خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

October 21, 2008


کاشکی عشا زودتر آزاد شه...


یک نگاهی به بیوگرافی عشا مومنی دانشجوی ارتباطات و هنر دانشگاه ایالتی نورتریج کالیفرنیا بندازین و بعد کف کنید از نبوغ جمهوری اسلامی در شناسایی "دشمنان"!


عشا برای پروژه فوق لیسانسش اومده ایران از فعالیت های جنبش زنان ایران فیلم بگیره. یعنی به جای اینکه یکی از این خبرنگارهای بی سواد بیان ایران از بدبختی ها و زنان پشت پرده تصاویر کلیشه ای یا ابزاری بگیرن، یک نفر اومده از توانمندی های زنان تصویری ارائه کنه. برای اینکار دو ماه وقت گذاشته. قرار هم بوده همون هفته برگرده آمریکا بره پروژه اش رو تموم کنه و فوق لیسانسش رو بگیره.


عشا مومنی


حالا عشا دستگیر شده، اول به خانواده اش گفتن به کسی نگید، بعد هم که گفتن اصلا دنبال عشا نیاید!


به نظر میاد یک روند سیستماتیک ایجا شده برای اینکه دانشجوهای ایرانی که خارج از کشور هستن و دلشون می خواد بیان ایران تحقیق کنن و یا کار کنن دیگه طرف های ایران هم پیداشون نشه. یعنی دستی دستی ایران رو دارن ایزوله می کنن. با این بساطی که هر روز برای یکی از دانشجوهای خارج از کشور در میارن، دیگه کی جرات می کنه باید ایران کار و تحقیق کنه؟ دیگه تا چه حد ایزوله بشیم؟‌


از اونطرف، اونقدر سابقه اینجور دستگیری ها بده، که ناخودآگاه آدم دلش کلی شور می زنه. زبونم لال، ولی خب، قضیه زهرا کاظی و زهرا بنی یعقوب افسانه نیستن، واقعیت هستن. جون آدما خیلی ارزشی نداره تو ایران.


بگذریم. بیوگرافی عشا رو بخونید. من عشا رو سه روز بیشتر ندیدم توی یک کنفرانس، ولی از سواد و بینش و شعور این دختر لذت بردم. جدای از اینکه یک فعال اجتماعی بوده و یک هنرمند و عکاس خیلی خوب، از نظر شخصی هم فوق العاده ازش خوشم اومد و نگرانشم. بیوگرافی اش رو که خوندم شخصیتش برام جالب تر هم شد. کاشکی عشا زودتر آزاد شه و بیاد بره سر درس و کار و زندگی اش. کاشکی خیلی اذیتش نکنن و فیلماش رو خراب نکنن :(


وبلاگ برای آزادی عشا
خبرهای مربوط به دستگیری عشا




Comments

سلام . خدا کند که او باز هم بتواند روشنایی روز را ببیند . من نگران فیلمها و مصاحبه هایش نیستم ولی خودش .... مگر خدا به ما رحم کند

پيمانه | October 21, 2008 1:12 PM


و ممنون می شوم اگر اعتراضنامه ای بر علیه دستگیری خانم عشا مومنی تنظیم شد ، پیوند آنرا در وبلاگ خود بگذارید .

پيمانه | October 21, 2008 2:49 PM


وحید | October 21, 2008 5:54 PM


فقط اعتراض وبلاگی نمی‌دونم چه کمکی میتونه بکنه.خدا کنه آسیبی بهش نرسه.


--
خورشید:‌ من هم فکر نکنم اعتراض وبلاگی خیلی کمکی بکنه، ولی اینکه بیشتر کمک کنیم شناخته شه و اصلا معلوم شه این آدمی که گرفتن کی هست شاید کمک باشه. نمی دونم والله. خدا کنه واقعا آسیبی بهش نرسه.

متین | October 21, 2008 9:54 PM


کاش می‌شد به خدایي باور داشتم که من هم برای عشا دعا کنم

سروش | October 22, 2008 1:04 AM


این روند سیستماتیکی که بهش اشاره کردی، وجود دارد و آن هم نه فقط برای دانشجویان بلکه سایر فعالین سیاسی اجتماعی داخل کشور هم شامل می شود. چرا که حکومت با توجه به تجربه دو سه دهه فهمیده است؛ فعال ایرانی، خارج از کشور فقط یک اسم بی خاصیت است که یا به تدریج از یادها می رود و یا فقط حرف می زند. حرف هم که باد هواست.
به مهاجرت و سرنوشت فعالین سیاسی و اجتماعی در چند سال اخیر دقت کن ...

پنگوئن | October 22, 2008 2:20 AM


من بیوگرافیشو خوندم. سئوالی که برام پیش اومده اینه که چه رابطه ایی بین رشته ی ارتباطات و هنر و فعالیت زنان وجود داره؟ البته اینو باید از خودش پرسید ولی خوب آخر برای خودت این سئوال پیش نیومده که این دو تا چه ربطی به هم دارن؟


--
خورشید: من برام سواله که چطور ممکنه اصلا این چیزها به هم ربط پیدا نکنن و یک کسی پیدا شه و اینها رو بی ربط بدونه‌

وحید | October 22, 2008 9:12 AM


فکر کن صنم که همین چنین بلایی سر حسین بیاد. اصلوا حسین با این دید رفت که اونا که رفتن ایران دستگیر شدن همشون یه نیم کاسه ای زیر کاسشون بوده یا"اشتباهی" یه بلایی سرشون اومده. که اگه الان حسین فیلتر نبود یا هر بلایی سرش اومده تا الان همین حرفا رو در مورد این خانومه هم میگفت.

بیا فکر کنیم که حسین واقعا به خاطر اینکه به حسن نیت دولت ایران برای بهتر شدن اوضاع ایران ایمان داشت پا شد رفت.
بعد بیا گیریم که همه اینا کشک باشه و واقعا هیچ دلیل سیستماتیکی هم پشت این چیزا نبوده. همه کسایی که تو مدت دستگیر شدن یا "تصادفی" مردن به خاطر فقط و فقط خفقان جامعه بوده. یعنی یکی مثل خود حسین تو این شرایط بدجوری باید دهنش صاف بشه.
تو وبلاگ بچه قلهک نوشته اگه دستگیر شدم بلا بلا کسی هیچ کاری نکنه هیچ جا اعلام نشه...
فکر کن چه خنده دار میشه اون موقعه که تو زندانه به خودش میگه اینا میگفتنا! قضیه کمیکی میشه جون خودم. هیچ کسی هم هیچ کاری نمی کنه چون خودش خواسته. هاهاها.

اینجوری نمیشه اما کلا این هم یه حالت ماجراست. یه درصدی احتمال داره که اینطوری بشه که خیلی خنده داره.
ایشالا که مشکلی براش پیش نیاد، این خانوم هم آزاد شه بره پی کارو زندگیش. یه درسی بشه برای بقیه که اینقدر رو دیواری که حتا برای خودیاشون هم جا نداره یادگاری ننویسن.

sara | October 22, 2008 9:34 AM


از صمیم قلب برای این زن آزاده آرزوی رهایی هرچه سریعتر دارم.

شبلی | October 22, 2008 8:34 PM


saman chete?chera enghadr daghooni?XOXO

golnaz | October 23, 2008 10:53 AM


امیدوارم همه چیز درست بشه!

آقا امین | October 23, 2008 2:33 PM


Post a comment




Remember Me?


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage