خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

February 25, 2006


خيلی دور، خيلی نزديک. از وقتی اون 10 تا دی وی دی که با يک عالمه مهر برام کپی شده بودن رسيده دستم، فقط رسيدم موسيقی فيلم "خيلی دور، خيلی نزديک" رو گوش بدم. هی گوش می دم، اين مديا پلير دوباره می بره از اولش. دلم نمی آدم ببندمش. دلم نمی آد يه آلبوم ديگه رو باز کنم. دلم نمی آد کامپيوتر رو خاموش کنم برم بخوابم. يک عالمه موسيقی عالی تو اين دی وی دی ها هست اما فقط همون يک آلبوم رو گوش کردم تا الان. 10 تا دی وی دی پر از موسيقی، پر از مهر، و عکس های فرودگاه. عکس ها رو نگاه کردم و پلک نزدم، چه برسه به يه قطره اشک. خيلی دور، هزاران مايل، يه اقيانوس و يه آسمون گنده پرستاره دور. خيلی نزديک، به نزديکی همون ستاره ای که تو آسمون قلبمه و کافيه دستم رو دراز کنم و لمسش کنم، بغلش کنم. به نزديکی همين سی دی ها که فقط با مهر تونستن از اون سر دنيا برسن اين سر دنيا. خيلی دور، خيلی نزديک...

اينجا می تونين دو تا از آهنگا رو گوش کنين.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران