علاوه ابزارهای پيشگيری از بارداری آن قدر هست که احتمال بارداری در روابط صرفاً لذتجويانه را بسيار پايين میآورد.
حال اين وضعيت را با وضعيت يک جامعهی قبيلهای مقايسه کنيد: قدرت اقتصادی در دست «پدر» است، بنابراين سلسلهی «نسب» پديد میآيد و آدم «بیپدر» به طور طبيعی خوار و ذليل است و از امکانات اوليهی حيات محروم میشود. همچنين دانش نسبت به جلوگيری از بارداری اندک است. طبيعی است که چنين جامعهای عقايدی شديداً محدودکننده در مورد روابط جنسی داشته باشد و درضمن هالهای از تقدس در اطراف هر چيز مربوط به جنسيت قرار دهد. چنين جامعهای نمیتواند، يعنی امکاناتاش را ندارد تا «حق روابط جنسی آزاد» را به اعضای خودش بدهد، اگر بدهد از هم فرو میپاشد. قضيه در ابعاد کوچک در عشيرههای عرب خوزستان و فيلم «عروس آتش» که بر اين مبنا ساخته شد قابل بررسی است: در عشيره امکان اين وجود ندارد که کسی با غير از عموزادگاناش وصلت کند، چون در غير اين صورت املاک با ارث و ميراث در دست «غريبهها» میافتد و عشيره از هم میپاشد.
حالا فرض کنيم فرد بين دو جامعه: جامعهی دولتسالار مدرن و جامعهی پدرسالار قبيلهای قرار بگيرد. اينجاست که داستان دردناک ما جهانسومیها شروع میشود. قبيله سعی میکند با حفظ قوانين خودش از حل شدناش در اجتماع اتمی مدرن جلوگيری کند. «غيرت» ظاهر میشود و مردان قبيله برای حفظ «ناموس» زنان کار را به خشونت میکشانند. قتلهای ناموسی زياد میشود، از طرف ديگر آمار شوهرکشی از ترس قتل ناموسی هم بالا میرود. بدتر از اين وضعيت حالتی است که دولت مدرن که اصلاً نقيضهی تاريخی پدرسالاری است، از بیشعوری و نفهميدن موقعيت تاريخی خودش در دنيای مدرن، تبديل به پدر دوم شود. اين وضعيت اسفبار قوز بالای قوزی است که ما در ايران داريم. در اين حالت دولت مدرن نمیفهمد که ديگر دخالت در روابط جنسی آدمها که ضرورت عصر قبيلهای بوده مفيد نيست بلکه ابزارهای حمايتی دولت بايد در جهت اين باشد که عوارض چنين روابطی را کم کند؛ نه اين که نقش پدر يا برادر غيور را برای تمام زنان بازی کند. اين صرفاً بیشعوری حکومتی است.
خلاصه اين که با شرايطی که ما فعلاً در ايران داريم، نمیتوان گفت که جامعه امکاناتاش را دارد تا «حق روابط آزاد جنسی» را تضمين کند. ممکن است امکانات مادیاش را داشته باشد اما امکانات فرهنگی را نه.
amin | December 23, 2005 08:00 AM

راستی اگه نظر من براتون جالب بوده خجالت نکشيد ايميل بزنيد و تشکر کنيد.
amin | December 23, 2005 08:04 AM

ببین صنم جان،به نظر من قبل شروع این بحث و عنوان کردن این سئوال بهتره یه تعریف از رابطه جنسی داشته باشیم، تعریفها از رابطه جنسی خاص هر جامعه و ارزشهای اجتماعی اون جامعه است. اینجا در اروپا داشتن روابط آزاد جنسی هم حق هر کسی هست و از سن خاصی به بعد دختر و پسر خودشون رو بدن خودشون تصمیم میگیرن. به نظر من باید اول به دیدگاه جامعه به سکس و روابط جنسی نگاه کرد، اونها رو تعریف کرد.قبل از هر چیز از خودمون بپرسیم در جامعهای مثل ایران به چی سکس و رابطه جنسی میگیم و تعریف حق داشتن چیه. یعنی هر مفهومی رو که به کار میگیریم باید قبلش روشن کرده باشیم منظورمون از این مفاهیم چیه. اینجا تو هم از مفاهیم رابطه جنسی، حق و همچنین حقوق بقیه آدمها که نباید زیر پا گذاشته بشه، نام بردی، بیا قبلش اینها رو روشن کن! تو همین نظراتی که اینجا گذاشتن کسی از پدفایلی و رضایت بچهها به داشطن سکس با یه آدم بزرگسال حرف زده، خوب این چیزیه که باید روشن بشه که مثلا یه بچه که اصلا نمیدونه سکس چیه چطور میتونه رضایت داشته باشه؟
خلاصه بحث جالبیه. شاد باشی
لیلا | December 23, 2005 08:39 AM

مسلمن یک "حق طبیعیه". اما هر چیزی حتی طبیعیش اگه توش زیاده روی بشه،صورت زشتی پیدا میکنه. از اینا گذشته میل جنسی اگه بخواد زیادی تنوع طلب باشه، بازم به نظر من یه سوء استفاده محسوب میشه.درسته که سرکوبش عواقب خیلی بدی داره، اما همیشه پی اون هم رفتن و هر جا با هر که و هر وقت که شد؛ تخلیه اش کردن هم ، به نظر من جنبهء طبیعی بودن و حق بودنشو زیر سوال میبره.
بلفی | December 23, 2005 10:45 AM

میبینم اخبار کانادا رو هم دنبال میکنید!
anonymous | December 23, 2005 12:59 PM

نمي دانم وقتي صفت طبيعي به چيزي بدهيم چه اتفاقي برايش مي افتد... اما من در اين مورد فكر مي كنم حس رابطه ي جنسي وجود دارد... و به نظرم به شدت هم به ميزان تعادل روحي آدمها كمك مي كند.
باد صبا | December 23, 2005 01:48 PM

salam
baraye hemayat az sandikaye otobosranei v eteraz be dastgireie 8 tan az anan be in weblog v harekate an bepeyvandidi!!!
otobos | December 23, 2005 01:58 PM

به نظر من حق طبیعی هر انسانیه که رابطه جنسی داشته باشه با کسی که دوستش داره. متاسفم که ملاک قضاوت خیلی از مردها و زنهای ما در مورد شخصیت زنها بسته به سالم نگه داشتن پرده بکارته حتی تا اخر عمر و این تفکر باعث شده که خیلیها از این لذت محروم بمونن و در تلاش برای نگه داشتن و نداشتنش دچار تناقضات درونی بسیاری بشن.
نوشته های پشت شیشه | December 23, 2005 03:02 PM

در نظر من نيازي طبيعيه و بايدم باهاش طبيعي برخورد بشه . تا جايي كه هر دو طرف راضي و راغب به اين كار باشن و بعد از اون هيچ احساس بدي نداشته باشن . خيلي از مشكلات و عقده هايي كه بوجود ميان بخاطر سركوب اين ميله .
ولي بازم تكرار مي كنم كه بايد صددرصد هر دو طرف در اين رابطه سود كنند نه ضرر .
kathy | December 23, 2005 03:47 PM

به نظر من هم اين حق طبیعی هر انسانه که با کسی که دوستش داره رابطه جنسی داشته باشه.
شاد باشی
خنگ خدا | December 23, 2005 03:48 PM

به نظر من حق آدم هست ولي آدم با توجه به عقيده اش کار سودمند را انجام مي دهد و اگر سودي در اين کار نيافت يا بهتره بگم براي سودي سراغ اين کار نرفت لزومي ندارد که از اين حق استفاده کند.
امير | December 23, 2005 04:04 PM

فکر کنم بحث اصلیت سر بودن یا نبودن ماجرا نیست.چون غریزه رو که نمی شه منکر شد بحث سر چه جوری بودنشه آره؟ درست گرفتم؟ تو می گی هر کی خودش می تونه انتخاب کنه راهشو. به نظرم میاد این بحث باز برای من وتو به دوراهی نخوره اگر ماجرا به حوزه شخصی آدما ختم بشه. دوراهی برای ما اونجا شروع می شه که بپرسیم پس مثلا بیزنس با این غریزه هم می تونه یه انتخاب باشه و بیزنس حتا با غریزه دیگران هم به شرطی که خودشونم بخوان می تونه یه انتخاب باشه؟و اونوقت تازه ماجرا شروع می شه.
خب انتظار که نداری من این بحثو تو این کامنت باز کنم؟ مساله اینه که توی پستی که نوشتی یه بدیهیاتی هست که دستکم ما سرش دعوا نداریم ولی تو همون بدیهیات تفسیرهایی در میاد که براحتی نمی شه بهشون جواب داد و کلی جای بحث و حرف داره.
ولی کلا بحث خوبی رو شروع کردی می شه به عنوان یه پدیده اجتماعی بهش نگاه کرد و بهش پرداخت.مرسی
آسیه | December 23, 2005 04:14 PM

کاملا صحیح است ... اما نظر جامعه هم مهم است. من اگر زمانی در ایران دختر داشته باشم - و به فرض محال به حرف من گوش بدهد - اجازه سکس داشتن را بهش نمیدهم. اما در آمریکا ترجیح میدهم آدم نرمالی باشد و سکس با دوست پسرهایش را امتحان کند. واقعیت این است که جملهای اینچنینی در ایران زیاد شنیده میشود:« طرف جنده است، پسره هر روز داره میکندش»! ... یا از اون بدتر:« هاااهااا دیشب زدمش زمین»!! گرچه این چنین دیدی در آمریکا هم به میزان بسیار کمتری وجود دارد، اما از نظر فراگیری قابل قیاس با ایران نیست.
Mazda | December 23, 2005 04:16 PM

نیاز طبیعی و حق. باهات موافقام.
هاله | December 23, 2005 05:09 PM

خب مسلمه که داشتن روابط جنسی حق طبیعی هر انسانی ست اما مشکل اینجاست که خیلی جاها حق قانونی او نیست. یعنی در مواقع قانو این حق طبیعی رو ازش گرفته مثل بعضی از قوانین اسلامی. راستی لحنت به نظرم عصبانی رسید. امیدوارم نگرانی چیزی نداشته باشی.
الناز | December 23, 2005 05:45 PM

برای علمای اسلام یه حق مسلمه. برای من و شما گناه کبیره
پزشک وظیفه | December 23, 2005 06:07 PM

salam , are ye niyaze tabieiye , kamelan ham tabieiye , mesle niyaz be nafas keshidan niyaz be doost dashtan va morede doost dashtan vaghe shodan . taboo haye khely badi az sex to zehnamon shekl gerefte ke bayad ye joori be in ghodrat beresim ke beshkanimesh
Hanif Barazandeh | December 23, 2005 06:41 PM

درمورد رابطه جنسي حرف براي گفتن زياد دارم اما فعلا يه نكته : تو وبلاگم يه مطلب نوشتم در مورد منطقه ممنوعه دانستني ها ، كه فكر مي كنم رابطه جنسي هم جزو اين منطقه باشد . اگه وقت كردي حتما اون رو بخون.
مهرداد | December 23, 2005 07:19 PM

من با این جمله موافقم. مواردی مثل پدوفیلیا در این اصل نمیگنجه چون رضایت طرفین در این مورد معنی نداره. همین طور رابطه ی خارج از ازدواج هم ایرادش به خاطر نقض قرارداد ازدواج هست نه به خاطر این که روابط خارج از ازدواج به خودی خود اشکال داره.
mohammad | December 23, 2005 07:26 PM

mohammad | December 23, 2005 07:27 PM

رابطه جنسی یه نیازه , درست مثل غذا . تا وقتی که بنا به دلایلی مانند شغل , بیماری یا هر دلیل دیگه ازش محروم نشده باشید باور نمی کنید که حق نیست بلکه نیازه .
در فراغ یار | December 23, 2005 10:22 PM

ژوبین | December 23, 2005 11:35 PM

سلام
فكر مي كنم مساله روشن هست. رابطه جنسي يك نياز است كه ازابتداي زندگي بشر با اون همراه بوده و تاكنون نيز هيچ ايدئولوژي زهد گرايي نتوانسته آن را براندازد.
و ا ينكه، وبلاگ شما، به وبلاگ تحليل هاي روزانه لينك شد.
مهدي | December 23, 2005 11:59 PM

اين جملهايه كه ميشه توي بيانيهي حقوق بشر هم اضافهاش كرد! من كاملا موافقم!
looloo | December 24, 2005 01:20 AM

sex badihi tarin haghi ast ke ma enkar mikonim
hooman | December 24, 2005 02:41 AM

در اينكه رابطه ي جنسي حق هر آدميه, شكي نيست...اما قضيه خيلي هم به خواست شخصي آدما بستگي نداره . چون به هر حال يه پاي قضيه به نفر دومي مربوط مي شه كه ممكنه از اين حق خيلي خوشش نياد. يعني به هر حال ممكنه به حقوق بكي ديگه تجاوز بشه. اليته همه ي اينها تعريف هاي اكتسابي هستن و مسلما اگه ما از اول جور ديگه اي به جريان نگاه مي كرديم مي تونستيم اونو خيلي ساده تر از اينا ببينيم..مثل خيلي از چيزا رابطه ي جنسي مي تونست فقط و فقط به خود ادم مربوط بشه و بس.اما با شرايط فعلي آدم بايد خيلي به ذهن و توانايي هاي فكري ش مطمئن باشه كه بتونه چند تا رابطه رو هندل كنه!
نعيمه دوستدار | December 24, 2005 02:53 AM

سلام دوست من سکس مثل غذا خوردنه هر دو طرف نیاز مند هستند ما نمی تونیم به سکس را یه چیز لوکس بدونیم .
سوالی درباره منابع تحقیق کردید فکر کنم من تمام منابع استفاده در تحقیق را نام بردم . از اینک به من سر زدید ممنونم
tik | December 24, 2005 02:59 AM

برای من جالب بود که خورشد خانم این سوال رو بپرسه، چیزی که از نگاه خیلیها جزو بدیهیاته. من برای قضاوت کردن در این مورد خاص از واژه ای فراتر از حق بودن یا طبیعی بودن استفاده می کنم، نیاز جنسی، رابطه جنسی و ارضای جنسی همگی بدون شک هر کدوم یکی از اجزای -غریزه- انسان هستند که تحت هیچ شرایطی قابل صرفنظر کردن هم نیستند. فراتر از این که نگاه کنیم این جزء از غریزه در عالم شامل تمام موجودات جاندار دیگه هم میشه و شاید مهمترین جنبه حیات باشه. پس کلا در مورد یک اصل بسیار بدیهی و پایه ای صحبت می کنیم که کسی نمیتونه خدشه ای به اون وارد کنه. با ورود به حیطه انسانیت و بحث لذت، به نظر من این اصل، حق و نیاز پررنگ تر و جدی تر هم میشه و قطعا کسی نمیتونه این حق رو از کس دیگه و حتی از خودش دریغ کنه. حتی مذاهبی که این نیاز انسان رو محدود می کنند هم به نظر من ماهیت ضد انسانی دارن... تنها و تنها محدود کننده نیاز جنسی انسان همان حقوق اجتماعی جامعه انسانی و عدم تجاوز به حریم اشخاصه، والسلام.
k1-35 | December 24, 2005 03:51 AM

اینو یادت باشه خورشید خانوم جون! که کسانی بیشتر در معرض خودارضایی و جنایات جنسی هستند که خودشون کاملا این مسئله رو کتمان می کنند.. خوشحالم که ایران نیستی و از این روزنامه های مزخرف حوادث نمی خونی..
من | December 24, 2005 03:57 AM

خب اول جواب آقای افشین! اگه خیال می کنی ژست روشنفکری و غصه زنان افغانستان خیلی جذابه مشکل خودته. اگه مردن زن افغانی مساله مهمیه منطقا دلیل مهم نبودن خودکشی یه دختر پولدار به خاطر مرگ گربه چندش آورش تو بورلی هیلز نمی شه جناب! یه دلیل مهم بودن مساله همینه که تا الان که من دارم می نویسم چهل و نمی دونم چند نفر اینجا کامنت گذاشتن که لابد از نظر تو و مصباح یزدی و چارلز دیکنز احمقند!
دوم سرکار خانم سوسکی خانم! من می فهمم که ما معیار صحیحی برای بزرگ شدن آدما نداریم و اعتقادی به چرندیاتی مث ذات محدث آدمی و فطرت هم ندارم که بگم با یه چیزی مث همجنس بازی و پیدوفیلیا منافات داره0 اما اعتقاد راسخ دارم اون آدمی می تونه در مورد مسایل جنسی خودش تصمیم بگیره که لا اقل به بلوغ جنسی رسیده باشه و از نظر فیزیولوژیک با شریکش برابر باشه وگرنه من خلاف این قاعده رو تجاوز محسوب می کنم حتی اگه با توافق طرفین باشه.
sirous | December 24, 2005 04:10 AM

سلام.
شايد حق كلمه قشنگتري باشه ولي توي جامعه امروزي ما قطعا انقدر كم بهش پرداخته شده كه به يك نياز بدل شده. نيازي كه براورده نشدنش توي سنين وشرايط لازم ودرست متاسفانه خيليها رو به تباهي كشونده وبيماران جنسي، جسمي وروحي زيادي رو تحويل جامعه داده.(بيجه ها وخفاشها و... كه يادتون نرفته؟)
علي | December 24, 2005 04:31 AM

اما راستش این سوال به صورت ایزوله و بدون در نظر گرفتن مخدوش کننده ها (و البته بدون در نظر گرفتن ایدئولوژیها اعم از مذهبی و غیره) جوابش معلومه! بله هر انسان بالغی این حقو داره و زن و مرد هم نداره. خیانت و همجنس بازی و هرزگی و مالتی-پارتنر بودن هم غلط بودنش حکم اخلاقیه نه منطقی و بستگی به اعتقاد و تقید انسان به یه دستگاه اخلاقی داره! اما هیچ انسانی حق نداره دیگران رو فیزیکی و یا غیر فیزیکی مجبور به همخوابگی کنه. می دونم با این قسمت خیلی هاتون موافقید اما منظور من از غیر فیزیکی اقناع یه آدم دیگه با سفسطه منطقی هم هستا! هر آدمی به اندازه حقی که تو برقراری ارتباط جنسی داره نسبت به عواقبش هم مسوولیت داره (قانون حق و تکلیف) و فریب یه انسان دیگه جهتگیری عواقب رو یه طرفه خواهد کرد. از نظر من فعلی از سنخ تجاوز جنسیه!
sirous | December 24, 2005 04:38 AM

خورشید نوشته بودی: "داشتن روابط جنسی حق طبيعی و قانونی هر آدميه، زن و مرد هم نداره، تا وقتی که حقوق بقيه آدم ها زيرپا گذاشته نشه و به کسی آسيبی زده نشه. و البته رابطه جنسی ای که با توافق طرفين باشه" ، چند تا سوال مطرح میشه که ممنون میشم خودت یا خواننده ها جواب بدین:
1 - توافق طرفین دقیقا یعنی چی؟ به نظر من یک رابطه جنسی وقتی شکل قشنگتری داره که توام با یک حس مشترک عاطفی باشه. رابطه ای که صرفا برای رفع یک نیاز غریزی و عاری از حس دوست داشتن باشه، از نظر من یک نوع تحقیر متقابل هست. آیا با فرض وجود یک حس مشترک عاطفی، بعد از پایان دادن به یک رابطه ، در هر صورت یکی از طرفین آسیب (روحی) نخواهد دید؟
2 - در جواب شما: آره، لازمه که "طبیعی" رو تعریف کنیم، چون این معیاری خواهد بود برای سنجش اینکه
آیا حقی زیر پا گذاشته شده یا نه؟ و آیا کسی آسیب دیده یا نه؟ (به خصوص آسیب روحی).
3 - با توجه به این که در جامعه ما احتمال آسیب دیدن دخترها به مراتب بیشتر هست، خود شما اگر دختر میداشتی و ایران زندگی میکرد، این حق طبیعی رو چطور براش تعریف میکردی؟ تا قبل از تصمیم گرفتن برای زندگی مشترک با یک نفر، با چند نفر رابطه جنسی داشتن رو نرمال میدونستی؟ و در آخر این که، داشتن این رابطه چقدر میتونست در زندگی مشترکش تاثیر مثبت یا منفی داشته باشه؟
سهراب | December 24, 2005 07:16 AM

به نظر من حق هرکسی هست که احساس می کنه لازمش داره . و همينطور حقشه در فضايی محترم بتونه به اين خواسته طبيعی رسيدگی کنه ... اگه اين امکان برای همه وجود داشته باشه خيلی از اتفاق های عجيب و غريب کمتر می شمرند ولی مسئله اصلا اينه که آدمها با اين قسمت از وجود خودشون رو راست نيستند ... جبر وعرف و هزار و يک چيز ديگه رو هم بذار کنارش تبديل می شه به معضلی اساسی ... دوستانی داشتم در همين تهران که ماجرا براشون کاملا حل شده بود و يعنی با اين تربيت بزرگ شده بودند که حق دارند در مورد اين مسئله آزادنه تصميم بگيرند طوری که وقتی يکیشون براثر يه بی احتياطی باردار شد بااولين کسی که موضوع رو در ميون گذاشت پدرش بود اونهم بلافاصله براش از دکتر وقت گرفت تا مشکل رو حل کنند ... بگذريم داشتم می گفتم من به چشم خودم می ديدم در مورد کوچکترين عضو اين خونواده که به چقدر آدم موفقی بود . چقدر به راحتی تصميم های بزرگ می گرفت و عملی می کرد و چقدر قابلیت و توانايی داشت و اين حاصل يک مدل تربيت بود که به اون آدم ياد داده بود با همه چيزخودش کنار بياد . خواست های خودش رو باور کنه و عملی شون کنه ... نمی دونم منظورم رو درست تونستم برسونم يا نه ؟ به نظرم ماها وقتی بچه بوديم از يواشکی گوش کردن به درگوشی حرف زدن زنها يک کلمه حرف راست نشنيديم ... نسلی که مادران ما بودند تظاهر به عدم نياز زنها به همچين چيزی می کردند و سعی می کردند ماها رو بدون کمترين انعطافی نسبت به اين ماجرا بزرگ کنند انگار که می خواستند انتقام از نسل بعد بگيرند بعد ترها معلوم شد که اين فقط يه جور فرافکنی بود .
آلوچه خانوم | December 24, 2005 08:53 AM

1-منم موافقم(البته قانونی که نیست ،اما خب!)
2-در صدکسایی که "یه جورایی"مخالفن 10 درصد هم نیست.پس چرا ما هلند نیستیم؟(جوابش واضحه)
3-در مورد ابعاد فلسفی و حقوقی و اخلاقی تئوریک ماجرا من نظری ندارم ،اما یه نکته خارج از متن دیمی بگم اونم اینکه نظر غالب اعضای این جمع (داخله و خارجه)-من جمله خودم-با عملشون جور در نمیاد.از "عمل" هم منظورم فعالیهای مقدس حوزه رختخواب نیس،بلکه قائل بودن این حق -و دفاع از استفاده از آن-برای خود و دیگران می باشد.
دلایلم رو هم دراین باب مطرح نمی کنم باشد که محل دعوا و فحش کاری گردد.
علی | December 24, 2005 10:15 AM

ضمن اینکه به نظرم صاحب اون جملات قصار بسی پیراهن پاره کرده در راه سکس، باید یه موضوع رو روشن کنم که وقتی نوشته "سکس حق هر انسانیست" نویسنده می خواد خواننده رو به یه طرف دیگه سوق بده. در اینکه سکس یک نیازه اصلا شکی نیست ولی وقتی می گیم حق یعنی بر می گرده به یه چیز توافقی که توی جامعه ایران یعنی یه تابوی کلفت به اندازه مار بوآ.
من حق دارم که راجع به سکس حرف بزنم. تجربه کنم. حتی معتادش بشم(!) و بعد یه مدت ازش زده بشم. اینا همه حق منه. اما آیا این حق در ایران رعایت میشه؟
پژمان | December 24, 2005 11:20 AM

به نظر من هر چند نیاز جنسی یه نیاز حیاتیه ملی خیلی مسخره هستش اگه کنترل نشده باشه...یعنی خارج از محدوده روابط رناشویی! یعنی فرق میکنه! من آدم خشکه مذهبی نیستم! ولی به خدا، قرآن ، و اسلام ایمان دارم! نه اسلام آخوندها! و همانطور که خدا گفته چه بهتر که این نیاز مقدس هم تحت چهارچوب های تعیین شده بمونه! یادمون نره که ثابت شده نیاز جنسی نک نیاز طماعه! یعنی اگر کنترل نشه حریص تر میشه! و اونوقته که فاجعه به بار میآد!
ali payandeh | December 24, 2005 11:58 AM

با طبیعی بودنش موافقم اما ضرورتش مسلما مثل اب و غذا نیست . به عنوان یک زن از سکس بدون رابطه روحی عاطفی لذت عمیق نمیبرم و درک ادمائی که سکس رو بدون رابطه عاطفی و احساسی به طور مکرر تجربه میکنند برام سخته . اما این هم یک انتخاب شخصی است تا جائی که به دیگری اسیب نرسد و او هم کاملا توجیه شده باشد .
لیلا | December 24, 2005 01:20 PM

آقای سیروس خان, بهتر نیست به جای کتک زدن بنده بری کامنتم رو با دقت بخونی؟ من با سکس افراد نابالغ, پدوفیلی, تجاوز, خیانت و برده کشی جنسی مخالفم و دلیل عصبانیت شما رو از کامنتم نمیفهمم. چون ظاهرا نظرم با نظر شما منافات چندانی نداره.
--سوسکی
سوسکی | December 24, 2005 02:05 PM

سرکار خانم سوسکی
گویا نیم عصبانیت بنده از اقای افشین رو به خودتون تعمیم دادید وگرنه من هم با شما موافقم که نظرتون منافاتی با نظرم نداره! من فقط می خواستم بهتون بگم چرا پیدوفیلیا رو در زمره سکس ناآگاهانه و به تبع نوعی Rape به شمار میارم. ارادتمند!
sirous | December 24, 2005 02:46 PM

اين جملات خيلی رايج هستند در گفتگوهای روزمره هم زياد شنيده میشوند که «رابطه جنسي مانند خوردن و خوابيدن و ديگر نيازهاي طبيعي هر موجود زندهای» است (کامنت kamal)، «سکس مثل غذا خوردنه» (کامنت tik) يا «رابطه جنسی یه نیازه، درست مثل غذا» (کامنت با عنوان «در فراغ یار») در حالی که اين جمله از لحاظ منطقی نمیتواند درست باشد. نيازهای حياتی مثل خوردن چيزهايی هستند که برای ادامهی وضعيت حياتی يک موجود زنده ضروری هستند، در حالی که سکس بر خلاف خوردن و حتی خوابيدن، به هيچ وجه يک نياز حياتی محسوب نمیشود.
چرا بايد در تلاش برای «طبيعی» جلوه دادن رابطهی جنسی بايد آن را به چيزی کاملاً بیربط مثل «غذا خوردن» مربوط کنيم؟ با آن که میگويند «در مثل مناقشه نيست» اما به نظر من اگر اين مثال که «سکس چيزی است مثل خوردن» جدی گرفته شود باعث يک سکس بسيار تهی و غيرانسانی میشود؛ در واقع يک جور خودارضايی دوجانبه! چرا سکس را با نيازهای ديگری که اتفاقاً خيلی نزديکتر هستند، مثل نياز به روابط عاطفی مقايسه نمیکنند؟ شايد میترسند زياد «رومانتيک»اش کرده باشند و از جنبهی «فيزيولوژيک» دور شده باشند؟ در حالی که نياز به روابط عاطفی هم نيازی است کاملاً فيزيولوژيک که در تمام جانوران تکامليافته دارای حس مادری به خصوص پستانداران قابل مشاهده است.
اما کامنت جالبتر از کسی است که با عنوان «من» نوشته «کسانی بیشتر در معرض خودارضایی و جنایات جنسی هستند که خودشون کاملا این مسئله رو کتمان می کنند» نکتهی جالب اين است که «خودارضايی» را در کنار «جنايات جنسی» قرار داده!
amin | December 24, 2005 07:55 PM

Funny.. I left Iran pretty young and defintley my point of view is more western.. But my mom went back home couple of years ago and couple of family friends asked her what she thinks of Premarital Sexual Relationship, and if she thinks that a girl should marry Virgin?? This was my mom's response :" Khob Javoona ham bayad yek joori moshkelate Jensishoon ro hal konanad, in rooz ha ham ke midoonid sene ezdevaj rafteh bala.." Me and my siblings still make fun of her for such remarks, which was apprantley Insulting to Iranians!!! But anyways, having sex is a private matter between TWO CONSETING ADULTS, that's it.. None of anybody's business as long as it is between two conseting adults...
linda | December 24, 2005 08:28 PM

benazare man sex overrated e! bishak be paye lezzate ghaza khordan nemirese! albatte shaydam be indalile ke dar entekhabe inke chi bokhori va key bokhorish dastet baztare nemidoonam!
morad Masjedi | December 24, 2005 10:37 PM

مرسی از کامنت مزدا...توی ایران زن هنوزم که هنوزه یه سکس آبجکته و هنوز فرهنگ ما(نسل جدید به نظرم بدتر هم شده اند)براش نیاز جنسی و لذت قائل نمیشه...همیشه زن داره به خواسته مرد تن میده...برای همینم به زعم مردا و یا خیلی از زنها،وقتی یک زن با کسی سکس داره یا داره بهش لطف می کنه و یا به قول معروف "خر" شده...
نسیم صبا | December 25, 2005 02:10 AM

سکس نه تنها يه نياز طبيعيه، که کاملا حياتی هم هست و بدون اون زندگی به کل امکان پذير نيست و نسل بشر که هیچی، نسل تمام موجودات زنده ور میافته.
اونهايی که اينجا نوشتن سکس نياز حياتی نيست شايد فکر میکنند به روش گرده افشانی گياهان به دنيا اومدن.
و البته آدم امروز اونقدر عاقل و بالغ شده که نيازهای حياتی رو هم تبديل به لذت بکنه. اصولاً وقتی تمدن هوشمند به يه جايی برسه که نيازهای طبيعی به راحتی برآورده بشه، تنها چيزی که به ادامه زندگی معنا خواهد داد لذته. حالا شايد ما هنوز به اينجا نرسيديم ولی به هر حال خيلی هم ازش دور نيستيم.
اما همهی اينها در مورد انسان مدرن و هوشمند صدق میکنه. بدویها که هنوز هم تعدادشون کم نيست نظر ديگهای دارند:
"مردم قريش «به غير از شيوه متداول همبستری با زنانشان، با آنها از دُبُر لواط نيز میکردند» که اين کار برای مردم مدينه ناشناخته بود. يک زن انصاری به ديدن امّسلمه رفت و از او خواست که اين موضوع را از پيامبر (ص) بپرسد. پيامبر (ص) همانطور که روش او بود آن زن را فراخواند تا پاسخ اين مساله را که از طرف خداوند نازل شده بود، شخصاً به او بگويد. وقتی زن آمد، پيامبر يا ميانجی يا قانونگذار، آيه 223 از سوره بقره را برای او خواند که در مورد نوع و شيوه همبستری به مردان حق تصميمگيری میدهد: «زنان شما[در حکم] کشتزار شما هستند، پس هر گونه که خواستيد به کشتزار خويش در آييد و برای خودتان پيش انديشی کنيد.»"
-زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش، فاطمه مرنيسی، صفحه 225.
sao! | December 25, 2005 03:22 AM

در رابطه با کامنت امين بايد بگويم درست است که سکس بيشتر يک نياز عاطفي است تا جسمي ولي اگر مطالعه دقيقي از اين موضوع بشود متوجه ميشويم که افرادي که سکس موفق داشته اند( هم زن و هم مرد - حتي متاهلها) در برخوردهاي روزانه و تصميگيرهاي خود موفق تر از افرادي هستند که نتوانسته اند با اين موضوع کنار بيايند و آن را حل نموده باشند. و به اين دليل است که به خوردن غذا تشبيه ميشود چون يک نفر که تقذيه مناسبي داشته باشد در جامعه موفق تر از يک نفر ميباشد که احيانا گرسنه و يا غذاي کافي نخورده است.
در نظر بگيريد يک نفر که گرسنه است و يا غذاي خوبي ميل ننموده باشد چگونه ميشود از اين فرد انتظارداشت که در محلي که انواع خوراکيها در مقابل او قرار دارد بتواند درست تصميم بگيرد و درست برخورد نمايد. ولي برعکس اگر اين شخص يک غذاي خوب (در خانه خود و يا در يک رستوران خوب) ميل نموده باشد در برخورد با غذاهاي ديگر تحت تاثير قرار نخواهد گرفت.
مثال اين مورد اين ميشود که اگر يک مرد و زن ( حتي زن و شوهر) وقتي از سکس يکديگر لذت نبرند در جامعه و در برخورد با جنس مخالف اغلب تعادل خود را از دست ميدهند و نهايتا نميتوانند آدمهاي موفقي باشند.
kamal | December 25, 2005 04:07 AM

من با تک تک کلمات این جمله موافقم و نظرم دقیق همینه
ساناز | December 25, 2005 04:52 AM

k1 | December 25, 2005 05:03 AM

نيازه. با زياد نوشتن و زياد پرداختن بهش هم نميشه تبديلش كرد به حق. اينيكه با كي باشه و يا چطور باشه يا كي و كجا باشه حقه. اونم تا جاييكه به حقوق ديگران تجاوز نشه.
reza | December 25, 2005 08:21 AM

من با این جمله موافقم(مثل خیلی از دوستان غیر از موارد پدوفیلی حتی اگه با توافق طرفین باشه و به غیر از مواردی که طرفین راضین اما یکی از اونا یه چیزی که اثری روی سکس داشته باشه مثل یه بیماری رو مخفی کرده باشه)،اما اینجا نیومدم فقط بگم که موافقم!می خوام بگم که بزرگترین آسیبی که خود من از نظر روحی در این زمینه می بینم اجبار به مخفی کردن اونه(حالا می تونه از خانواده،دوستان یا...باشه).توی همین کامنتا می بینی که دوستانی هستن که به بهانه ها و توجیهات مختلف می گن با اینکه حق طبیعیه ولی برای دخترا توی ایران خوب نیست!!!!می خوام بگم که اگه حقه چرا انکار؟
مینا | December 25, 2005 09:40 AM

khob , man fekr nemikonam ke sex yek niaz e tabiei bashe mesle khodran , be nazare man sex yek niaz nist chon age intor bashe chera darim kasani ro ke aslan as sex nemikhan, na inke doost nadashte bashan , asaln lezzat nemibaran az hata agar ham erade konan.nemidoonam manzoozram ro resoondam vali man ham dar in mored ebham ziad daram , age etelaat ya manabei dashtid ke mitoone be man komak kone lotfan email bezanid, mamnoon
sara | December 25, 2005 10:45 AM

آقای سیروس
ممنون از توضیحتون. سوتفاهم رفع شد.
ارادنتمند
--سوسکی
سوسکی | December 25, 2005 02:04 PM

جناب sao اينجا نظر درخشانی دادهاند و نيازهای حياتی يک فرد را با نيازهای حياتی يک گونه از موجودات زنده قاطی کرده و از اين مغلطه نتيجهگيری جالبی به عمل آوردهاند.
مثال ديگری از اين نوع استدلال درخشان: کشاورزی برای بقای گونهی Homo sapiens ضروری است. پس کشاورزی يک نياز حياتی برای هر انسان است. نتيجه: هر انسان بايد کشاورزی کند!
سکس نياز حياتی نيست يعنی: اگر شما سکس نداشته باشيد نمیميريد (باور کنيد!) حدس میزنم اگر هم سکس داشته باشيد ضرورتاً توليدمثل نمیکنيد که به نياز حياتی گونهی خود کمک کرده باشيد. پس لطفاً مغلطه نکنيد جناب انسان مدرن و هوشمند!
در ضمن معمولاً انسانهای بسيار لذتدوست و متمدن بچهای پس نمیاندازند که لذتشان را خراب کند؛ بنابراين بعيد نيست اگر فرض کنيم نسل چنين نمونههايی از طريق گردهافشانی زياد میشود.
amin | December 25, 2005 03:02 PM

خورشيد جان اين چيزي كه نوشتي زياد پيش اومده كه براي من هم سوال شده
راستش فكر مي كنم نياز جنسي با يك نياز صرفا غريزي فرق مي كنه . منظورم از غريزه يك فرايند فزيولوژيكي صرف مثل غذا خوردن هستش به خاطر اينكه آدم اگه يك جور احساس و نزديكي روحي به يه نفر پيدا نكنه رابطه جنسي و جسمي صرف با اون آدم نمي تونه به طور كامل موجب لذت و رضايت بشه
آدمها وقتي به هم علاقه مند مي شوندمعمولا نياز يه نزديكي بيشتر جسمي پيدا مي كنند كه فكر مي كنم نهايتش مي رسه به رابطه جنسي كه آدمها رو به طور خيلي نزديك و خيلي خاص به هم ارتباط مي ده براي همينه كه باره از خودم پرسيدم آيا آدم تا وقتي كه با روح يه نفر ارتباط نگرفته آيا حق داره به جسمش نزديك بشه يا نه ؟
نفيسه | December 25, 2005 04:07 PM

به نظر شما توليد مثل حياتی نيست؟ يا اين که فکر میکنيد برای توليد مثل احتياجی به سکس نداريم؟
نه خير شما فکر میکنيد از طريق گرده افشانی متولد شدهايد جناب امين!
جالبه که ايشان تلويحاً بدوی بودن خودش رو هم قبول کرده. مدتها بود توبه کرده بودم با اين جور آدمها وارد بحث نشم. التوبه!
s | December 26, 2005 04:09 AM

درود به شما، من نوشته های شما را هر از گاهی میخونم. از بس که این سؤال را در وبلاگها دیدم، شک کردم که نکنه نویسندگان این وبلاگها، از جمله شما، واقعن به این موضوع باور ندارید. آخه عزیز جان، شما که خودتون جوابشو میدونین، نظر ملت را بره چی میخواین. اگر هم به قول دیگران تابوشکنی هست، خوب چند تا دلیل خوب بیارید. نظر یک زیدی مثل من به درد چی میخوره؟ این روش بحث هیچ کس را به هیچ جا نمیرسونه. نکته ی آخر، این یک سؤال انتزاعی نیست که نیاز به استدلال ذهنی داشته باشه. این همه تحقیقات علمی و آمار گوناگون. شما که خودتون بهتر از من میدونید. اینجوری همه چیزی یاد میگیرن.
ناشناس | December 26, 2005 05:30 PM

يك نيازه كه اگه بر آورده نشه، آدمو از حالت طبيعي خارج ميكنه و اگه توش زياده روي بشه هم همينطور. درست مثل خوردن و نوشيدن و بقيه احتياجات آدم.
***توصيه به آقايون: تا شريك جنسيتون به ارگاسم نرسيده، كنار نكشيد.
***توصيه به خانوما: اگه آقاهه عادت داره كه بدون توجه به خواست شما، باهاتون سكس داشته باشه و كار خودش كه تموم شد كنار مي كشه، بعد از يك بار اخطار، ديگه باهاش هم بستر نشين و برين با يه آدم حسابي ...
parsa | December 28, 2005 05:19 PM

aya in hoghoogh tabiye adamha marzi ham dare ya na?va aya in marz ra bayad khodeshan taein konand ya jamee ?
masalan agar khahar va baradari tasmim begirand az hagh tabieie malekyat bar badaneshoon estefadeh konan va be hich kas ham azari naresoonan,va bekhan ba ham sex dashteh bashan dorosteh?
aya agar ezdevaje homosexuels ha haghe tabiye anhast,ezdevaje khahar va baradar chetowre?
hamid | December 31, 2005 06:13 AM

سلام! اولین باره که بهتون سر زدم! وبلاگ جالبی داری ، قالب خوشگلی هم داره. راجع به نیاز جنسی باید بگم که درسته نیاز طبیعی آدمه اما نمیشه هر جور که خواست برآورده کرد ! به نظر من سکس فقط در قالب ازدواج باید برآورده بشه اگه اسلام می گفت هر جور دوست دارید می تونید خودتون رو ارضا کنید در مورد مسائل دیکه هم می گفت که هر جور دوست دارید عمل کنید! اون وقت هر کی هر کار دلش می خواست می کرد و خودش رو توجیه می کرد . قطعاً دستوری که اسلام در این مورد داده ( که فقط در قالب ازدواج باشه ، چه دائم چه موقت ) کاملاً انسانیه با توجه به این که بشر در این زمینه خیلی شکننده است و هر عمل نا به جایی ،( زنا ) نه تنها به خود فرد بلکه به اطرافیان هم ضربه می زنه.
باران | January 5, 2006 01:44 AM

salam khanoomi
age computeram farsi dasht farsi type mikardam vali honey joon nadare computeram.
be nazare man rabeteye jensi hagh e har kasy hastesh vali too jameye ma irooniha (hata inja ke iran nist); ya too jameye aksar e ma iroonia ye jorm e kheily bozorg hastesh! midooni man chand bar gheir e mostaghim daqrbareye rabeteye jensy ye dardodellaie too weblogam neveshtam; chand vaght pisha majboor shodam kolle weblogam o delete konam chon yeki ke mishnakhtam fahmide bood ke oona ro man neveshtam o ...rabeteye jensy hagh e tabiee har adamy hast vali bein e ma irooniha mes e bive boodan too zaman e ghadim mimoone. hata pesaraiee ke too us bozorg mishan o ba 1000 nafar mikhaban mikhan zan e ayandashoon virgin bashe! rabeteye jensy ye niaz e NAHOTEYE TAIEE HASTESH ke hadafesh baghaye bashar e ! hala be nazar e to kary ke hamchin hadaf e valaiee dare ye hagh e tabiee nist?
nikki | January 5, 2006 05:20 AM

سلام
قصد جسارت ندارم ولي ...
فرض كن من بخوام با تو سكس داشته باشم و تو هم يه جورايي راضي باشي خوب
ميشه بگي تكليف آقاي همسر چيه كه با تو ازدواج كرده كه از حقش استفاده كني و تو به هر دليلي يه با دلت بخواد با ديگري سكس كني ؟ ها ها ها ها
آرتوش | January 5, 2006 07:13 AM

من فکر میکنم آدم باید آزاد باشه و این حق آزادی رو برای خودش بخواد و توقعش رو داشته باشه. تا وقتی چیزی رو حق خودت ندونی، نمیان بدن دستت به زور. و وقتی اون حق رو بهش دادند اگر خواست با تمام شهر بخوابه و اگر نه باکره از دنیا بره (شستشوی مغزی رو ببین تا چه حدی بوده که الان می خواستم بنویسم "پاک از دنیا بره" انگار که امثال خودم که انتخاب کردند تا رابطه جنسی داشته باشند ناپاکند!!!!) همکاری داشتم که میگفت شوهرش تهدیدش کرده که اگر چنین و چنان نکنی میرم با فلانی می خوابم. گفتم خوب تو هم بگو منم با یکی می خوابم. ناراحت شد. گفت من اونجوری نیستم. انگار که بگه کثافت نیستم. گفتم نمیگم که بکن، بگو ولی نکن. باز هم ناراحت شد و چیزی در مایه های اونوقت اون فکر می کنه من زن خرابم گفت. چقدر بدبختیم که شوهر می تونه به زن چنین بگه و چنین بکنه و زن حتی آنقدر به نظرش کار بدی نیاد که به من بگه! ولی همان کار از طرف زن گواه بر خرابی اوست. وقتی می گیم "داشتن روابط جنسی حق طبيعی و قانونی هر آدميه" در اصل اشاره اصلی مون به زنه. چون مرد ها سالهاست و حتی قرن هاست که این را حق طبیعی و قانونی خودشون می دونن. ولی تا وقتی که زنها فکر می کنن در صورت داشتن رابطه جنسی خرابن، هنجره پاره کردن ما همان آب در هاون کوبیدن است. نمیگم برید با همه بخوابید. میگم recognize this as your right ، و انتخاب کنید که نمیخواهید با کسی بخوابید و یا بالعکس. حق را دارید، علاقه ندارید. و برای دیگران هم حق را قایل می شوید و اگر انتخابشان بر داشتن رابطه با کسی بود خراب نسیتند، فقط طرز فکرتان یکی نیست. پس قدم اول: فکرها را باید شست و جور دیگر باید دید!!
ayaala | January 5, 2006 06:46 PM

ی مردم ،زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند.اما نقصان ایمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم،ارث آنها نصف ارث مردان می باشد.پس از زنهای بد پرهیز کنیدو از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از انها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند.? ......اینم نگاه مذهبی اسلامی به زنان
خوب جایی برای اهمیت به سکس برای زنان باقی میمونه!!!!
رعنا | January 8, 2006 11:15 AM

salam az zahemate shoma mamnonam.
salar | January 27, 2006 09:17 AM

من ازمساله جنسی خیلی در عذابم وازاین مساله رنج میبرم وازلحاظ روحی وفکری خیلی داغونم میشه مراراهنمایی کنید. باتشکرازسایت خوبتون
ابراهیم ظاهری نسب | October 16, 2006 05:37 PM

لطفآ جواب رابه ایمیلم بفرستید. باتشکر
ابراهیم ظاهری نسب | October 16, 2006 05:45 PM

هر نیاز طبیعی در درون انسان بیانگر یک پاسخ متناسب
در دنیای خارج است، آب برای تشنگی، غذا برای گرسنگی و ...
سکس هم یک نیاز طبیعی و حق مسلم (ماست،مثل انرژی هسته ای!!!! )هر انسان و یا به عبارت بهتر هر موجودی
می باشد. اگه خوب توجه کنیم، این نیاز در کوچکترین ذرات عالم وجود نیز گنجانیده شده است،
" اکترونها به طور مداوم در حال سکس با پروتونهاهستند!"
مسعود | April 26, 2007 06:31 AM

Post a comment
|