خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

April 21, 2006


یک سری توضیح و تشکر:


1- از همه معذرت می خوام به خاطر نوشتن اون مطلب. به نظر خودم بدترین مطلبی بود که تو عمرم نوشته ام. تعریف هایی که از خودم کرده بودم، استفاده ابزاری از کارهام و غیره. به زودی بخش های زیادی از اون مطلب رو حذف می کنم که حداقل تو آرشیوم نمونه.


2- از همه تون متشکرم. برای اولین بار "از طرف همه" این مطلب درست تعبیر شده بود. واقعا ممنونم که متوجه شدین قصدم تعریف از خودم نبوده و فقط ترسیدم و دردم گرفته و می خوام خودم رو بیخودی ثابت کنم.


3- از همراهیتون، دلداری هاتون، و حمایتتون، چه در کامنت ها، چه در چت، وبلاگ یا کامنت مطلب اون خانوم دکتره ممنونم. ممنونم که خیلی هاتون حتی با وجود اختلاف عقیده هایی که با من دارین باز حرف های خوب زدین.


4- من آدم ترسویی هستم. همیشه سعی می کنم وسط دعواها موضع میانه بگیرم یا اینکه نامه نگاری خصوصی کنم. گاهی البته از دستم در می ره. اشتباهاتی هم کرده ام. اما خیلی موقع ها وقتی مطمئن نیستم موضعم درست باشه راجع بهش چیزی نمی گم چون می دونم ممکنه بعدش نتونم ازش خوب دفاع کنم. من از اتهام خوردن و توهین شنیدن بدم می آد و می ترسم. ظرفیتش رو ندارم، برای همین خیلی موقع ها چیزهایی که می خوام رو نمی نویسم. نمونه اش یکی از بحث های وبلاگی اخیره که من با برخورد یک نفر خیلی مشکل داشتم، اما از عکس العملش می ترسیدم، برای همین موضع عمومی نگرفتم. به خودش هم گفتم. یک مثال دیگه: من با نوع کمک بوش به مردم ایران برای دموکراسی مخالفم. دلیلم هم به خاطر اینه که هرموقع اونها اعلام می کنن می خوان این کمک ها رو بدن، برای خیلی از فعالین حقوق بشر داخل ایران مشکل ایجاد می شه. و در ضمن برای اینکه بیشتر کمک های دولت بوش به دست آدم هایی که از دید من واقعا هدفشون دموکراسی و استقلال ایران هستش نمی رسه و خیلی موقع ها به دست آدم هایی می افته که از دید من برای دموکراسی در ایران خطرناک هستن (نه در همه موارد البته). اما، من راجع به این ها نمی نویسم. چون به اندازه کافی اطلاعات و بینش ندارم در موردش. منبع ندارم. و اگر کسی من رو به چالش بکشونه نمی تونم جوابش رو بدم. به خاطر همه این دلیل ها خیلی موقع ها ساکت می شینم، از دوست هام دفاع نمی کنم و غیره. البته این برخورد من و ترسو بودن من هم می تونه مورد انتقاد باشه و احتمالا به دورویی تعبیر بشه. اما به هر حال خیلی زور داره که این هزینه رو بدم و گاهی دوستام رو دلگیر کنم که چرا ازشون دفاع نکردم و یا به بعضی دوستای دیگه ام انتقاد نکرده ام و بعد باز اتهام بخورم.


5- به نظر من حمله آمریکا به ایران خطرناکه، مخصوصا برای دموکراسی و آزادی ایران. برای این یکی یک عالمه دلیل دارم. باز هم در آینده راجع بهش می نویسم. اگر با من هم عقیده این این توضیح رو بخونین که اصلا جریان اون اتهام هایی که به ما زده شده تو وبلاگ اون خانومه چی بوده:


نومحافظه کارها در آمریکا از اصلی ترین حمایت کننده های ایده حمله آمریکا هستن. چند ایرانی که در وبلاگ ها هستن با نو محافظه کارها همفکری می کنن (یا می گن همفکری می کنن یا تو ویلاگ هاشون نوشته ان). بعضی هاشون مرتب تو وبلاگ افرادی که موضع ضد جنگ دارن نظرات ناجور می ذارن. یکی از این آدم ها هم با اون سازمان نو محافظه کاری که تو یکی از وبلاگ هاش به ما اتهام زده شده ارتباط داره. حالا یا باهاشون به صورت شخصی دوسته (اینطور که خانوم دکتر نوشته)، یا پول می گیره ازشون، یا اینکه از یه سازمان ایرانی ضد رژیم ایران پول می گیره، یا یه چیز دیگه. من نمی دونم و اصلا هم مهم نیست و نمی خوام نظر قطعی بدم در این مورد. به هر حال، این وبلاگ نویس و چند نفر دیگه که باهاش همفکر هستن مرتب تو وبلاگ ها می چرخن تا وبلاگ نویس های ضد جنگ رو بکوبن. کارشون هم اینه که بر اساس سفسطه القا می کنن که وبلاگ نویس های ضد جنگ طرفدار رژیم ایران هستن. می تونن الکی الکی برای آدم پرونده سازی هم کنن که البته کارشون نتیجه قانونی نخواهد داشت چون اتهاماتشون هیچ اساس قانونی نداره. نمونه اش هم اینکه ناعادلانه اتهاماتی به ما بستن و به یک وبلاگ نویسی که فارسی بلد نیست این نظرشون رو انتقال دادن و اونهم در یک اقدام غیر حرفه ای اتهام ها رو نقل قول کرده. این آدم ها اعتقاد دارن که وبلاگ ها نقش بزرگی دارن در جلوگیری از حمله آمریکا و برای همین فکر می کنن حتما باید با وبلاگ هایی که اندیشه های ضد جنگ رو ترویج می کنن برخوردهای شدید داشته باشن. به هر حال این بر عهده هر وبلاگ نویسی شخصا هست که با این ها چه برخوردی کنه. من فقط می خواستم اطلاع بدم که من در مورد این قضیه چی فکر می کنم.


6- دلیل اصلی ناراحتی ام این بود که من با ویزای دانشجویی اینجا هستم و می ترسم اتهامات اینطوری برای ادامه تحصیلم مشکل ایجاد کنه. وگرنه اتهامات معمولی و فحش و این چیزا که زیاد می شنوم و تیکه و کنایه هم از اون بیشتر می شنوم و معمولا عکس العملی نشون نمی دم. حالا بعضی از دوستان بهم اطمینان دادن که اون مزخرفاتی که اونجا نوشته شده نمی تونه برام مشکلی ایجاد کنه، اما در عین حال خیلی ها از جمله استادهام بهم توصیه کرده ان که تو اینترنت دیگه به این قضیه خیلی گیر ندم که اون ها هم بیشتر شناخته بشن و هیت بخورن و غیره و در عین حال از طریق قانونی قضیه رو پیگیری کنم. خلاصه منم می خوام همین کار رو بکنم.


بازم ممنونم از همه اتون که با وجود همه زرد بودن هام و مزخرفاتی که تو وبلاگم می نویسم و اختلاف عقیده هایی که احتمالا باهام دارین باز ازم حمایت کردین. خیلی ممنونم.


***آپ دیت: طرف بالاخره اسم های ما رو پاک کرد و اظهار تاسف کرد که ناراحتمون کرده.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage