خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

March 27, 2006


با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد ولی...


من تا پنجشنبه نمی رسم فکرام رو جمع و جور کنم راجه به بقيه شين ها بنويسم چون يه کنفرانس ناجور! دارم و يک عالمه درس. الان که 9 صبحه تازه يه مقاله ای تموم شد بايد برم بخوابم سه ساعت ديگه پاشم. فقط می خواستم دو تا نکته رو بگم. يکی اينکه لينک دوستانی که در اين باره نوشته ان و لينکش رو برام گذاشتن (يا اينکه نفرستادن) رو هم همون موقع زير مطلب بعدی ام می ذارم (يا اگه مربوط به شرط خاصی است اونجا نقل قول می کنم). ببخشيد اگه الان نمی ذارم. يه سری رو تو سايت زنان رو درفت گذاشتم ديروز، اگه برسم اونا رو مرتب آپ ديت می کنم.


يه نکته ديگه هم با توجه به نظرات نه چندان دوستانه بعضی از دوستان در گوشه و کنار. دليل اينکه برای من نوشتن درباره اين موضوع اينقدر مهمه تو همين وبلاگی که به هيچ عنوان اعتقاد ندارم می شه باهاش انقلاب کرد اينه که درست از همون موقعی که قبل از عروسی ام تو وبلاگم درباره اضافه کردن شرايط ضمن عقد نوشتم تا الان، شايد بيش از 50 تا ايميل از آدم های مختلف (99 درصد دخترها) گرفته ام که سوال های مختلف در مورد نحوه اضافه کردن شرايط، آدرس محضری که عقد کرده ام و غيره مطرح کرده ان که اصولا من هيچوقت درباره هيچ مطلب ديگه ايم اينقدر ايميل نگرفته ام. شادی صدر هم بعد از اون مطلب من يه مقاله تو ياس نو نوشت که اگه درست يادم باشه اونم زياد در اين مورد ايميل گرفت بعد از اون مطلب (بماند که تو اون مطلب اسم وبلاگ من رو گذاشته بود و بابام هم اون مطلب رو خوند که البته من اصلا به روی مبارک خودم نياوردم ولی کمی تا قسمتی ضايع شد با توجه به اتفاقاتی که سر عروسی ام افتاده بود!!) يه مدتی در اين مورد يه مطلبی تو سايت زنان هم گذاشته بوديم که به سايت زنان هم ايميل زياد می اومد که باعث شد آدرس و شماره تلفن محضری که من توش عقد کردم رو بذاريم تو سايت ار بس ملت خواسته بودن يه محضری که گير نيست بهشون معرفی کنيم. شادی تو سايت راهی هم يه مطلبی گذاشته بود چند وقت پيش درباره اين شرايط که راهی هم ايميل زياد گرفت. الان هم مطمئنم سايت زنستان يک عالمه ايميل در اين مورد خواهد گرفت. خلاصه که ممکنه مردم کوچه خيابون ندونن اکبر گنجی کيه و قضيه فقط تو وبلاگ ها و سايت ها باشه و مهم نباشه اگه مثلا فقط 1000 تا خواننده و نويسنده وبلاگ ها راجع به اکبر گنجی بدونن و بقيه ندونن. ولی مهمه که 50 زن حتی اگه "بورژوا" و "بچه پولدار" باشن که توانايی آن لاين شدن داشته باشن و تو "باند" ما باشن و غيره راجع به اين مسائل بدونن. قضيه اضافه کردن شرايط ضمن عقد تو عقدنامه من و بخشيدن مهريه ام و بعدش مهريه مسخره ام که آقای همسر جوگير شد يهويی پيشنهاد بيمه درمانی مادام العمر داد (اما الان می زنه زيرش از بس بيمه گرونه اينجا، منم اذيتش می کنم به شوخی می گم مهرم رو بده!) باعث شد بعضی از دخترهای فک و فاميل و دوستامون هم به اين مساله علاقمند شن و يه سری پرس و جو کنن و مشخصا يکی از دخترهايی که بعد از من ازدواج کرد هم مهر نگرفت و به جاش حق طلاق و سفر و کار و انتخاب محل سکونت گرفت. (بماند که خيلی های ديگه رو می شناسم که قبل از من اينکار رو کردن و الگويی شدن برای من.)


به خاطر همه اين دليل ها خيلی خوشحال شدم وقتی ديدم مجله زنستان اينقدر مفصل به اين بحث پرداخته تو شماره جديدش. مخاطب های همين وبلاگ ها هم روز به روز تغيير می کنه و بيشتر می شه و مطمئنا اين شماره مجله زنستان تعداد مخاطب هاش خيلی بيشتر از اون مطلب های چند سال پيش وبلاگ من و سايت زنان هست. به خاطر همين هم کلی می تونه باعث ايجاد تغيير بشه (بازم می گم حتی اگه مخاطب هاش از اون "بورژواهای روشنفکرنما" به قول بعضی از شماها باشن که از فکرشون هم تازگی ها کهير می زنين!) وبلاگ ها هم با پرداختن به اين شرايط ضمن عقدی که تو سايت زنستان نوشته شده می تونن علاوه بر نقد اين شرايط و احتمالا پيشنهاد جايگزين های بهتر، به بهتر ديده شدن اين شرايط کمک کنن. حتی اگه يه نفر از مخاطب های وبلاگ شما هم اين شرايط رو تو عقدنامه اش بذاره، کلی اتفاق مهمی افتاده. پس اينقدر بدبين نباشين. آره با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد، ولی تغييرهايی خيلی کوچولو می شه داد. من خودم شاهد اين قضيه بودم بارها. شما هم فکر کنين شايد چند تا نمونه يادتون بياد. بعدش هم به جای اينکه اول ببينين چه کسی يه حرفی رو می زنه، اول ببينين اون حرف چيه. می تونين تا آخر عمرتون هم با نويسنده اون مطلب چپ باشين و اصلا ازش خوشتون نياد، ولی برای زير سوال بردن يه مطلب خيلی دليل های قانع کننده تری لازمه و مطمئن باشين از نوع نقدتون آدم قشنگ می تونه حدث بزنه که دارين مطلب رو نقد می کنين يا نويسنده مطلب رو. (و خب لازم به گفتن نيست که نقد نويسنده به جای متن از اعتبار استدلال و چيزهای ديگه آدم شديدا کم می کنه!)


وای چقدر يک کله چرت و پرت نوشتم. بی خوابی و سيگار و کوکا هايپرم کرده ظاهرا. برم بخوابم تا بدبخت تر نشدم!


پ.ن. خوشبختانه اون موقع که خواستم مطلب رو بذارم سايتم کله پا شده بود و نتونستم بذارمش. الان اومدم دوباره مطلب رو خوندم يه سری مطالب دردسردارش رو حذف کردم. استغفرالله! واقعا اميدوارم بتونم جلوی دهنم رو بگيرم يه سری حرف ها رو نزنم!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage