خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

July 10, 2007


ریشه ها


"گيريم يكي دو نفري اين وسط به وساطت افكار عمومي و دفاع برخي از وكلا‌ نجات يابند اما اينها تنها مسكن است و درمان نيست، شنيدن اين حرف از دهان سخنگوي قوه قضاييه كه <بايد قانون عوض شود> مي‌تواند نشانه گشايشي در اين دور باطل باشد اما اين وسط گفتن يك نكته لا‌زم است. اگر مي‌خواهيد قانون سنگسار را عوض كنيد، يادتان نرود قوانيني كه ريشه اين داستان هستند را نيز بايد عوض كنيد؛ قوانيني كه بستر ازدواج اجباري را فراهم مي‌كنند، قوانيني كه زني را كه تا حد مرگ، هر روز تحت خشونت قرار دارد بي‌هيچ چتر حمايتي به سر خانه و زندگي‌اش برمي‌گردانند، قوانيني را كه زني را به اكراه و ناخواسته در چارچوب زندگي زناشويي نگه مي‌دارد و با وجود طلا‌ق ذهني و عاطفي، طلا‌ق حقوقي را از او دريغ مي‌كنند و... لطفا نگاهي به ريشه‌ها بيندازيد"



ریشه ها- شادی صدر


پ.ن. این ریشه ها دلیل اصلی توجه من و جذب شدن به کمپینی مثل کمپین سنگساره. بعدا در موردش بیشتر می نویسم. نظر شما چیه؟


پ.ن 2- بابا جون عمه تون کامنت مرتبط بذارین!




Comments

چند سالي كه وبلاگتو مي خونم.مرسي به خاطر اطلاع رساني و دلسوزيهات.اميدوارم مثل هميشه موفق باشي.

رويا | July 11, 2007 01:42 AM


فقط اینو بگم که حالم از این مملکت با قوانین وحشیانه اش بهم می خوره. حالم از ایرانی و ایرانی بودن به هم می خوره. حالم از هر چی آدم سگ صفت وحشیه به هم می خوره

iman | July 11, 2007 01:47 AM


سلام
من راجع به پستتون به آقای درخشان ممنونم مدتها بود متعجب بودم چرا یکی از شماها جواب ایشون را نمیدید ممنون که این کار را اگر چه دیر اما انجام دادید

niki | July 11, 2007 04:07 AM


salam sanam jan,sorry font farsi nadaram,sanam jan dar moredeh post "HODER"man moafegh nistam ba hamash vali aya behtar nist ba har kas va har gorooh be ravesheh khodeshoon sohbat kard,shayad ba esrar besheh jooneh yeki 2 ta ro nejat dad baad bishtar va ghadam be ghadam...chareh chist?vaghti een ravesha javab nemideh aya dorosteh too een sharayeteh IRAN eena ro sare laj bendazim?... ageh montazere khoshkandaneh rishehayeh een etefaghat bashim aya hamoon sange bozorg nist ke neshooneyeh nazadaneh?mitarsam 10 sal digeh ham haminja bashim va hichi soorat nagireh!! ....baad ham dar morede pakhsheh khabar aya nabayad khabarnegaraneh ma miraftand?albateh midoonam khanoomeh Amini raft vali dar ebteda manabe khabar bisavadaneh zekr mishod...shad bashid

Rose | July 11, 2007 04:16 AM


سلام. اسمم فرزانه است و در رشته ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران درس می خونم. برای تکمیل یک مقاله تحقیقی در مورد زندگی ایرانیان ساکن غرب، به کمک شما نیاز دارم. ممکنه پرسشنامه ای که براتون ایمیل می کنم رو پر کنید و در صورت امکان برای دوستانتون هم بفرستید؟ به هر حال از آشنایی با وبلاگتون خوشحال شدم. ممنون

farzane nezakaty | July 11, 2007 06:13 AM


یکی دیگه از حرفای جالبی که شادی صدر تازگی ها زده بود این بود که بحث بر سر برابر بودن دیه زن و مرد مث تلاش برای تعدد زوج های زنه: کل منطق این قانون اشتباس و مثلا مکملیه برای قانون مجازات...
کلا از نظراتش خیلی خوشم میاد!

لولو | July 11, 2007 06:43 AM


صنم جان
راستش تو ی این سال ها که همش از حسین درخشان دفاع می کردی من هم به شعور تو شک کرده بودم ! و بسیار برام عجیب بود که چطور میتونی از اون دفاع بگنی ! همین یک قدمی که به جلو برداشتی مبارک باد :-)
موفق و پیروز باشی

jay | July 11, 2007 08:11 AM


قانون کهنه را حتی برداشتن سخت است. چه برسد به ریشه هایی این همه عمیق تر از آن. این البته همان دلیل است برای حرکت اما عجب راهی است و چقدر دست کمک می خواهد...

yeknegah | July 11, 2007 09:25 AM


وبلاگ تخصصی نظرسنجی فارسی افتتاح شد. لطفاً برای پاگرفتن این پروژه به همراه خانواده و دوستان جهت شرکت در نظرسنجیهای آن تشریف بیاورید.
http://iranpoll.blogspot.com


---
خورشید: ممنونم از کامنت مرتبطتون. حتما سر می زنم!!

IRAN Poll | July 11, 2007 10:34 AM


شادی هم اشاره کرد.
مشکل ما آموزشه. بیشتر از هر چیزی. پروژه خودت هم در این رابطه بود. من یه بار از استاد تاریخ زنانمون پرسیدم که که تا یه دوره ای از تاریخ وضع همه زنها تقریبا به اندازه ای بد بود. بعد یه هو زنهای غرب جلو کشیدن. خیلی از جاها از آمریکا مثلا زودتر حق رای برای زنها گرفتن اما بعد همونجا موندن.


استادمون گفت که خوب اگه به تاریخ نگاه کنی می بینی که از یه جایی زنهای غربی شروع کرد به یادگیری و یاد دادن. یه سری سرگروه شدن برای اینکار و با همه سختی هایی که بود این روند یادگیری و یاد دادن رو ادامه دادن.


مشکل ما مشکل فرهنگی هست که شاید فقط تو این سی ساله بدتر شده باشه. فرهنگ هم با اموزش از سطح پایین و به قول شادی از ریشه ها عوض می شه.


زیاد حرف زدم اما امر خودت بود که نظر بذاریم.


مخلصیم.


---
خورشید: مرسی لوا!

Leva | July 11, 2007 02:05 PM


چون جون عمه ام را قسم دادی مجبور شدم کامنت مرتبط بگذارم و گرنه می دانم از این وبسایت معجزه ای بوبلاس من صادر نمی کنی و اگر هم بیائی در رابطه با اینکه از عصا قورت داده های قدیمی اینترنت هستی، نظری نمی دهی و گذری هم نمی کنی! با وجود این هنوز هم دوستت دارم و امیدوارم نور خورشیدی ات بوبلاس ما هم بتابد!
بدرود!

گل حسین حمزه آرا | July 11, 2007 08:25 PM


it's so cool you leftist idiot feminazis (hoder, you, sibil,,,, et al) are actually fighting each other

We r enjoying it

keep up the fight plz

self | July 11, 2007 09:14 PM


خورشید عزیز من از سال 80 خواننده وبلاگت بودم و الان که جوابتو به حسین درخشان خوندم فقط یاد اون وقتی افتادم که نیکاهنگ داشت گلوشو پاره میکرد تا دست این آدمو برای شما رو کنه و شما به جاش نیکاهنگو کوبوندین و لینکهاشو جمع کردین.

یکی | July 12, 2007 03:36 AM


شنیدن این حرف ها از رئیس قوه قضاییه وقتی کمتر از یک ماه یکی از کسانی که به دستورش سنگسارشون متوقف شده بود، سنگسار شد جای هیچ امیدی باقی نمی گذاره. یا دستور یک دستور موقت و برای آرام کردن مقطعی مخالفین بوده (که احتمالاً همین بود) و یا اینکه در نهایت اعتبار دستورش در همین حده.
تغییر قوانین ضد زن (و بدتر از اون عملکردهای ضد زن خیلی سخت تر از اینهاست)، این روزها وقتی در یک موقعیت شغلی قربانی زن بودن شدم کمی بیشتر دردش رو می فهمم و این تازه از خفیف ترین مجازات های زن بودنه و نهایتش هم که احتمالاً سنگساره...
نگید مردی اینجا سنگسار شده که اون هم فقط و فقط به خاطر جریحه دار شدن مردی که مالکیتش بر زنش زیر سوال رفته سنگسار شده...

روژ | July 12, 2007 09:33 AM


سلام دوست عزیز
با نوشته جالبی در مورد ایرانیها رو به رو شدم...یک نظرسنجی در ایران صورت گرفته است و آن را در پست جدید لینک
کردم. خوشحال میشوم سری به ما بزنین.


---
خورشید: باشه حتما به خاطر کامنت مرتبطتون بهتون سر می زنم!

farhad | July 12, 2007 04:26 PM


چه عجب!!!!!!!! واقعا تا كي هي بايد يه حكم اعدام يا سنگساري بخواد به اجرا در بياد و تازه ملت از خواب پاشن؟ اينقدر ملت طنبلن كه بع از اينكه بحران رو پشت سر گذاشتن باز هم ميگيرن ميخوابن انگار كه نه انگار! تو همه ي مسائل اين مردم اينجوري برخورد مي كنن و هي درجا ميزنن

Rasa | July 12, 2007 07:28 PM


آره خوب. این گناهان کبیر (از دید حضرات) در نتیجه مشکلات ریشه ای است همونطور که شادی می گه. می تونیم الان ریشه رو درست کنیم؟ نه بدبختانه. تازه اومدیم سنگسار حذف شد. حتما جاش اعدام می کنند، نه؟ (مثل اون دختر گرگانی) راه درازه عزیز و همراه کم. یک عده کمی هستن که جور بقیه رو میکشن. مثل همین هشت تا جوون نگون بخت که جور یک دانشگاه هشت هزار نفری رو می کشن..
یک کم بیشتر که به ریشه بریم که می زنیم تو خال: "نابرابری اجتماعی". بیخود نیست که حضرات می ترسن چون نمی دونن تا کجا مجبور می شن که وا بدن وقتی این سنگ شروع کنه به غلتیدن...
و دردناک تر اونه که مشکل از حکومت و تفسیر از مذهب نیست فقط. کم آدم بی مذهب تحصیل کرده می بینیم که موقع طلاق کشی یا ارث گرفتن به همین قوانین که به اصولش هم اعتقاد نداره متوصل می شه؟
وجدان زندگی اجتماعی مون لنگ میزنه... چه تبعیض بین شیعه و سنی، چه مسلمون و یهودی یا بهایی، چه زن و مرد. من که خودم تا اینور آب نیومده بودم، احساس اقلیت بودن و درد اونی که باید قلاده "اقلیت مذهبی" به در مغازه اش بندازه رو نمی تونستم بفهمم.
مشکلاتمون به هم پیوسته ست. خدا داند که نخ روی کلاف زودتر باز می کنه این کلاف کور رو یا زدن به مرکز کلاف.
مهم تر اونه که پیشرفتی باشه که امیدی هم بمونه. پر از امید باشی

بی خانمون | July 13, 2007 12:44 AM


سلام می خواستم بگم که حسین درخشان هم به روستای آقچه/آغچه سفر کرده، داستانش اینجاست:
http://qesseha.blogspot.com

حمید عامری | July 13, 2007 07:32 AM


Post a comment




Remember Me?


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage




زنان ایران