خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

July 22, 2008


اون سال بعد از همه ماجراهای تصادف فکر کردم اگه بمونم تو خونه و از خونه بیرون نرم هیچ اتفاق آزار دهنده ای دیگه نمی افته. ولی فهمیدم حتی توی خونه آدم هم امن نیست. نمی دونم کجا باید برم ایندفعه. یه چاهی باشه سرم رو بکنم توش هیچکس منو نبینه و هیچکس رو نبینم. شاید اینطوری راحت تر باشه. شاید باید ایندفعه یه غار پیدا کنم.



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage