خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

January 13, 2006


Nothing is Sacred


يک گپ و گير دوستانه به نقطه ته خط که ربط چندانی به بحث های آتشينی که اين روزها درگرفته نداره!


نقطه جان، اين مطلب تو بهانه شد برای من که چند تا چيز رو مطرح کنم. وگرنه هرچی دلت می خواد بنويس، مثل بقيه آزادی از هفت دولت و البته ما هم آزاد برای گير دادن. اما گير دادن من به مطلب تو بيشتر به اين دليله که مطلب های شبيه تو رو چند جايی ديدم و مطلب تو يه نمونه خوب بود برای بحث من. راستی اين مطلب هيچ ربطی به حسين که انگاری زده به سرش و پاک مشنگ شده و ساير فرهيختگان دانشگاه وبلاگ الشهر عليه السلام که اين روزها درگير تاريخی ترين بحث های آسيب شناسی وبلاگستان جينگول بلا هستند نداره.


و اما...


نقطه می گه: "خط به خط نوشته‌هايش را پر كرده از واژه‌هاي ركيك و عَلَم كردن آلات و ادوات تناسلي و حواله‌ي آن به زمين و زمان. در كمال تعجب مي‌بيني كه نويسنده‌ي آن يك زن است."


من نمی دونم قضيه اين "کمال تعجب" چيه؟ حالا اگه نويسنده اين مطلب يه زن باشه چه فرقی می کنه؟ قضيه بر نمی گرده به اين کليشه های جنسيتی که زن بايد سنگين و رنگين و نجيب و آفتاب مهتاب نديده باشه؟ چرا اگه يه مرد می نوشت باعث کمال تعجب نمی شد؟ ما اگه نخوايم اين کليشه های جنسيتی از طرف هم وبلاگی هامون هم بهمون تحميل شه کيو بايد ببينيم؟


نقطه می گه: "آيا اين همه پابند بودن به آلات تناسلي مردان و تكرار واژه‌هاي سخيفي كه مردان هم به ندرت آن را جز شوخي‌هاي خصوصي به كار مي‌برند اهانت به ذات زن و حقير و دچار كمبود نشان دادن او نيست؟ و اين كه اين زن جز عقده‌ي جنسي شخصي چه نيازي دارد خود را با استفاده از واژه‌ها و كلمات مردانه آن هم از نوع سخيفش نشان دهد تا مورد توجه واقع شود؟"


پابند بودن به آلات تناسلی مردان يعنی چی اصلا؟ آيا استفاده از واژه مثلا "تخمی" که ماشاالله مثل نقل و نبات از دهن خيلی ها در مياد به اين معنی هست مثلا که همه پاپند تخم مرد ها هستن؟ يعنی مردهايی هم که واژه تخمی رو به کار می برن پابند آلات تناسلی مردان هستند؟ يعنی مثلا نيکان که از واژه هسته زياد استفاده می کنه پابند هسته های مردان است؟


سخاوت واژه ها رو کی تعريف می کنه نقطه جان؟ اين واژه های به قول شما سخيف از کی تا حالا "به ندرت، جز در شوخی های خصوصی" به کار رفته اند؟ پس چرا خيلی از زن ها اين واژه ها رو از ده يازده سالگی به عناوين مختلف تو کوچه و خيابون شنيدن؟ پس چرا تو ايميل هاشون از اين نوع واژه ها شنيدن؟ تو کامنت هاشون؟ چرا يه زنی تا يه خورده آرايش کنه از اين حرفا می شنوه؟ چرا يه زنی تا از حق و حقوقش حرف می زنه از اين حرفا می شنوه؟ از کی تا حالا همه مردها اينقدر پاستوريزه شده ان؟ از کدوم حريم خصوصی حرف می زنی نقطه جان؟ بعد از نظر تو فقط مردها حق دارن تو حريم خصوصی و شوخی هاشون از واژه های سخيف استفاده کنن؟ راستی، از کی تا حالا شما روانشناس شدين و نظر می دين که حرف زدن از آلات تناسلی نشانه کمبود آدم هاست؟ از کی تا حالا شما متخصص شناسايی عقده های جنسی آدم ها از روی واژه هايی که به کار بردن شدين؟ اين که يه بازی قديميه! وقتی تو تاکسی يکی ما رو می مالوند و ما اعتراض می کرديم فوری طرف می گفت اين خودش کمبود داره داره می ماله به من. و ما بارها مجبور بودين به خاطر نشنيدن اين قضيه که طرف کمبود داره خفه خون بگيريم. آدم نخواد توسط افراد غير متخصص مورد تجزيه تحليل شخصيتی قرار بگيره کی رو بايد ببينه؟ و اصلا کمبود داشتن يا نداشتن يه نفر به بقيه چه ربطی داره؟


نقطه می گه: "از همه بدتر تا از او نقدي مي‌كنند همين فردي كه لش‌اش را هم از پشت كامپيوتر تكان نداده، پشت سپر فمنيسم قايم مي‌شود و آبروي همين چند فعال واقعي حقوق زنان را هم با سوءاستفاده و سفسطه تحت اين عنوان مي‌برد. بعد هم چنين استنباط مي‌كند كه دنياي تمام مردان در همين كلمات خلاصه شده و ما اگر بخواهيم با مردان برابر باشيم بايد مثل آنها حرف بزنيم!"


شما از کجا نتيجه گرفتين که اين فرد لش اش رو هم از پشت کامپيوتر تکان نداده؟ اصلا در مورد اين آدم چی می دونين؟ می دونين چقدر درس خونده؟ چقدر کار کرده؟ چقدر به بقيه کمک کرده؟ حداقل از چهار نفر که می شناسنش می پرسيدين. بابا شما هم که شدين روزنامه کيهان و حسين درخشان که از روی هوا حرف می زنن و تهمت می زنن.


بعدش منظور شما از "چند فعال واقعی حقوق زنان" کيا هستن؟ اين واقعی بودن رو کی تعيين می کنه؟ اصلا مگه هر کسی برای حقوق زنان فعاليت می کنه رو شما می شناسين؟ اصلا شما چطور به خودتون اجازه می دين راجع به واقعی بودن يا نبودن فعاليت يه نفر برای حقوق زنان نظر بدين؟ تا جايی که من می دونم اکثر فعالين حقوق زنان، بيشتر کارهاشون رو بی سر و صدا انجام می دن و شما اصلا ازشون خبر نمی شين که بخواين نظر بدين. شما فقط بخشی از کارهای رسانه ای رو باخبر می شين. حداقل از همين آدم های به قول شما فعال واقعی بپرسين تا براتون از هزارن فعال ديگه بگن که اصلا اسمشون به گوش شما نخورده. يا از کارهای زيادی که خودشون کردن بگن که اصلا روح شما هم با خبر نشده. مثلا همين خانومی که به قول شما لش اش رو از پای کامپيوتر کنار نبرده عامل موثر نجات يک زن از اعدام بوده. و خيلی کارهای ديگه ای که کرده که خيلی ها خبر دارن و شما خبر ندارين. پيامبر شدين نقطه جان؟


بعد، منظور شما از آبرو چيه؟ کدوم آبرو؟ می دونين بحث آبرو تو گفتار فمينيستی چقدر خنده داره و اونوقت شما پاسدار آبروی زن ها شدين؟ آخی، اين زن های بيچاره بی پناه، آبروشون داره می ره، جرات ندارن از خودشون دفاع کنن. مردهای مودب که فقط تو حريم خصوصی اشون به زن ها حرف های بد بد می زنن بايد ازشون تو حريم عمومی دفاع کنن. آخی...


از اين نکته هم بگذريم که اون خانوم ادعا نکرده برای برابری با مردها بايد عين اون ها حرف زد. اين خانوم با اين طرز حرف زدن داره نشون می ده چقدر زبان ما چقدر پر از اشاره های جنسيتی سرکوب کننده است. فرقش رو کرده تو چشمتون. برای همينه اينقدر به نظر سخيف می ياد نه؟!


"نخير خانم كم‌محترم، همه‌ي زنان مثل شما فكر نمي‌كنند، همه‌ي مردان مثل هم حرف نمي‌زنند و همه‌ي مردان مثل هم فكر نمي‌كنند و همه‌ي مردان ادبيات‌شان را مثل شما از دروازه غار و كشتارگاه نياورده‌اند و همه‌ي زنان هم مثل شما نيستند.
يك نفر هم پيدا نمي‌شود كه به او بگويد: تو فمنيست نيستي، تو بي‌تربيتي!"


آدم هايی که می دونن فمينيست و غير فمينيست يعنی چی خودشون تصميم می گيرن ايشون فمينيست هست يا نه. اين مساله به آدم هايی که نمی دونن فمينيسم يعنی چه و بعد براساس ندونسته ها حکم و ادعا می کنن چندان ربطی نداره. نعوذ بالله اينجور اظهار نظر شما اين شبهه رو به وجود می آره که سواد کافی ندارين ها! اگه به نظر شما اين خانوم بی تربيته، نظرتون محترمه! خب يک کلمه می گفتين بی تربيته. اين همه صغرا کبری چيدن و حرف های بی ربط لازم نداشت که.


"تو بي‌فرهنگ و فاقد شعور درست صحبت كردن هستي چه رسد به دفاع از حقوق زنان. شما در جمع خصوصي و دوستانت هر شوخي و هر لفظي مي‌تواني به كار ببري ولي وقتي پشت تريبون يك رسانه هستي اين همه به شعور ديگران و مهم‌تر از همه شعور زنان و به نام زنان اهانت نكن."


آقای نقطه، خواهش می کنم از جمع بستن زن ها خودداری کنين. منظور شما کدوم زن ها هستن؟ مگه می شه کلی بگيم زنان؟ يک عالمه زن هستن که از نوع برخورد اين خانوم خوششون می ياد. شما به چه حقی وکيل وصی زن ها شدين؟ باور کنين زن ها چلاق و الکن نيستن و خودشون بلدن انتقاد کنن. کم هم انتقاد نکردن. اين جمله شما که می گين " به نام زنان اهانت نكن" از هر اهانتی برای من به عنوان يه زن بدتره. يعنی شما من و بقيه زن ها رو بدبخت و ضعيف فرض کردين و حالا شواليه ای شدين برای نجات شعور و آبرو و حيثيت ما؟!! و مگه شما جمهوری اسلامی و هسته گزينش هستين که بخواين اجازه صادر کنين کی می تونه از حقوق زنان دفاع کنه و کی نمی تونه؟


بعدش از کی تا حالا همه وبلاگ ها شدن رسانه؟ اصلا رسانه يعنی چه؟ اگه يه نفر تعريف رسانه ای برای وبلاگش قائل نباشه کی رو بايد ببينه. بعد کی گفته رسانه بايد پاستوريزه باشه؟ ظاهرا شما فقط رسانه های جمهوری اسلامی رو ديدين. اينهمه رسانه غير پاستوريزه تو دنيا هست. از وبلاگ و تلويزيون و راديو و غيره. هيچ کس هم اين رسانه ها رو مدل شما نقد نکرده. هيچکس زن ها رو و شعورشون رو يک معيار ثابت ندونسته که مدعی اش بشه. اين خانوم يک زنه که به نام خودش حق داره حرف بزنه. شما هم می تونين به نام خودش نقدش کنين. همه زنان اين وسط چی کار می کنن؟


"بگذريم. مساله اين نيست. مساله اين است كه برخي بر چنين ادبياتي (و در حقيقت ضدادبيات) نام طنز مي‌گذارند. نه محترم! اينها طنز نيست. اينها «باد مغز» است. لطفاً علاوه بر فمنيست‌ها، آبروي طنزنويس‌ها را هم با اين قياس نبريد. طنزنويسي عملي شريف و مبتني بر رنج و دانايي است نه هرزه‌درايي و هرزه‌گويي."


آره، واقعا مساله اين نيست. منتهی معلوم نيست چرا برای چيزی که مساله نيست اين همه شما گلواژه سروديد؟ به نظر شما طنز نيستيد؟ خب اين هم نظريه. به هر حال شما در اين زمينه تخصص دارين. فقط لطفا برای نقد اينکه چی طنز نيست و چی طنز هست دست از سر کچل فمينيسم که نمی دونين چيه بردارين. شما لطفا همون مطلب های طنزتون رو بنويسين که بالاش می نويسين خانوم ها نخونن. چون از نظر شما قباحت داره زن های نجيب در مورد مطلب مربوط به ايميل های تبليغ بزرگ کردن آلت مردانه بخونن. اصلا هم يادتون نيست که اين زن های نجيب هم از تو آشپزخونه گاهی بيرون می يان و بلدن به اينترنت وصل شن و برای اون ها هم از اين ايميل ها می ياد. طنز اون مطلب شما انصافا توی همون هشدارش بود. از اون طنزهای تلخ. و البته چقدر هم که تيتر اون مطلب "ز نيروي جنسي بود مرد را راستي!" پاستوريزه بود!! (بماند که من با اون تيتر کلی هم حال کردم!)


به بقيه مطلبتون کار ندارم. درباره حوزه تخصصی اتون يعنی طنزه. حتما از من بهتر بلدين. فقط فکر کنم طنز پرداز ها بيشتر از همه بايد به اين نکته اعتقاد داشته باشن که "هيچی تو اين دنيا مقدس نيست". اشتباه می کنم؟



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage