خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 24, 2006


آتیش!


اومدم خونه، داشتم از گشنگی می مردم، می خواستم سیب زمینی سرخ کنم. سیب زمینی ها رو پوست کندم و خورد کردم و روغن رو ریختم تو ماهیتابه گذاشتم روی گاز و رفتم ایمیلم رو چک کنم تا روغن داغ شه که یه ایمیل اعصاب خورد کنی گرفتم و حواسم پرت شد. نتیجه اینکه آشپزخونه رو یه جورایی آتیش زدم. همه کابینت ها و گاز دود گرفته و سیاه شده. ماهیتابه تفلن کفش کنده شد و چسبید به گاز و آتیش ازش می زد بیرون و من حالیم نشد تا اینکه دیدم پشت سرم روشن شده و یهویی جیغ این ماسماسکی که دود رو تشخیص می ده در اومد.


فوری خاموشش کردم. بعد این دودا نمی رفت و اون ماسماسکه هم جیغ می زد و من نمی دونستم چه کنم. خونه هم یه جورایی تاریک شده بود! همسایه روبروییم لای در خونه اش رو باز کرد و بست. خوبه من آتیش نگرفته بودم! یه دختره داشت رد می شد دید دود داره از پنجره می زنه بیرون اومد بالا ببینه چه خبره. دو تایی افتادیم به جون این ماسماسکه که خفه اش کنیم و خفه نمی شد. آخر هوله خیس روش گذاشتیم بعد از یه ربع خفه شد.


اینم از امروزم. کارام رو رسیدم بکنم ولی صبح خواب موندم خیلی بد شد. با بابک هم فکر کنم قهرم! و نمی شه فعلا اغواش کنم بیاد اینجا. داشتم فکر می کردم فقط یکی رو می خوام خونه رو جارو کنه و موکت ها رو تمییز کنه. بقیه کارها رو به هر حال خودم باید بکنم. البته بماند که تمییز کردن این دوده ها هم اضافه شد. راستی از توصیه در مورد AAA ممنون. فکر کنم همین کار رو بکنم. مخصوصا با وضع الان دیگه شدید لازم دارم. اون زنه که سخنرانی ام رو بهم زده بود دیرزو هم فهمیدم یه خانومیه که شیزوفرنی داره و تو خیلی از سخنرانی ها میاد و همین کار رو می کنه. نشد احساس مهمی یه روز باقی بمونه تو من!


پ.ن. ببخشید کامنتا رو جواب نمی دم ها. کلی حال می کنم می خونم. ولی وسط درسم و اینا می یام چک می کنم بشینم جواب بدم بعد یهویی حواسم پرت می شه یا آتیش راه می ندازم یا عقب می افتم. مرسی که وراجی های منو می خونین و از تنهایی درم میارین!




Comments

این همسایه ات عجب آدم بیخودیه. ببین سیاسیت من در مورد شلختگی در پیش بگیر. سعی کن هر دو هفته یه بار یکی رو دعوت کنی خونه ات که مجبور بشی تمیز کنی.

anar | October 24, 2006 10:44 PM


ای وای. من الان اینجا رو خوندم. داشتم برات آفلاین می گذاشتم که چشمم افتاد به این. حالا گذشته از دود و آژیر و سیب زمینی و اینا، مرده شور این همسایه ها رو ببره که با ارواح فرق نمی کنن!!!

سایه [TypeKey Profile Page] | October 24, 2006 10:51 PM


منم موافقم.

امیر فرشاد | October 24, 2006 11:29 PM


من تا خط اولت رو خوندم تو دلم گقتم آخی حالا با این همه کار باید دوده هم از این طرف اون طرف پاک کنه.

بی تا | October 24, 2006 11:31 PM


منهم که نزدیکت نیستم ویکند این هفته یه نوک پا بیام آشپزخونه رو برات تمیز کنم!

k1 | October 24, 2006 11:56 PM


صنم جان مراقب خودت باش!

Roshanak | October 25, 2006 12:01 AM


خانم خانوما مواظب خودت باش. در مورد بازدید از خونه هم سخت نگیر. ما هم چند ماه پیش این برنامه رو داشتیم. اینها دنبال کثیفکاری های اساسی هستند که شامل ما نمیشه.

Nastaran | October 25, 2006 12:51 AM


ببین می گم تو اینجوری کم کم یه بلایی سر خودت می یاریا! یه روز تصادف، یه روز آتیش، فردام لابد می زنه به سرت می ری آدم دزدی! می گم بیا فعلاً فمنیست بازیو تعطیل کن برو پیش شووور جان که اینقدر بلا ملا درست نکنی تو! برا خودت می گماااااا! خطرناک شدی!

مینا | October 25, 2006 01:22 AM


خورشید خانوم این روزا خیلی هیجان زده و غمگین به نظر میایی. ما که به غیر از کامنت گذاشتن و آرزوی قبولی طاعات و عبادات، کار دیگه ای ازمون برنمیاد اما امیدوارم روزای سختت تموم بشه و دوباره ...

shabnam | October 25, 2006 01:32 AM


salam,plz write the following :
اين نكته لازم به يادآورى است كه در بعضى از زنان - طبق نظريّه روان شناسان - همواره يك حالت «مازوخيسم» (آزار خواهى) وجود دارد كه گاهى به عللى تشديد مى گردد و به صورت يك بحران روانى بروز مى كند; در اين گونه موارد بحرانى و استثنايى، تنبيه ملايم در تسكين روحى آنها مؤثّر است.

the above sentences are belonged to Ayatollah Naser makarem shirazi about the man's right to punish his wife.
Hazrat_ Ayatollah at the last indicates that his ROSHANGARANE ideas has been proved by psycologist(although we know that only Akhoondha know every things ,but they can qoutate somethimes from these Bidine scientist)

saba | October 25, 2006 02:02 AM


ای بابا دخترجان تو چرا این‌همه حواس‌پرتی؟ نگران‌ات باید باشم دیگه جدا" صنم جان. :(

هاله | October 25, 2006 02:21 AM


حالا ببین میتونی دستی دستی بهانه دست ملت بدی که بگن خورشید خانوم با آتیش بازی میکنه؟ :) من هم یکبار کتری رو سوزوندم ولی با این دماغ کری که دارم همسایه ها قبل از خودم فهمیدن و اومدن در زدن.. اکباتانه دیگه!

شانه بسر | October 25, 2006 02:40 AM


سلام صنم جان.اميدوارم خوب باشي.عجب همسايه بي خيال و بي فكري.مواظب خودت باش.

hossein | October 25, 2006 03:37 AM


عزیز من نگران نباش با یه شیزوفرنی مقایسه بشی. کی گفته یه شیزوفرنیک نمیتونه کار افکتیو انجام بده؟! ممکنه تو زمان خاموشی بیماریش از من و شما هم خیلی مغز غبراقتری داشته باشه. شما احساس مهم بودنتو کماکان داشته باش.

سیروس | October 25, 2006 04:47 AM


مرسی از تو که می نویسی و ما رو از تنهایی در می آری. فکر نکن تنهایی فقط خارج از ایران هست!

yekpanjere | October 25, 2006 09:12 AM


خورشيد خانوم که آتيش نمی گيره؟:دی
خوبه به خير گذشت اما پاک کردن دوده هم واسه خودش صفا داره ، مخصوصن که وسطش شروع می کنی به نقاشی کشيدن و چيز نوشتن وسط دوده ها!

solmaz | October 25, 2006 09:13 AM


The good thing is you writing more. I love that. I wanna call Babak and ask him to file divorce. In that case, you will wirte every one houre! I love that.

Leva | October 25, 2006 10:59 AM


میگم نمیخوام چیزای بدیو یادتون بندازم ولی حالا با این همه کارو درس و اینا بازرسی هفته ی بعدو چی کار می کنین؟ آخه الان کلی هم خونه ت کثیف شده.

باران | October 25, 2006 11:00 AM


سلام
این جور که شما پیش میری یه روز باید شاهد حکایت رنک سرامیک های حمام خونتون هم باشیم!!!!!!

zebra | October 25, 2006 11:14 AM


لطفا خودت رو نکش.

آرش | October 25, 2006 12:51 PM


salam
ghabl az harchizi mazerat mikham ke ba fonte english minivisam /rastesh aslan nemitoonam farsi benevisam agar che ye fars zabane asasiam
nemidoonam shoma chi mikhoonid ya koja zendegi mikonid
faghat mmikhastam begam ke neveshtehaye shoma kheyli kheyli tasvirie ye jooray mesle film namast shayadam be hamin khater chantay az oona ro khoondam .
harja hasty khosh bashi va movafagh

mehdi | October 25, 2006 02:12 PM


خورشید خانم جان! هنوز هم خیال می‌کنم بابک بهترین راه حله. تازه فکر می‌کنی با بابک قهری، نه اینکه قهر باشی. من می‌گیرم قهری. خوب. قهر هم امری انسانی است یعنی انسان‌ها قهر هم می‌کنند. شما که قهر باشی تازه می‌شه پنجاه درصد. پنجاه درصد بابک هنوز معلوم نیست که. شما می‌توونی رک و راست بگی: بابک! من فکر می‌کنم با تو قهرم، خیال نکنی کمک بکنی قهری میره، نه خیر، سر جاش می‌مونه، اگر دوست داری بیا به من کمک کن. شاید هم قهری از میان رفت، چون آدم‌ها اینجوری هستند دیگه. چقدر ولی خنده‌دار می‌شه بابک بیاد کمک بکنه و کارها که تمام شد قبول بکنه که شما قهری و بگیره بره. چون بر من مسلم است که شما دفعه دیگه سر اینکه چرا رفته قهر می‌کنی و اینش خنده داره. باور کن راست می‌گم. آزمایش شده است. بیش از ششصد و شستاد و شش بار اینجوری شده. همه‌اش هم زیر سر آن درس خواندنه.

هوشنگ | October 25, 2006 02:45 PM


شکر خدا که به هر دلیلی که هستت داری بیشتر و متناوب تر مینویسی!
بعدشم می تونی یه خدمتکار موقت بگیری (ساعتی 10 دلار تا 14 دلاره اینجا توی ونکوور) که بیاد خونه ات رو توی یکی دوساعت برات تمیز کنه اگه خودت به هیچ وجه فرصت نمی کنی. وقتی خدمتکار موقت هست دیگه چرا منت بابک رو بکشی؟ (چشمک!) بابک رو نگه دار برای کارهای مهم تر (بازم چشمک!) :)
بوس گنده واسه توی نازنین دست و پا چلفتی گل گلابم،
--سوسکی

sooski | October 25, 2006 04:02 PM


vaaaaay
اون تیتر بالا سر بلاگت مهشره :))))

بعدشم باز که تو هواس پرتی کردی ! آخر شورخان رو دق میدی ؛)

عالیجناب منتقد | October 25, 2006 04:44 PM


میدونی خورشید جان !
من گاهی فکر می کنم راستی راستی این آدم ها اصلا به واقعیت آگاه نیستند درست مثل کودکان که قفط از آرزوهاشون حرف می زنند و براش هیچ مسیولیتی ندارند !
میدونی اینکه نخواهی ببینی از کور بودن خیلی بدتر است !

nazanin mehra | October 26, 2006 05:31 AM


movafagh bashi

asal | October 26, 2006 06:03 AM


من هم تا حالا چند بار غذا سوزوندم اساسی و قابلمه ناکار کردم اما تا حالا به مرحله ی دوده و آتیش سوزی نرسیده :))) خدا این اینترنت رو نابود کنه و در عوض ما رو نجات بده.

رها | October 26, 2006 06:56 AM


salam
bebin agar alan 2 ta bachehye targol vargol dashti saret beheshoon garm bood va khoonato atish nemizadi va majboor naboodi in ghadr khodeto azab bedi va maghaleh benevisi aziam.......Pas Hame baham yek seda faryad na jigh mizanim ke
enerjiye Bacheh ei haghe mosalame mast
:)

goli | October 26, 2006 01:33 PM


A more environment-friendly alternative to the AAA is the better world club. You can check them out at: http://www.betterworldclub.com

Mohammad | October 26, 2006 03:04 PM


salam bloge toopi dari
movafagh bashi(:

mina | October 26, 2006 05:52 PM


نمیدونستم که دوباره شروع کردی به نوشتن. البته مطمئن بودم که از عصابانیت اون یادداشت رو نوشته بودی. حتما بابک رو اذیت کردی که باهات قهر کرده دیگه. اون موجود آرام و سر به زیر به همین راحتی ها با کسی قهر نمی کنه. شاد باشی.

عطا خلیقی | October 27, 2006 03:12 AM


سیب زمینی سرخ کرده با اون همه روغن میخوری؟ یه کم به فکر سلامتیت باش دختر فکر نمی کنی چقدر saturated fat داره؟

آرش | October 27, 2006 03:15 AM


manam kheili moshelat daram...laagal u mituni tu webloget benevisi va ye zarre sabok beshi man chi?!man farsi type kardan ham balad nistam...baz u kolli dust dary man chi?!baz u zani tahamole moshkelato dary man chi...

foad | October 27, 2006 05:16 PM


Post a comment




Remember Me?


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران