خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

March 26, 2006


شين دوم (حق سفر)
2. زوجه اجازه دارد از هم اكنون هرگاه خواست به خارج از كشور برود و نياز به اجازه مجدد زوج ندارد. چه براي اخذ يا تمديد يا تجديد گذرنامه و اين اجازه دائمي است.


(1)
زن دلش می خواست بره انگليس برادرش رو که پناهنده بود بعد از سال ها ببينه. (خود زن تحصيل کرده انگليسه و همسرش هم همينطور) خرج سفرش رو هم برادرش حاضر بود بده. مرد از اول هم علاقه ای به خانواده زن نداشت و مشکل ايدئولوژيکی هم باهاشون داشت. آخرين باری که زن رو ديدم گفت هنوز هم حاضر نشده محضر بره و اجازه بده که زن گذرنامه بگيره. بهم گفت تو رو خدا تو اين مجله اتون بنويسين راجع به اين مردهايی که نمی ذارن زنشون گذرنامه بگيرن.


(2)
توی اداره گذرنامه باهاش آشنا شدم. يه زن چادری مسن. سفر سوريه برده بود از يه جايی. اومده بود التماس می کرد که بهش گذرنامه بدن. با شوهرش مدت ها بود اختلاف داشت. مرد طلاقش نمی داد. حاضر هم نبود بياد امضا بده که به زن گذرنامه بدن. اشک به پهنای صورت زن می ريخت. می خواست بره پيش "حضرت زينب" دعا کنه شوهرش يا طلاقش بده يا ديگه کتکش نزنه.


(3)
هفتاد سالشونه. پير و بداخلاق شده ان و گاهی وقت ها خيلی با هم دعوا می کنن. گذرنامه زن باطل شده. می خواد تمديدش کنه که هم بره کربلا و هم بره يکی از کشورهای خليج فارس دخترش رو ببينه. هفت ماهه که مرد قراره بره محضر اجازه صادر کنه برای اينکه زن گذرنامه بگيره. اما نمی ره. به همين راحتی! نمی گه که اجازه نمی دم. فقط هر دفعه يه بهانه ای می ياره و الکی زن رو سر می دوونه. عين بقيه بازی هاشون. زن هم می گه نبايد خيلی سربه سرش گذاشت چون ممکنه لج کنه و بگه اصلا اجازه نمی دم. هنوزم داره باهاش کج دار و مريض رفتار می کنه شايد بالاخره بره اجازه رو بده.


(4)
زن و مرد هردو آلمان زندگی می کردن و دوتا بچه داشتن. زن داشت فوق ليسانسش رو می گرفت. مرد با زن ديگه ای رابطه داشت. می يان ايران برای ديدن خانواده. مرد و بچه ها دو هفته زودتر برمی گردن. وقتی زن می ره فرودگاه که برگرده می بينه شوهر ممنوع الخروجش کرده. نه می تونه بره آلمان بچه هاش رو ببينه، نه می تونه ادامه تحصيل بده. کلی دوندگی می کنه تو ايران برای طلاق غيابی که تا اونجايی که من خبر داشتم موفق نشده بود و خواسته بود غيرقانونی از مرز خارج بشه که دستگيرش می کنن و می ندازنش زندان. نمی دونم ادامه کارش چی شد. (اين قضيه خيلی قديميه شايد الان جزئياتش دقيق يادم نمونده باشه. از يه وکيل شنيدم قضيه رو.)


(5) زن تو امتحانای بورس دکترا خارج از کشور قبول شده بود. شوهرش نذاشت بره. به همين راحتی! (بچه هم نداشتن.)


راجع به اين موضوع ديگه داستانی نشنيدم. اما شايد شماها شنيده باشين. روابط خانوادگی خيلی پيچيده است. بله، بحث بايد سر روابطی براساس احترام متقابل باشه. به قول دوستی بحث نبايد سر زن و مرد باشه و بايد در باره انسانيت باشه. اما اين ها نمونه های کوچيکيه که قانون اجازه می ده مرد به راحتی رو زندگی همسرش سلطه داشته باشه و گاهی مشکلات خيلی حادی به وجود بياره. مسخره نيست که يک زن هفتاد ساله نتونه بره دخترش رو ببينه فقط به خاطر لج بازی شوهرش؟ آيا يه زن با استعداد بايد از حق تحصيل تو خارج از کشور محروم شه فقط برای اينکه شوهرش با قضيه حال نمی کنه؟ اين قانون به شوهر حق سوءاستفاده از موقعيتش رو می ده و نشون می ده که يک زن به تنهايی قادر نيست مصلحت خودش رو تشخيص بده و بايد آقا بالاسرش تصميم بگيره و بهش اجازه بده. آخه کسی فکر نمی کنه چنين زنی پس اصلا صلاحيت تشکيل خانواده و بچه داری و غيره هم نمی تونه داشته باشه و پس کلا نبايد باهاش ازدواج کرد؟! حتی اگه با رفتن زنی به خارج از کشور کل اون خانواده از هم بپاشه، باز هم زن حق داره اين تصميم رو بگيره. می شه تصميمش رو نقد کرد (حتی از ديد مردسالارانه!) و گفت اساس خانواده از هرچيزی مهم تره. اما اينکه با يک قانون از پيش تعيين شده مواظب اين موضوع بود به بهبود شرايط کمکی نمی کنه و فقط روابط رو آلوده می کنه. مردی که اجازه سفر به زنش نده، خود به خود مفهوم خانواده و همراهی و همدلی رو زير سوال برده و ديگه خانواده ای باقی نمی مونه که قانون ازش بتونه محافظت کنه. بماند که خيلی موقع ها بعضی از مردها از اين قانون برای گروکشی و آزار دادن همسرشون هم استفاده می کنن. و بدترين مفهوم اين قانون اينه که می گه مردها صلاحيت اين رو دارن که تصميم بگيرن چه موقعی بايد برن خارج از کشور و چه موقعی نبايد برن، اما زن ها اين صلاحيت رو ندارن. حتی اگه به مفهوم خانواده سنتی اعتقاد داريم، اونوقت بايد بگيم زن و مرد هردو بايد اجازه شريک زندگی اشون رو بگيرن برای سفر خارج از کشور نه فقط زن. دو تا آدمی که باهم يک زندگی مشترک رو تشکيل دادن با عقل و احساسشون روابطشون رو پيش می برن و بايد اجازه داد اين عقل و احساس آدم ها که در همه موارد ديگه زندگی، مثل خانه داری، کار و درآمد، بچه داری و غيره تصميم می گيره، در مورد سفر هم تصميم بگيره.


راستی، اگه شما زنی هستيد که شوهرتون هميشه اجازه می ده به خارج از کشور مسافرت کنين، يا مردی هستيد که هميشه اجازه مسافرت به همسرتون رو می ديد، دليل نمی شه که بقيه هم اينطوری باشن. مردهايی هستن که از اين قانون سوءاستفاده می کنن. اگه شما طرفدار انسانيت هستين، بايد به اين قانون معترض باشين، چه مرد، چه زن. اگر شما مردی هستين طرفدار انسانيت، بايد موقع ازدواج خودتون پيشنهاد کنين که اين شرط در عقدنامه ذکر بشه. انسانيت با همکاری همه، زن و مرد، ممکن می شه، نه با تلاش نيمی از جامعه.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage