« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
April 30, 2007
نمردم! زنده ام، فقط کاملا بی خوابم. آخر ترمه و دارم عین سگ کار می کنم. چشمام داره هی می زنه از بس به این مانیتور لعنتی زل زدم. دیدم خیلی وقته غر نزدم و بعضی ها هم فکر می کنن سر به نیست شدم گفتم بیام دو خط بنویسم که البته وبلاگ نوشتن از مهم ترین کارهاییه که آدم موقعی که درس و امتحان داره باید حتما انجام بده! تازه همین امشب کلی ایده های جدید تو کله ام اومده، بعد از ماه ها بی ایدگی و خشک شدن قلم و غیره!
البته این همسایه بالایی ما هم بهانه خوبی شد برای غر زدن. این مرد بسیار حجیم که به هر حال یا دانشجوی فوق لیسانسه یا دانشجوی دکتری که تو این شهرک زندگی می کنه، یا داره راه می ره تو خونه که به خاطر معماری بسیار شیک این خونه های قدیمی همه اش فکر می کنی همین الانه که سقف رو سرت بیاد پایین، یا خوابه و خرخرش تا خونه ما می یاد. کم پیش می یاد که یا صدای خرخرش نیاد یا صدای راه رفتنش. ساعت های خوابش هم عجیبه. نه شب می خوابه تا چهار صبح. از چهار صبح تا هشت صبح راه می ره غیژ غیژ، هشت صبح دوباره می خوابه تا دوازده اینا. گاهی صدای خرخرش ساعت دو بعداز ظهر هم می یاد. هیچ وقت هم صدای حرف زدنش نمی یاد. فکر کنم حتی تلفنی هم حرف نمی زنه، فقط یکی دو بار صداش رو شنیدم. نمی دونم کی درس می خونه و نمی دونم چرا اینقدر کم می ره دانشگاه که من کمی از سکوت بالای کله ام لذت ببرم. به هر حال در این لحظه که ساعت سه صبحه و من به قول مدرس صادقی تا صبح بیدارم مثل همه شب های اخیر، شدیدا به این خواب ناز همسایه ام داره حسودی ام می شه. نمی دونین چه خرخری می کنه.
حالا از این غرغرهای من که از روی تنبلی شب امتحان نشات گرفته که بگذریم، این کلیپ رو که هاله لینکش رو گذاشته ببینین (این هم یه لینک دیگه به همون کلیپ). فکر کنم هم قسمت اولش که وعده های انتخاباتی احمدی نژاده رو دیدین، هم قسمت دوم رو که فریادهای زنی هست که به خاطر بدحجابی گرفتنش. اما اینکه این دو تا رو کنار هم گذاشتن خیلی تاثیر گذار تره به نظرم. تا چند سال پیش، هیچ جا این چیزا مستند نمی شد. حالا جلوی هرچی رو بگیرن، از یه جای دیگه می زنه بیرون. گاهی فکر می کنم اگه اول انقلاب هم اینترنتی بود به شکل الان، دنیا و بعضی ایرانی ها اینقدر راحت از فجایع دهه شصت نمی گذشتن. خیلی ها از نسل خودم رو می شناسم (از جمله خودم) که تا قبل از وبلاگ نویسی و اینترنت بازی هیچ اطلاعی از اونچه که تو دهه شصت گذشت نداشتیم. شاید به خاطر ترس خانواده ها و خودسانسوری اشون و بایکوت خبری، و شاید به خاطر نبود روایت غیر دولتی از تاریخ. در مورد تحقیقی که درباره وضعیت بهایی ها در ایران هم شده همینطور فکر می کنم یا حجم کار خبری ای که درباره دستگیری فعالان جنبش زنان شد.
البته دلیل اینکه الان هی دارم به فایده های اینترنت فکر می کنم اینه که تحقیقی که الان دارم می نویسم راجع به نقش اینترنت تو جنبش زنان ایرانه. و البته که همه تحقیق های اینطوری آخرش به اینجا می رسه که چون دسترسی به اینترنت محدوده و تعداد کمی به نسبت جمعیت کل جامعه از امکانات اطلاعاتی اینترنت تو ایران استفاده می کنن، نقش اینترنت رو نمی شه خیلی هم بزرگش کرد.
فکر کنم وقتشه که در این مورد کار شه که چیکار می شه کرد دسترسی به اینترنت و استفاده اش به عنوان منبع اطلاعاتی رو زیاد کرد تو ایران. مخصوصا که فضا هم داره روز به روز تنگ تر می شه.
من برم دیگه وراجی نکنم. البته هیچ تضمینی نیست که دوباره نیام. موقع امتحاناست دیگه!
khastam behet shab be kheiri begam faghat va khaste nabashid! man ham mashghoole dars va kar hastam nesfe shabi weblog khoonim gerefteh!
siamak | April 30, 2007 2:38 AM

چند خطي با عنوان منشور حقوقي زنان نوشته شده است. از اين رو از شما تقاضا دارم در صورت تمايل به نقد آن و يا نظر دهي در جهت تکميل آن بپردازيد
امير حسين | April 30, 2007 2:42 AM

gharar shode ke hame dokhtara muhashun ro betarashan!
sun | April 30, 2007 3:01 AM

فعلا که اوضاع فیلترینگ در ایران افتضاحه روزبروز هم داره بدتر میشه یک زمانی فقط سایت ها و وبلاگ های سیاسی یا پورنو فیلتر میشد . الان حتی بعضی وبلاگ هایی که شخصی نویس هست و هیچ مورد خاصی نداره فیلتر شده . ظاهرا خیلی شیر تو شیر و سلیقه ای شده . حتی شنیدم براساس نام وبلاگ اونو فیلتر میکنند مثلا این دوست محترمه شما پینک فلویدیش که بعد از مهاجرتش سال و ماهی یک بار یه پست بی نمک میذاره (برخلاف اون اوایل شروع کارش که چقدر دل چسب می نوشت ) خلاصه اون هم واسه من با ای اس پی های اینجا فیلتره ظاهرا پینک فلوید هم در معرض ممیزی فیلترچی ها قرار داره !!!
لیلا | April 30, 2007 6:08 AM

چرا مثل«سگ»داري درس ميخوني؟
يكبار در نشريهاي و بهجاي «علف بايد به دهان بزي خوش بياد»، نوشتم:«كاهو» بايد به دهان«آهو» خوش بياد!
پرانتز:حالا بماند كه هم بازتاب«علف»ي داشت و هم«آهو»يي...
نكته: يك كم زنانهتر بنويسي، اشكالي دارد؟
شاد باشيد.
ح.ش | April 30, 2007 7:39 AM

منم خیلی همیشه از این تاثیر اینترنت کیف میکنم. اینکه یه فیلمی که با یه موبایل گرفته شده رو یهو چند میلیون آدم میبینند. ولی این چیزا برای جایی خوبه که توش شرم و حیا معنی میده. نمیدونم چرا تازگی انقدر ناامید شدهام ولی احساس میکنم این ماییم که از دیدن این عکسها و فیلمها قلبمون تیر میکشه. اون کسی که مسوول این کاراست اصلا عین خیالش هم نیست. یه بار تو شیراز یه اتوبوس تصادف کرده بود یکی از دوستهای ما میخواسته عکس بگیره پلیس نگذاشته بود. ولی تو این جریانها طرف میبینی فیگور هم گرفته ازش عکس گرفتن. اینا افتخار هم میکنن به کاری که میکنن.
roya | April 30, 2007 9:31 AM

salam.sanam jan man chand bar barat mail zadam va javabi nagereftam .midoonam saret sholooghe ama in dafe ye mail barat zadam ke raje be eterafat yek econimic hitman hast.goftam shayad khoshet biyad.emailo be gmailet zadam .in maile be esme golnaz sadr migiri.ghorbanet.omidvaram emtahanto khoob bedi..
golnaz | April 30, 2007 12:40 PM

نسیم | April 30, 2007 1:15 PM

che etelaati sanam?
inja har site ya weblog i ke 1 kam az khat kharej she filter mishe
vaghti man filter sham vay be hale baghie
man nemidoonam kojaye webloge man tarsnak bood ke filtere!!!!!
ارمغان | April 30, 2007 2:08 PM

سلام چون میدونم وقت نمیکنی .برات ای میل نزدم و اینجا لینک یه مطلب و شاید بگم پیش بینی رو برات گذاشتم.
اینجا بعد از حجاب نوبت ماهواره ها شده.همین الانشم نمیدونی چه مسخره بازی به خاطر کارت سوخت راه انداختن همه جوری دارن تمرکز ملتو به هم میریزن خدا آخر و عاقبت هممونو به خیر کنه.البته ملت شریف ایران هم بیکار ننشستن و هر روز نارضایتی خودشونو از کمبود مامورین و معطل شدنشون رو به مسئولین اعلام میکنن.و تقاضای اضافه شدن مامورینو میکنن.
http://alireza.blogspot.com/2007/04/blog-post_30.html
alireza | April 30, 2007 3:43 PM

پویا | May 1, 2007 2:20 PM

چاپ دوم کتاب "احمدينژاد معجزه هزارهي سوم" هم در آمد. 250 صفه. قیمت 2000 تومان. تیراژ 5000 نسخه. همه 2000 نسخه چاپ اول در مدت شش ماه فروخته شد. معدود کتابهایی هستند که در هر نوبت بیش از دو یا سه هزار نسخه چاپ میشوند.
http://www.ketab.ir/HomePage.aspx?TabID=3564&Site=ketab&Lang=fa-IR&BookID=1274956
در مقدمه كتاب آمده:
"اين كتاب با اشارهاي گذرا به برخي مسائل انتخابات تلاش دارد تا رمز و راز شكفتن احمدينژاد را به عنوان معجزه هزارهي سوم پيگيري كند.
پيگيري به عمل آمده بر اساس مستندات و واقعياتي است كه هنوز در چشم و ذهن ملت از هر قشر و صنف و جنس زنده و حاضر است. اميد ميرود اين گام در راهي برداشته شود كه رهروان بسيار داشته باشد. به طور قطع كالبدشكافي انتخابات نهم ميتواند در راهيابي ملت به درستيها و پيشگيري از تعميق و گسترش نادرستيها در عرصه حاكميت، كارگشا باشد. انشاالله."
محمد | May 3, 2007 3:33 PM

Post a comment
|