خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

November 4, 2007


ده ضربه شلاق بر پیکر ایرانی بودن ما


دلارام علی


زیاد نمی نویسم به هزار دلیلی که اصلا اهمیتی نداره. مدت هاست که به این نتیجه رسیدم خیلی چیزا فایده ای نداره. چون انگاری تو یه فضای خالی خالی حرف می زنیم. یه فضایی که حرفا حتی به دیوار نمی خوره که به خودمون برگرده. حرف ها، کلمه ها، ول می شن توی خلا، هیچ می شن، نیست می شن، نابود می شن.


از زهراها و دانشجوها و اسانلو و انسان هایی که اعدام می شن به خاطر عملی که در کودکی انجام دادن و اعدام هایی که در کمتر از یک ماه از دستگیری "مجرمان" اتفاق می افتن و خانواده ها و وکلای زندانی که خودشون زندانی می شن و دانشجوهایی که شکنجه می شن و خبرنگارایی که اخراج می شن و و و ... نوشتن فایده ای نداره. اعلامیه های عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر فایده ای نداره. سر و صداهای حکومت های از ما بهتران فایده ای نداره جز اینکه فقط بهانه ای باشه برای حمله آدما به هم و ارتش ها به هم و غیره.


نوشتن از دو سال و شیش ماه زندان و ده ضربه شلاق دلارام علی هم فایده ای نداره. حتما کسی وجود داره که صدها ضربه شلاق خورده باشه و بگه ده تا که چیزی نیست. یادم نمی ره وقتی که سینا مطلبی انفرادی بود و رفیقی از فعالان سیاسی سابق گفت که دو هفته انفرادی که چیزی نیست، بزرگ می شه! و من مونده بودم که انگار حتی آزادی هم تقدسی نداره تو دنیای "پست مدرن" امروز ما. حالا هم انگار باید بگیم ده ضربه شلاق که چیزی نیست. دو سه تا ایمیل فوروارد می کنیم و دو دقیقه اخم می کنیم و شاید یه چیزی هم می نویسیم و می ره پی کارش. اصلا چه اهمیتی داره که قراره ده ضربه شلاق به پیکر برابری خواهانه یه انسان وارد شه. یه انسانی که به جای خیلی از جوون های مثل خودش دنبال دو تا موبایل گرفتن و سی دست مانتو از فلان مزون و فلان برند لباس و فلان نوع قهوه نبوده. انسانی که به جای حال و حول رفته جنوب شهر به کودکان کار درس داده، رفته بم سراغ بچه های سرگردان، رفته وسط یه میدون شهر که بگه زن ها هم آدمن و باید، باید، حقوق برابری اندازه مردا دادشته باشن.


اصلا معلوم نیست این مملکت من دیگه کجاست! یکی دو تا از دوستام که تازه از ایران برگشتن چیزایی تعریف می کنن که کف می کنم. از مارک ساعت هم کلاسی های سابقم، از ماشین هاشون، از آیفون هاشون! از اینکه استارباکس که مزه شاش مورچه می ده برند قهوه خوب و با کلاس شده و وسایل خونه آی کیا که فلسفه تولیدشون فراهم آوردن وسایل زندگی ساده و ارزون در عین حال زیباست گرون و موند بالا شده و فست فود شده مدینه فاضله برای غذا و از مدل زندگی ای که توش اصلا اینکه یه عده دانشجو تو زندان شکنجه شدن یا روناک دختر سننندجی رو تو ناکجاآباد به دلایل واهی زندانی کردن و دکتر داوطلب مملکت رو "خودکشی اش کردن" و تازه خانواده اش رو تهدید کردن (که چی بشه دیگه؟!) و تبعیض مثبت برای مرداش وضع می کنن چون خدا به دور تعداد قبولی ضعیفه ها تو دانشگاه ها بیشتر شده و راننده اتوبوسش رو به جرم شکایت از فقر و بی عدالتی کتک می زنن و کور می کنن و زندانی می کنن و فعال حقوق بشر ضد اعدام رو می کنن تو زندان که دیگه "بزرگ تر از دهنش" حرف نزنه و زن و مرد فعال برای حقوق برابر بین زن و مرد رو زندانی می کنن و کتک می زنن و شلاق می زنن هیچ خبری نیست. از اینکه خانواده هایی وجود دارن که ماه هاست نمی تونن گوشت بخرن خبری نیست. از اینکه یه عده خونواده هستن که سال به سال محل زندگی اشون رو به جاهای کم کیفیت تری منتقل می کنن چون از پس اجاره ها بر نمی آن، از اینکه آدمایی هستن که نمی دونن اصلا زارا و استارباکس و پرادا و آی کیا چی چی ان.


امروز روزم با خبرهای دلارام شروع شد و با توصیف دوستم از ایرانی که ماه گذشته دیده ادامه پیدا کرد و با متوجه شدن وضعیت مضحک و حال به هم زن خودم متوقف شد. دیگه ذهنم کار نمی کنه، فقط این رو می دونم که اگه مملکت من جایی باشه که شهرونداش اجازه بدن، ده ضربه، حتی یه ضربه، به پیکر یه انسانی بخوره که فقط تو میدون یه شهر از حقوق قانونی اش استفاده کرده تا به حقوقی که نداره اعتراض کنه، دلم نمی خواد دیگه شهروند اون مملکت باشم. دوست ندارم دیگه بگم ایرانی ام. حداقل دیگه نباید شرمسار این یکی باشم. شرمسار خواهران خودم که تو راحتی جایی که نشستم براشون کاری نمی تونم بکنم که همیشه هستم. شرمنده دلارام، روناک، بهاره، آسیه، نوشین، پروین، شادی، سوسن، عالیه، جلوه، زهرا، مریم و و و ....


حکم دلارام علی به دایره اجرای احکام فرستاده شد


برادر، من می خواهم تصور کنم ( تبرئه نیروی انتظامی و احکام سنگین برای خشونت دیدگان: چرا؟) / دلارام علی


شیرین عبادی : من از همین تریبون به مردم جهان اعلام می کنم، احکام محکومیت زنان صرفا به خاطر حمایت از حقوق زن است


دلارام علی خود را به زندان معرفی می کند


شیرین عبادی: حقوق زن و دموکراسی دو کفه یک ترازو هستند


جای دلارام علی در زندان است؟/ ستاره سجاد


برای شما یاران کمپین: برای روناک و دلارام و مازیار و همه شما که عشقتان زندگی است



برای دلارام که به دو سال و شش ماه زندان محکوم شد؟!!


دلارام را به زندان نبريد



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage