« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
February 27, 2008
دو تا از همکلاسی هام که یک سال بعد از من شروع کردن این هفته تزشون رو تحویل می دن. یعنی رفتم ببینم این پیغام فیس بوک چی بود اومده برام رفتم سراغ پروفایل های همکلاسی هام دیدم یکیشون برای اون یکی پیغام گذاشته که جمعه تزش رو تحویل می ده و من در جا خشکم زد. حالا گیرم من سه ساله باید درس می خوندم چون دو تا رشته بود، ولی خب باید سه ساله تموم می شد دیگه. ولی نمی شه، می دونم نمی شه. گند حسابی زدم. ترم پیش رسما ریدم و هیچ غلطی نکردم و تازه آخر ترم پاشدم رفتم دکتر که دیگه خیلی دیر بود. حالا نشستم با هزارتا کاری که انرژی ندارم یکی اش رو هم بکنم و موندم چطوری قراره تا جمعه دو تا پروپوزال بنویسم و تا یکشنبه بیست صفحه تحقیق بدم و پنجشنبه و یکشنبه رو هم تمام وقت کار کنم و یک سایت هم طراحی کنم و تازه یه گزارش هم بنویسم که بتونم هفته بعدش برم فیلمبرداری. اونم تازه تو وضعیتی که سه ساعت تمام امشب فقط به مانیتور خیره شدم بدون اینکه یک کلمه تایپ کنم. هرچی کار کردم رو باید جمع کنم یه چیزی هم قرض بگیرم بذارم روش بتونم خرج ترم دیگه رو بدم چون این دپارتمان های من بیشتر از سه سال به دانشجوهای فوق بورس و دستیاری و اینجور چیزا نمی دن. جدا کاشکی یه یجوج مجوجی بود حاضر بود کارای من رو بکنه...
|