« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
March 7, 2007
باید نوشت...
شادی رو فرستادن انفرادی. جلوه و محبوبه و ژیلا رو هم. شهلا انتصاری هم که از روز اول. وکیل و موکل تو سلول انفرادی. انگار هیچی دیگه نباید بگم. ظاهرا اگه از ناراحتی هامون بنویسیم یعنی اینکه ضعیفیم و اینا. خوب گور بابای هرکی که اینطور فکر می کنه. نوشتن از ناراحتی نشانه ضعف نیست. نشانه اینه که سیب زمینی نیستیم. نشانه اینه که این آدم ها مهمن. نشانه اینه که همه مثل مرتجعینی که با زور و تقلب قدرت رو در دست گرفتن فکر نمی کنه. نشونه اینه که با ارتجاع نمی تونن جلوی تاثیر گذاری این انسان رو بگیرن. شرمنده، من نمی تونم ناراحت نباشم از دربند بودن معلمم، دوستم، انسانی که بیشترین تاثیر رو تو راهی که رفتم و کارهایی که کردم داشته، کسی که نگاه من رو به دنیا عوض کرد. زنی که بی سر و صدا سختی کشید، بی انصافی دید، یک عالمه تهمت شنید، اطلاعات خواست بدنامش کنه، موکلاش رو بارها مجبور کردن وکیلشون رو عوض کنن، وکلایی که باهاش کار می کردن تهدید شدن باهاش همکاری نکنن وگرنه پرونده وکالتشون رو لغو می کنن، ممنوع الخروجش کردن، بارها سعی کردن با پخش شایعات بی اساس ترور شخصیتش کنن، و اون فقط تحمل کرد، کار کرد، نوشت، وکالت کرد، پروژه پشت پروژه انجام داد، حمایت کرد، و ما رو هم تشویق به کار کردن کرد. باید از شادی نوشت، باید از ناراحتی اینکه الان به جای دفتر راهی و کمک حقوقی رایگان به زنا تو سلول انفرادیه نوشت. باید از زنی که گاهی 8 صبح از خونه می زنه بیرون و یازده شب برمی گرده و کار می کنه تا شاید شرایط رو برای چند تا انسان دیگه بهتر کنه نوشت. و نه فقط از شادی، باید از همه این زن های بزرگ نوشت که کارهای بزرگ می کنن و حالا بی انصافانه در بند هستن. پس کاش شما هم بنویسین. قبل از اینکه یادمون بره، قبل از اینکه دیر بشه...
پ.ن. و خبرهای بدتر که در راهه...
In English:
Five of the detainees in solitary confinement
benevis khorshid khaanoom, too in haal o rooz ham kasi tavagho nadaare ke adam bi shoor o haal benevise, haali ke hamash delshoore o delhorast, faghat havaasemoon baashe, eshgh o moalem man ham jozveshoone, amaa joz naami tooye hameye list haaee ke mibinam, kasi sedaaee azash dar nemiaad, har ye nafar ke azaad mishe, ye gorooh baahaash kenaar miran, khodaa be akhaariaa rahm kone.
Taraneh | March 7, 2007 5:03 PM

خورشید جان :هرشب ستاره ای به زمین می کشند و باز/این آسمان غمزده غرق ستاره است
باید نوشت ...باید فریاد کرد ...این را هدیه میکنم به تو ...به آنها که برای زن در بندند و به همه زنان ایرانی...روزجهانی زن خجسته باد :http://www.youtube.com/watch?v=y1l1SqbnZN4
مخمل بانو | March 7, 2007 5:45 PM

zar | March 7, 2007 6:16 PM

صنم جان بنویس و بنویس. یکی از نقائص کار ما ایرانیها همین کم کاری در نوشتن است. و برای همین هم است که حافظه تاریخی قویی نداریم. با آنهمه مبارزات و فداکاریها لااقل از دوران مشروطیت به بعد، یکباره سرنوشتمان را به دست کوردلان و تاریک اندیشان و در یک کلام دشمنان آزادی وبرابری و آبادی دادیم و حالا حالا ها باید خودمان بکشیم و نسلهای بعدی هم باید تاوان آنرا پس دهند... پس بنویس که شاید اینگونه از تکرار تاریخ هر چند میلیمتری ممانعت به عمل آید..بنویس ...بنویس...
موناهیتا | March 7, 2007 6:37 PM

Shenidam ke ye edeye dige alan azaad shodan, Jila sobh azad mishe, va Shadi o Mahboobe moondan :(
Taraneh | March 7, 2007 6:58 PM

سلام خوشبختانه همه ازاد شدن به جز سه نفر . به اميد ازادي بقيه
خرس مهربان | March 7, 2007 7:13 PM

می بینی صنم جان ، برای حمایت از هم نوع مارو به زن نمایی متهم میکنن؟؟!!
Ehsan | March 7, 2007 11:25 PM

هشت مارسه و الانه كه بايد گفت روز زن مبارك. حتي با همه اين جريان ها. به همه اون 33 نفر و به همه زناي ديگه. حتي اونايي كه خبردار هم نشدن از اين جريان ها و يا راحت از كنارش گذشتن. به تو هم مبارك...
به اون سه زني كه هنوز بازداشتن ولي از همه بيشتر مبارك...
روژنا | March 7, 2007 11:45 PM

صنم جانم منم حالم خرابه. بيشتر از همه به خاطر اين همه ظلم و این که هیچ غلط نمیتونم بکنم. الآن که از سر کار برگشتم بیژن گفت که تعدادی از معلمهای تحصن کننده رو هم شبانه گرفتند...
نازخاتون | March 8, 2007 1:28 AM

Post a comment
|