« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
August 6, 2008
دستهای بیگانه و جدایی طلبی تروریستی و ظلم جمهوری اسلامی
شاید باید این متن رو به متن قبلی اضافه می کردم. اما این موضوع هم به اندازه قبلی مهمه برام و نمی خوام تحت الشعاع اون قرار بگیره. می دونم هم که بابتش دهنم سرویس خواهد شد، همونطور که کماکان دارم ترکش همون یه جمله که نوشتم با صدای آمریکا مصاحبه نمی کنم رو می خورم. اما خب در راستای اینکه به هرحال چوب دو سر گهی هستم نمی تونم حناق بگیرم و هیچی نگم.
اینکه بعضی دولت های غربی دارن پول می دن تا جدایی طلبی رو تقویت کنن تو ایران واقعیته. حالا نمی دونم به جندالله هم پول می دن یا نه، ولی شک نکنید که به گروه هایی پول می رسه و آموزش هایی خارج از ایران داده می شه و غیره، و متاسفانه دلال این قضایا هم ایرانی هایی هستن که به اسم فعال زنان و حقوق بشر و غیره دارن از دولت های غربی پول می گیرن. (واقعا وضع حال به هم زنی است.)
حالا بدبختی ای که جامعه مدنی مستقل ایران توش گیر کرده این هست که همه این قضایا با هم قاطی پاتی شده. جمهوری اسلامی ایران که قطعا منگل نیست (فکر نکنین منگل هایی مثل حسین درخشان اطلاعاتی هستن، منطقی اش هم که فکر کنین اطلاعات ایران هم مثل همه جای دیگه یه عده آدم باهوش داره که هنوز جمهوری اسلامی سر جاشه و از هم نپاشیده). خلاصه اطلاعات ایران می دونه کی واقعا براندازی داره می کنه و کی نمی کنه. دستش هم به براندازهای واقعی نمی رسه چون همه اشون پناهنده و غیره ان و اصلا تو ایران نیستن. ولی از این فرصت طلایی استفاده داره می کنه و فعال های مدنی رو به جرم جدایی طلبی و غیره می گیره می ندازه زندان و با یک تیر دو نشون می زنه. (به بعضی فعال های زنان هم اتهام جدایی طلبی زدن. حسین درخشان هم سعی کرده پادویی کنه چندبار در این مورد.)
خلاصه قربانی این وضع کنشگرای با وجدان و زحمتکش جامعه مدنی ایران هستن که دستشون هم به هیچ جایی بند نیست و مرتب بهشون فشار می یاد و دچار زندان و بگیر ببند می شن.
این وسط ما که نمی تونیم از دولت بیگانه انتظار داشته باشیم دلش به حالمون بسوزه. تاریخ نشون داده دولت های غربی دلشون به حال ما نسوخته و تا تونستن دهن مملکت ما رو صاف کردن. حالا هم با بی شرفی هرچه تموم تر دارن پروژه جدایی طلبی و براندازی و غیره خودشون رو پیش می برن. اما ما می تونیم از دولت خودمون انتظار داشته باشیم. چرا باید تبعیض قومی و نژادی تو مملکت ما باشه که اونوقت گروه های جدایی طلب برای یه عده از مردم جذاب بشن؟ چرا اینقدر به کردها و بلوچ ها باید ظلم بشه همیشه؟ چرا باید به فعالان جامعه مدنی ظلم بشه و یه دستی همیشه گلوشون رو فشار بده تا یه عده اشون جذب زرق و برق سازمان های حقوق بشری خارج از ایران بشن و تبدیل به خائن به مملکت بشن؟ چرا باید قوانین روز به روز بدتر بشن و لوایح هم ضد انسانی تر، که هم یه عده از مردم جون به لبشون برسه از زور فشار تبدیل به مخالف بشن و یه عده هم از وضعیت سوءاستفاده کنن؟
من یک بار وبلاگ جندالله رو دیدم و مو به تنم سیخ شد. حوصله ادب و رودرواسی هم ندارم و به نظرم یک گروه تروریستی هستن چون سربازهای بدبخت رو می کشن. هر دفعه خبرها رو می بینم جیگرم کباب می شه واسه این سربازا و خانواده هاشون چون معمولا این سربازهایی که سر از این مناطق در میارن از بی بضاعت ترین و بی قدرت ترین گروه های جامعه هستن. من دلم می خواد از دولتم سوال کنم، چرا باید وضع امنیت مملکت من این باشه که جندالله سر و مر گنده این بدبخت ها رو می کشه؟ چرا دولت من به جای مبارزه با این گروه تروریستی می ره فعال حقوق زنانی که به چند همسری و نا برابری دیه و حق طلاق نداشتن معترضه رو به جرم اقدام علیه امنیت ملی می گیره، روزنامه نگاری که مخالفتش رو داره با قلم و کاغذ و ان جی او بیان می کنه می ره می بره اعدام می کنه، و بعد تروریستایی که واقعا دارن جوونای مملکت رو می کشن و پرپر می کنن و به معنای واقعی کلمه امنیت ملی رو به خطر می ندازن راست راست می گردن؟
چرا اونی که واقعا دلش برای مملکت می تپه و کار انجام می ده به جرم براندازی و کوفت و زهرمار زندانی می شه و شکنجه می شه و غیره، و اونایی که واقعا دارن خیانت می کنن به مملکت راست راست می گردن؟
آهای دولت جمهوری اسلامی، حال ماهایی که اینجاییم از این بیزنس غربی حقوق بشری داره به هم می خوره، ولی یه پای معامله، کثافت کاری های خودتونه. شما بی گناه رو ناعادلانه حبس و شکنجه می کنین، یه عده دلال هم این وسط از این کار شما تو بیزنس های حقوق بشری نون می خورن و دولت های غربی هم فرصت رو غنیمت می شمارن توطئه می کنن.
جدا چرا دشمن رو اشتباهی گرفتین؟ چرا به جای یه خورده آزادی دادن و یه خورده فضا رو باز کردن، دارید روز به روز فضا رو بسته تر می کنین؟ کی گفته اختناق راز بقاست؟ چرا نمی فهمید با این کارها فقط بهانه دارید می دید به همون هایی که واقعا می خوان این مملکت رو از بین ببرن؟
--
پ.ن. ۱- دوستی اشاره کرد به آخر نوشته ام، و اینکه نوشته ام «یه خورده» آزادی بیان و «یه خورده» فضا رو باز کردن. اشاره به جایی بود. واقعا ناخودآگاه نوشتم این نوشته رو. متاسفم که اونقدر به نظرم وضعیت بسته ای اومده و به مرگ گرفته شدم که به تب هم راضی شدم. مسلمه که هیچ فکر نمی کنم واقعا لیاقت ما تنها یه خورده آزادی است.
پ.ن. ۲- می شناسم آدم هایی رو که اینجا پول می گیرن و کار می کنن در برخی سازمان های بخصوص. شنیده ام از خودشون که مثلا دارن می رن فلان جا برای یک گروهی ورکشاپ فلان بذارن. من دقیق نمی دونم چه گروهی بود. یک چیز کلی شنیدم. اما اینکه مدرک بیارم و اینها؟ خب من اسم کسی رو نیاوردم که. قصد افشاگری هم ندارم که به نظرم چسبیدن به موارد خاص دردی از ما دوا نمی کنه. من نقد یک وضعیت کلی رو کردم که فکر می کنم مهم تره. کسی رو هم نمی خوام قانع کنم. در نتیجه فکر نمی کنم احتیاجی به آوردن مدرک باشه. حتی می تونید فکر کنید از روی شکم حرف زدم. من به دلایل فراوونی نمی تونم اسم کسی رو ببرم. مهمترین دلیلش دلیل اخلاقی است که ناخواسته شنونده گفتگویی شدم و کسی که اون گفتگو رو داشته به من اعتماد کرده. من هم چیز زیادی نمی دونم. حرفم هم فقط در حد شنیدن یک سری گفتگو بوده که به هیچ عنوان محکمه پسند نیست. نوشتن با اشاره به نام آدم ها مستلزم این هست که مدرک محکم در دست آدم باشه که من مدرکی ندارم و برای همین حق ندارم اسم ببرم. اما خب، پشتم لرزید از شنیدن همون یک جمله ساده و واقعا ناراحت شدم.
گذشته از اون، حتی یک نگاه به فعالیت های رسانه ای بعضی گروه ها (نمونه اش همین العربیه) می تونه تاییدی بر حرف من باشه. در مورد بیزنس حقوق بشر هم که، به قول فرنگی ها، گیو می ا بریک یا اینکه داداش مارو گرفتی؟ واقعا از اون موردهاست که به نظرم نمی شه به کسی که خودش رو به ندونستن می زنه توضیحی داد! فقط می تونم توصیه کنم بیشتر مطالعه کنید. :)
اما باز هم می گم، شما مختارید حرف من رو قبول کنید یا نکنید. به هر حال مثل کبک سر در برف کردن فقط به ضرر خودمون هست. امید بستن به هر قدرتی، چه از نوع جمهوری اسلامی اش و چه از نوع عمو سامی اش هم به نظر من یک جور ول معطلی است، با عرض معذرت از همه صاحب نظران عزیز. (نه، بحث تئوریک نمی کنم اینجا. بحث کاملا احساسی می کنم.)
|