خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

April 17, 2006


باز هم شروط ضمن عقد – قضيه چيه؟! می تونین تو تحلیلش بهم کمک کنین؟!


می خواستم برای بقيه شرط ها دونه دونه مطلب بنويسم. اما بعد ديدم به خوبی تو وبلاگ ها راجع به اون ها بحث شده و به خوبی بعضی از دوستان تمام توضيحات رو ناديده می گيرن و بازهم حرف خودشون رو می زنن. انگاری اصلا توضيحات رو نديدن.


به نظر من توضيح اضافه به اين دوستان بی فايده است نه به دليل اينکه توضيحات ما متقاعد کننده نيست، بلکه به اين دليل که هيچ توضيحی اين دوستان رو متقاعد نخواهد کرد چون فقط دوست دارن مخالفت کنن.


مثلا در مورد حق طلاق هرچقدر توضيح هم داده بشه باز اين دوستان می يان حرف از مهريه می زنن. هرچقدر بگی که بابام جان، اين ها شروط اختياری است و مرد هم می تونه در مقابل بگه پس مهريه بايد بخشيده بشه، و اون چيزی که اختياری نيست اين وسط حق طلاقی است که مرد بدون چون و چرا داره، باز دوباره می بينين حرف از مهريه می زنن. در مورد حق مسکن هرچقدر هم بگی چون مرد مجبور نیست تمکين کنه مجبور نیست تو مسکنی که زن انتخاب می کنه زندگی کنه و حق مسکن به زن با توجه به اینکه باید تمکین کنه تنها بهش این راه رو می ده که مجبور نشه جایی که نمی خواد زندگی کنه، و هرچقدر هم بگی مطابق قانون فقط حق مسکن به یک طرف داده می شه، باز هم می یان می گن این قانون حق رو به زن ها می ده زن سالارانه است و "فاشیستی" است و غیره در صورتیکه تنها چیزی که "فاشیستی" و سالارانه است است این وسط اینه که زن باید از مرد تمکین کنه مطابق قانون!!!


خلاصه که من ديگه وقتم رو تلف نمی کنم چون در موقعيتی نيستم که بتونم تغيير چندانی تو اين وضع بدم و به کسی که انتخاب کرده که گوش نکنه و چشم هاش رو به روی واقعیت های قانون رسمی کشورش ببنده توضیحی بتونم بدم. فقط در مورد تمام اين قضايا دارم برای آخرم ترم يکی از کلاس هام يک مقاله می نويسم که البته هيچ کس جز استادم نخواهد خوند و خيال انتشارش رو هم ندارم. ولی کلا به نظرم بحث های اينجوری وبلاگی نمونه های جالبی برای تحقيقات رشته های مردم شناسی و جامعه شناسی می تونن باشن و نوشتن اين مقاله هم يه تمرين می شه برای من برای اتنوگرافی آنلاين.


و اما، در تمام اين بحث ها يه سری اعتراض به جمله بندی اين شروط می کردن و توجه نمی کردن اين جمله بندی ها عينا از طرف قوه قضائيه اعلام شده و اگر يک واو ازش تغيير کنه اعتبار نداره. حالا اينجا می تونين در اين مورد دوباره بخونين:
هدیه قوه قضائیه : 6شرط ضمن عقد برای زنان (که البته خبر جدیدی نیست و اگه اشتباه نکنم تصویب شده سال های 58-59 باید باشه. اگه کتاب "کدام حق، کدام تکلیف" مهرانگیز کار رو دارید یه نگاهی بکنین باید اونجا نوشته شده باشه.)


***


خيلی تجربه تلخی بودن ديدن اينکه حتی خیلی از مردان روشنفکر جامعه ما به فکر خیلی از حقوق زنان نیستن و تنها موقعی که حقوق زنان یادشون می یاد وقتی هستش که احساس می کنن حقوقی که بیشتر از زن ها داشتن داره به خطر می افته. کاش جامعه شناسا و تحليل گرای آسیب شناس وبلاگی یه تحلیل هم در این مورد می دادن که چرا اینطوریه؟ به انواع و اقسام مردسالاری برمی گرده که تو این یه نکته اشتراک دارن؟ مردانگی هژمونیک به خطر می افته؟ با وجود تمام انواع و اقسام مردانگی ها از مردد و آلترناتیو و غیر هژمونيک و غیره، آیا برابری حقوق زن و مرد، مردانگی رو به صورت کلی به خطر می ندازه؟ احساس خطر به خاطر حس از دست دادن قدرته؟ تو تحلیلش موندم خودم هم! اگه می تونین کمک کنین! نظرتون چیه؟



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage