خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

April 9, 2008


معذرت خواهی درخشان از کمپین یک میلیون امضا!


هاها، به نظر شما درخشان و دار و دسته به خاطر تهمت هایی که به کمپین یک میلیون امضا زدن معذرت خواهی خواهند کرد، حالا که معلوم شده مزخرفاتی که گفتن اشتباه بوده و بر اساس یه مطلب غیر رسمی غیر موثق بوده؟ خودتون نگاه کنین ببینین حرکت جهانی برای دموکراسی به کیا داره جایزه می ده (آخر صفحه است) و ببینین اسمی از کمپین یک میلیون امضا می بینین؟ تازه یکی نیست به اینها بگه گیرم که جایزه به اینها داده می شد. سو وات! اولا که اینها کنترلی روی این مساله نداشتن. دوما هم مهم اینکه کی جایزه می ده و پول از کجا میاد نیست. مهم اینه که آدم چیکار می کنه. و کارنامه اعمال جنبش زنان ایران پاک تر از خیلی از گروه ها و آدم هایی هست که ادعاشون همه جا رو برداشته، از جمله دار و دسته درخشان.

--
بی ربط:
همسر خدیجه مقدم:به جای دستبند باید به دستهای همسرم بوسه بزنند


پ.ن.1. خب ماشاللا این بشر اونقدر وقیحه که نه تنها معذرت خواهی نمی کنه، بلکه مزخرفات بیشتری هم می گه بدون اینکه به روی خودش بیاره که اصلا از جایزه خبری نیست و اشاره کنه به اینکه اشتباه کرده بوده. یه نفر به این آدم حالی کنه که کمپین یک میلیون امضا، و اصولا جنبش زنان ایران، اصلا رهبر ندارن که بخواد حالا رهبران اصلی اش برن جایی یا با جایی رابطه داشته باشن. نه مهرانگیز کار، نه مهناز افخمی (که اگه یه خورده انصاف داشته باشیم و بریم تاریخ بخونیم هر دوشون کلی کار کردن و زحمت کشیدن برای این مملکت و کلی حق دارن به گردن زن های این مملکت حالا هر چقدر هم که از نظر ایدئولوژی و متدولوژی مشکل داشته باشیم باهاشون) و نه فریبا داوودی ادعای رهبری این کمپین رو دارن و نه کسی به رهبری می شناستشون. این رابطه رهبری و رعیتی و مرید و مرادی خیلی جاها وجود داره، اما حداقل توی جنبش زنان ایران به طور کلی وجود نداره و هرجا هم که به سمت این چیزها می ره سعی می شه جلوش گرفته بشه. تمام مدت سعی هست که این ساختار مردانه قدرت شکسته بشه و یک رابطه خطی به وجود بیاد. خب بعضی وقتا یه کمبودهایی هست و اشتباه هایی می شه، اما هدف اینجور رابطه است.


خلاصه، دوستان مردسالار ما، که جالبه زمانی ادعای فمینیست بودن هم می کردن و گاهی هم به خودشون اجازه می دن در بی سوادی مطلق در نقش کارشناس فمینیسم و مطالعات زنان ظاهر بشن، اول که نمی تونن باور کنن این کمپین روی پای خودش باشه و اونقدر کار این کمپین خوب بوده که فکر می کنن حتما این ضعیفه ها باید پشتشون به جایی گرم می بوده! حالا هم که همه چی رو در چارچوب همون ساختار رئیس و مرئوسی و مرید و مرادی می بینن و می خوان به جنبش زنان ایران رهبر تحمیل کنن! یک نفر یک درس جنبش زنان ایران 101 به این دوستان بده! خب اگر شما یه روز رهبرتون خمینی بزرگ هست که عکسش رو کاغذ دیواری می کنین و یه روز هم مصدق، و لابد در راستای ورژن عوض کردن دفعه دیگه هم رهبرتون بن لادن یا استالین یا سعید امامی می شه، نمی تونین تصور کنین که ماها عکس هیچکدوم از این آدم ها رو کاغذ دیواری نمی کنیم چون رهبرمون هستن! (البته دختران جوانی رو می شناسم که عکس مهرانگیز کار یا شیرین عبادی رو در قاب گرفتن جایی گذاشتن به خاطر اینکه وجود این آدم ها بهشون امید می ده و چراغ راهشون هست. اما رهبری؟ نه! این روابط فقط مال چاکرم نوکرم گوهای مردسالار است!)


راستی یکی نیست به این حسین بگه تو که اینقدر فوضول مسافرت کردن مردم هستی، خودت توی اسپن چه می کردی؟ یا توی کنفرانس کالج نظامی کانادا؟ واسه چی رفتی کالج نظامی کانادا به رهبران نظامی کانادا در مورد وبلاگستان فارسی آمار دادی، بدون اینکه حرفی از خمینی و احمدی نژاد به عنوان رهبران بزرگت بزنی؟ یکی هم نیست به دوستان دلسوز حسین بگه اونا کجا بودن افشاگری اش کنن که از راه راست یه موقع منحرف نشه؟ آخه مگه شماها اصولا مسئول به راه راست هدایت کردن مظلومان نیستین؟


پ.ن. 2- راستی اگه این کمپین پشتش ند بود، فکر می کنین الان خدیجه مقدم مونده بود تهران به دستاش دستبند زده بودن و برده بودنش سلول انفرادی؟ نه والله! الان خدیجه مقدم هم واسه خودش داشت اوکراین حالش رو می برد!


بی ربط:
خجالت کشیدند خدیجه مقدم را به اوین ببرند


***


در همین رابطه از نازلی بخونین. من کلا با این فرهنگ افشاگری حال نمی کنم حالا در مورد هر کسی باشه، ولی یه نکته خوبی گفته نازلی، اونم اینه که تو فضای امنیتی ای که به وجود اومده، اصلا نمی شه راحت نقد و یا گفتگو کرد. همه چی تبدیل شده به پچ پچ و حرفای پنهانی از ترس آدم های وحشی بی وجدان.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage