« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
April 05, 2006
فضولی خيلی کار بديه. منم مثل خيلی های ديگه به دردش دچار هستم. ايندفعه هم يه فضولی ای کردم که کار دستم داد. عين سگ پشيمونم. واقعا بايد بزرگترين هدف امسالم رو بذارم رفع عادت زشت فضولی. آدم از يه چيزايی خبر نداشته باشه خيالش راحت تره.
ولی خودمونيم، يه ديوونه يه سنگی رو می ندازه تو چاه، صد تا عاقل نمی تونن درش بيارن. يه چيزايی خيلی حال به هم زن شده. به اين نتيجه رسيدم که خيلی زود و راحت هم اعتماد می کنم به آدما. آدم بچسبه به همون دوستای قديمی اش که از سير تا پيازشون رو می دونه و گوشت هم رو هم بخورن استخونش رو نمی ندازن دور (يا يه چيزی تو همين مايه ها!) خيلی سنگين تره. از آدم های judgmental متنفرم. از آدمايی که می گن از قضاوت کردن بدشون می آد اما همچين قضاوت می کنن که قاضی مرتضوی هم نمی کنه بدم می آد. از آدمای فضول هم بدم می آد. برای همين از خودم هم بدم اومده.
* جمله آخر رو پاک کردم فکر کنم خيلی بد سوء تفاهم ايجاد می کرد.
|