« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
November 11, 2007
خواهش از دوستان
می شه منو ببخشین اگه ایمیل جواب نمی دم یا سراغتون رو نمی گیرم؟ می شه ازم دلخور نشین اگه به قول هایی که دادم عمل نکردم؟ حالم زیاد خوب نیست به خدا. می دونم دوباره بعضی ها می گن باز این دختره زنجه بوره هاش شروع شد. ولی خب یه جورایی یه حالی دارم که چندان جالب نیست. اصلا هیچ کاری نمی تونم بکنم. یه مقدار زمان می خواد و اینا. به خدا نه می خوام بی توجهی کنم و نه هیچ چیز دیگه. امروز یه دوستی که تا حدی هم می دونه چم هست ناراحت شده بود از جواب ندادن ایمیل و نمی دونم چه فکری کرده بود پیش خودش و جدا دلم شکست. از غریبه ها انتظاری ندارم. ولی خب از دوستام انتظار دارم فقط درک کنن.
آهان راستی، می شه زیاد سوال هم نپرسین؟ می دونین که من خودم وراج عالمم و درست از شیش سال پیش چنین روزی (!) پرده های خونه شیشه ایم رو کشیدم کنار و هرچی که توش بود رو نشون دادم. حالا اگه یه مدتی دوباره پرده ها رو کشیدم حتما دلیلی داره. وقتش برسه باز پرده ها می ره کنار و خودم میام اینجا هر چقدر بخواین می نویسم. کمی فوضولی ها رو کنترل کنین. جای دوری نمی ره!
خواهش از دشمنان
می شه یه مدت دست از سر کچل من بردارین؟ من که فعلا شدیدا دارم یه گوشه ای ماست خودم رو می خورم. شما هم برین یه مدت زندگی کنین حالش رو ببرین که من دارم ماستم رو می خورم! بعدش حالم سر جاش اومد برمی گردیم خرخره هم رو می جویم. قبوله؟
|