خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

March 25, 2006


شين اول (حق طلاق)


1. زوج به زوجه وكالت بلا عزل با حق توكيل به غير مي‌دهد تا زوجه در هر زماني كه بخواهد از جانب زوج اقدام به متاركه نموده و از قيد زوجيت خود را رها كند به هر طريق اعم از اخذ يا بذل مهريه.


(1)
مرد کتک می زنه. مرد خسيسه. مرد تحصيل کرده است، زن هم همينطور. مرد بعد از دوسال از کار کردن زن، جلوی کارش رو می گيره. پدر زن ارتشی بوده. از اون آدم هايی که حرف حرف اونه. به زن حکم می کنه که با وجود تمام سختی ها با مرد زندگی کنه. زن يه قطعه زمين داره جايی با مالکيت مشترک با پدرش. مرد می خواد اين قطعه زمين به اسمش شه. زن حرفی نداره. اما پدر زن مخالفه. زن بين پدر و همسرش گير کرده. زن می ترسه که تنها دارايی که داره رو هم از دست بده و مرد هرموقع که خواست بندازتش از خونه بيرون. مرتب مرد اذيتش می کنه به خاطر اون يه قطعه زمين. مرد يه روز گلوی زن رو می گيره که خفه اش کنه. زن به کمک همسايه ها می ره کلانتری و پزشک قانونی. مرد محکوم می شه 20 هزار تومن ديه پرداخت کنه. پدر زن رضايت می ده که زن طلاق بگيره. اما می گه بايد به فکر خرج خودت باشی. زن 20 سال پيش مهريه نخواسته بود. مرد طلاق نمی ده. يه سالی زن رو سر می دونه تا تمام اموالش رو به اسم خواهرش کنه. ماشين و خونه رو می فروشه و پولش رو به حساب خواهرش می ريزه. بعد تازه موافقت می کنه. دادگاه براساس دارائی های کمی که مرد داره يه اجرت المثل کمی رو تعيين می کنه، بدون توجه به ارزش کارهايی که بيست سال زن تو اون خونه کرده بوده. زن با اين پول به زحمت می تونه پول پيش کرايه يه خونه رو بده. سهم زمينش رو به پدرش می فروشه. زن حقوق بازنشستگی نداره. زن رو من می شناسم. گوشه ای تو شهر شولوغ زندگی می کنه.


(2)
مرد همجنسگراست. خانواده اش هم می دونن. اما از دختری که پسنديده ان پنهان می کنن. زن از مرد خوشش می آد و ازدواج می کنه. وقتی می فهمه که مرد همجنسگراست می خواد از مرد جدا شه. مرد و خانواده اش اذيتش می کنن. چندين ماه بايد دوندگی کنه تا بتونه طلاق بگيره. زن رو می شناسيم. تو همين شهر مجازی زندگی می کنه.


(3)
زن دانشجوست. خانواده ای فقير تو جنوب شهر تهران. مرد می آد خواستگاری. خانواده می گن اگه می خوای ادامه تحصيل بدی و هر موقع دلت خواست از خونه بری بيرون که دانشگاه بری بايد سايه شوهر بالا سرت باشه. مرد بهش قول می ده بعد از ازدواج هم اجازه داشته باشه ادامه تحصيل بده هم کار کنه. مهريه زن سفر مکه است. بعد از ازدواج خانواده شوهر با تحصيل زن مخالفت می کنن و مرد هم مخالفت می کنه. زن هرطوری هست شوهر رو بعد از يک ترم مرخصی از دانشگاه راضی می کنه که بتونه ادامه تحصيل بده. بعد از فارغ التحصيلی مرد اجازه نمی ده کار کنه و می گه بايد بچه دار شيم. زن مخالفت می کنه. مرد شروع می کنه به آزار و اذيت زن. جلوی بيرون رفتن زن از خونه رو می گيره. گاهی کتکش می زنه. زن به فکر طلاق می افته. فکر می کنه هنوز جوونه و اگه بره يه شهرستان کوچيک پيش مادرپدربزرگش می تونه کار کنه و خرجش رو دربياره. يه سالی دنبال طلاقش بود. تا جايی که خبر داشتم هنوز نتونسته طلاقش رو بگيره. پدرش هم تو خونه زندانی اش کرده و می گه يا می ری خونه شوهر يا تو خونه زندانی می مونی.


(4)
زن شوهرش رو دوست داره. زن اهل کار نبوده هيچوقت، مرد هم حال نمی کرده زن کار کنه. زن به سر و وضعش می رسيد. خوشگل و خوش بر و رو بود. زن خونه، آشپزی مثل ماه! مرد زنی رو صيغه می کنه و زن می فهمه. زن می خواد طلاق بگيره اما مرد طلاقش نمی ده. زن نمی تونه تو دادگاه ثابت کنه که مرد زن دوم گرفته. زن دلش شکسته است. نمی دونم بالاخره طلاقش رو گرفت يا نه. حاضر شده بود 300 سکه مهرش رو هم ببخشه. زن ديگه به خودش نمی رسيد. دوستم می شناستش دورادور.


(5)
مرد نصف شب ها می رفت تو اتاق دختر بچه. زن دلش آشوب شده بود. دختر رو برمی داره می ره خونه خواهرش. دنبال طلاقش می افته. مرد می گه بچه مال من طلاق مال تو. زن می ترسه که بچه زير دست پدر بمونه. مرد رو می کشه!


(6)
مرد معتاد بازی های کامپيوتريه. هيچ مشکلی نداره. نه هيزه، نه دست بزن داره. نه خسيسه. فقط هرموقع می ياد خونه ساعت ها می شينه پای بازی. زن ديگه مرد رو دوست نداره. ديگه عاشقش نيست. ياد روزهايی می افته که دلش برای مرد می تپيد. براش غير ممکنه که بغل مردی بخوابه که ديگه بهش احساسی نداره. می خواد طلاق بگيره. هيچ جا حرفش رو قبول نمی کنن و می گن ادامه بدين به زندگی. توافق کنين. درست می شه. مرد حرصش دراومده و نمی خواد هيچ توافقی کنه. پدر زن هم حاضر نيست دختر رو خونه اش راه بده. می گه شوهرت هيچ چی اش نيست. تو هرزه ای. دلت هوای مردهای ديگه رو کرده. زن هيچ جايی رو نداره بره. معلمه. ماهی 150 هزارتومن حقوق می گيره. نمی تونه تنهايی از پس هزينه های زندگی اش بربياد. دلش عشق می خواد. داره هنوز با مرد زندگی می کنه.


(7) (8) (9) (10) (1000)
چند تا قصه ديگه می خوای برات بگم؟ تازه اينا قصه هاييه که خودم از نزديک يا دور شاهدشون بودم. چند تا قصه ديگه هم دارم. اما همين ها بس نيست؟ اگه زن هم مثل مرد حق طلاق داشته باشه آيا باعث نمی شه که تو يه روند ساده و صلح آميز دو نفر از هم جدا بشن و فاجعه و شکنجه روحی و جسمی و يارکشی به وجود نياد؟ می گی مهريه رو بايد زن ببخشه. درست می گی. هيچ زنی رو نمی شناسم که حق طلاق گرفته باشه و مهريه اش رو نبخشيده باشه. مخالف صددرصد مهريه ام. آرشيو وبلاگم رو بخونی می بينی سر ازدواجم چقدر سختی کشيدم تا بابام رو راضی کنم مهر نگيرم. اما بخشيدن مهريه فقط در صورتی منطقی هستش که زن اجازه کار کردن داشته باشه و علاوه بر اون داخل خونه هم به اندازه مساوی همسرش کار کنه. يعنی اينکه هردو شرايط برابر کسب درآمد داشته باشن، نه اينکه مثل اکثر موارد کارهای خونه هم به عهده زن باشه که حتی اگه بيرون از خونه هم کار کنه، باز به خاطر مسئوليت های بيشترش تو خونه نتونه مثل مرد درآمد داشته باشه (تازه تبعيض های شغلی و درآمدی و مديريتی که نسبت به خيلی از زن های شاغل در مقايسه با مردها می شه رو فاکتور می گيرم فعلا!) فقط اگه زن بتونه مثل مرد قدرت کسب درآمد و پس انداز داشته باشه منطقيه که مهر رو ببخشه. چرا اينو می گم؟ چون اگه زن مهر رو ببخشه، بعد زمان های کسب درآمدش رو هم تو خونه سر کنه که طبعا به خاطرش حقوق هم نمی گيره، مرد هر موقع طلاقش بده اون زن هيچ پشتوانه مالی نداره که بتونه رو پای خودش وايسه. خيلی از پدرها هم از پذيرفتن دختر مطلقه تو خونه اشون امتناع می کنن به اين اميد که زن از خر شيطون پياده شه و برگرده خونه شوهر. ولی مرد می تونه تنهايی از نظر مالی از پس زندگی اش بربياد چون هميشه کار کرده.


ولی اگه زنی امکان کار کردن و پس انداز داره، هيچ دليلی برای گرفتن مهريه، حتی يک قرون وجود نداره. اونوقته که مهر معنی خريد و فروش پيدا می کنه. زنی که ممنوعيت کاری و شغلی نداره و باز بخواد مهر بگيره مثل اينه که اعلام کنه من يا چلاق و بی عرضه ام که نمی تونم پشتوانه مالی برای خودم درست کنم، يا اينکه علاقه دارم خودم رو بفروشم.


گرفتن حق طلاق واجبه. بخشيدن مهريه هم واجبه، اما به شرطی که زن امکان کار کردن و کسب درآمد و پس انداز داشته باشه.


حالا سراغ شين های بعدی هم می رم. خاطرات روزهای قبل از عروسی دونه دونه برام زنده شد!


و البته لطفا تفسير حقوقی شرايط ضمن عقد رو از ديد يک حقوقدان هم بخونين.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage