خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 03, 2006


یه جوک بی مزه ای بود که به طرف می گن با شیش تا بیل جمله بساز، اونم می گه آخرش نفهیدیم هابیل قابیل رو با بیل کشت، یا قابیل هابیل رو با بیل کشت. حالا حکایته منه که تا مدت ها یوسف علیخانی و کوروش علیانی رو با هم قاطی کرده بودم و از اونور نمی دونستم کدومشون داره قابیل رو با بیل می کشه و خلاصه هر دفعه گیج می شدم و فکر می کردم اینا یه نفرن و هی وبلاگ عوض می کنن. حالا چند وقته دوزاری ام افتاده که یوسف علیخانی آخرش بیل رو زد تو سر قابیل و با کوروش علیانی فرق می کنه. ولی همه این حرفای بیمزه رو گفتم که بگم یوسف علیخانی (و نه کوروش علیانی یا هر آدم دیگه ای تو این دنیا)، نویسنده وبلاگ تادانه (و نه هروبلاگ دیگه ای) که مدت ها سایت ادبی خوب قابیل رو می گردوند و نمی دونم چرا سایت رو شهید زنده کرد، دیگه برای کسی کامنت نمی ذاره و اگه یه موقع کامنتی به اسمش دیدین بدونین که یه نفر دیگه است. طفلک همون بلایی به سرش اومده که سر خیلیای دیگه اومده. البته از قدیم گفتن که شنونده باید عاقل باشه و حواسش به آی پی هم باشه و اصولا اگه شنونده عاقل نبود بهتره بگیم به یه ورمون، ولی چون از یه عده از وبلاگ نویس ها خواسته توضیح بدن در این مورد، گفتم اینجا بنویسم. خدا تمام مریض ها رو شفا بده یا اینکه بهشون پول روانپزشک بده که به جای اینکه از کامنت دونی وبلاگ ها برای درمان خودشون استفاده کنن برن دکتر.


*بی ربط: الهی این کلمه دیسکورس و کلیه مشتقاتش مخصوصا صفت و قیدش از زمین وربپرن که دهن من رو (و همچنین دهن دوستای عزیزم که نصفه شبی با سوالای احمقانه در این باره مزاحمشون می شم) سرویس کردن. فکر کنین اگه این کلمه اختراع نشده بود چقدر فلسفه و جامعه شناسی شیرین تر می شدن و چقدر میزان بازی کردن با کلمه ها کم می شد (منتظر پتک از طرف همه جامعه شناسا و انسان شناس ها و فلسفه دان ها و غیره عزیز هستم!)


من فعلا عین این بدبختا تخم گذاشتم تو خونه و دو هفته است که فقط می رم دانشگاه و بر می گردم خونه و هی یا خر می زنم یا با در و دیوار حرف می زنم (چون یه جورایی از رانندگی ترسیدم و جایی جز دانشگاه نمی رم که مجبور باشم ماشین ببرم). این وبلاگ ها هم که لوس شدن یا دیر به دیر آپ دیت می کنن یا کمتر مطلب باحال می نویسن که تفریحات من هیجان انگیز بشه. معلوم نیست این کیوان ور پریده هم کجا رفته احتمالا نهنگی چیزی پیدا کرده. صفا هم که با موشک رفته فضا احتمالا از شر ملت صهیونیست. مریم هم که مدت هاست ما رو ول کرده رفته. خسرو هم که احتمالا هنوز داره بیل می زنه وبلاگش رو نوساز کنه. آرش هم رفته به قولش عمل کنه چوپونی کنه! آقای دکتر علی قدیمی هم سرگرم لمبوندن کله پاچه است به ما فقیر فقرا کاری نداره. هی، هی... زندگی لوس و مزخرفیه!



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران