« قبلی |
صفحه اول
| بعدی »
December 8, 2008
حسین درخشان واقعا دستگیر شده
بالاخره نازلی به نقل از خانواده حسین نوشت که حسین واقعا دستگیر شده. قابل درک هست که خانواده حسین دستگیری اون رو رسما اعلام نکنن، چون اصلا دور از ذهن نیست که تحت فشار باشن و از حرف زدن با رسانه ها منع شده باشن. ملت هم حق دارن که تا رسمی اعلام نشده باشه شک کرده باشن. ولی خود من که کلی شک داشتم اولش، بعد از اینکه بیش از یک ماهه وبلاگ حسین آپدیت نشده دیگه بیشتر مطمئن شدم که گرفتنش چون این آدم طاقت نمی آره یک ماه ننویسه و بازی کنه. حالا هم که نازلی به نقل از خواهر حسین نوشته و معلومه که قضیه از این حرفا جدی تره. امیدوارم که خانواده اش به اصرارهای ما گوش بدن و حاضر شن با رسانه ها حرف بزنن.
اما الان فکر کنم دیگه به عهده ما وبلاگ نویس هاست که تصمیم بگیریم درباره یک وبلاگ نویس دیگه که به جرم نوشته های وبلاگش توی زندانه چیکار کنیم. فکر کنم کمتر کسی به اندازه من از حسین بدش بیاد و باهاش دعوا راه انداخته باشه، ولی به نظر من باید پیگیر آزادی اش باشیم، همونطور که پیگیر آزادی هر وبلاگ نویس دیگه ای بودیم. برای من الان مساله اینطوریه که یک وبلاگ نویس به جرم نوشته های وبلاگش توی زندانه. بازی های سیاسی حسین به من مربوط نیست. حسین رو بابت بد و بیراه هاش به خدا و پیغمبر و فاطمه و خامنه ای و اسرائیل رفتنش گرفتن. مطمئن باشین حسین یک محکمه عادلانه همراه با وکیل نخواهد داشت که بابت ظلم هایی که به فعالان حقوق زنان کرده و تهمت هایی که به خیلی ها زده و جون هایی که به خطر انداخته بازخواست بشه. اون تحت فشار بدون حضور وکیل داره بازجویی می شه به خاطر نوشته های معمولی وبلاگش. به نظرم باید در مورد زندان بودنش بنویسیم و خواستار آزادی اش بشیم و سر و صدا کنیم. نمی تونیم که استاندارد دوگانه داشته باشیم در مورد حقوق بشر...
مرتبط: حسين درخشان سی هفت روز است که بازداشت است و دوازده روز است که از او خبری نيست
پ.ن. من خودم هم امروز با خواهر حسین چت کردم و البته خبر جدیدی ندارم جز اینکه نگران برادرش هست.
حالتون خوبه؟
فردا میاد بیرون طلبکار میشه که چرا شلوغش کردین؟ مگه من نگفتم کسی سروصدا نکنه؟
شما خیلی انسان دوستی تون گل کرده دفاع کنید ازاون موجود
رامین | December 8, 2008 3:26 PM

درخشان فارغ از این که کیست، چه کرده و چه جرمی مرتکب شده یا نشده، باید مشخص شود و اعلام شود چرا بازداشت شده، توسط چه کسی بازداشت شده و آیا دسترسی به وکیل دارد یا نه و آیا تحت فشار و بازجویی است یا خیر؟ و آیا بازجویی هایش با شکنجه همراه است یا نه؟ این که دوستان استدلال می کنند او آدم فروش و غیره است، به نوعی شانه خالی کردن از بحث استاندارد واحد برای حقوق بشر است. درخشان در یک حالت فرضی، باعث دستگیری و شکنجه کسانی شده (این یک فرض ثابت نشده است و تنها به عنوان مثال مطرح می شود) در چنین حالتی اولا باید دقت داشت او توسط همان حکومتی دستگیر شده که مخالفان درخشان با آن مخالفند. یعنی توسط یک حکومت دمکراتیک دستگیر نشده است. دوم، او مثل هر متهمی حق دارد و باید در شرایطی منصفانه نگهداری و بازجویی شود و از آن مهمتر باید اتهام او اعلام شود. آیا مثلا او به خاطر اقرار به نوشیدن مشروبات الکلی و سفر به اسراییل بازداشت شده؟ ایا این دلایل برای مدافعان حقوق بشر عقلانی و قابل توجیه است؟ هرچند درخشان خود علیه فعالان حقوق بشر فعالیت می کرد، اما این دلیل مناسبی برای خنک شدن دل ما نیست. این جا یک امر مطلق اخلاقی در کار است.
برفرض که او فردا آزاد شود و به ریش ما بخندد، باز چیزی از دست نداده ایم از اصول خودمان دفاع کرده ایم. این جزو مواردی است که باید اصولگرا بود. البته اگر هنوز چیزی به اسم اصل حقوق بشر برایمان مهم است و نه انتقام های فردی.
ب.
--
خورشید: حسین وکیل نداره. با بقیه حرف هاتون هم موافقم.
ب | December 8, 2008 3:46 PM

ببین نمیشه از حق کسی دفاع کرد که خودش کار بازجو و زندان بان و خلاصه کل سیستم رو درست می بینه وقبول داره.
یادمه حسین نوشته بود تو ایران نباید مشروب خورد چون ضد قانونه. پس حسین این قوانین رو هم قبول داره که نباید اسرائیل می رفته یا به امام و پیغمبرها فحش می داده یا هزارتا کار دیگه.
دفاع من و تو از اون مثل این می مونه کسی رو به دروغ گرفته باشند اما خودش با طیب خاطر اعتراف کنه که کارش غیرقانونی بوده. حالا من و تو بیایم هی هوار کنیم. چی حل می شه؟
در ضمن من به حرفهای نازلی هم اعتمادی ندارم.
--
خورشید: من خودم با خواهر حسین چت کردم امروز. در ضمن من به حرف های نازلی اعتماد دارم. می شه هم از حق کسی که این قوانین رو قبول داشته دفاع کرد. معیارهای حقوق بشری من که معیارهای این آدم یا قوانین جمهوری اسلامی نیست.
kimia | December 8, 2008 5:18 PM

مضمون حرفهات قبول،اما...[يعني آيا] سنگ يكي را كه بهواسطهي «بد مستيهاياش» به حبس رفته،بايد به سينه زد؟
خودت گفتي:«حسین رو بابت بد و بیراه هاش به خدا و پیغمبر و فاطمه و...گرفتن.»
راستي!
«اعتراض» با «هتاكي» در يك گونهي سياسي ميگنجد؟
ح.ش | December 8, 2008 6:41 PM

با سلام
اول اینکه اصلا معلوم نیست این فرد دستگیر شده باشد .خانواده درخشان از همه بهتر می دانند که قدرت رسانه در ایران محدود و یا جهان چیست و هیج پدر و مادری نیست که فرزندش را دستگیر کرده باشند و با توجه به شایعاتی که در مورد دستگیر شده گان و احیانا شکنجه و آزار بتوانند شب را راحت به سحر برسانند .بهمین دلیل سکوت پدر و مادر درخشان دلیلی است که احتمالا فرزندشان اصلا دستگیر نشده باشد و درخشان هم بتوصیه پدر و مادر یک باره دست از نوشتن برداشته و مدتی را به زندگی عادی مشغول شده است .
اما در غیر این صورت یعنی اینکه حسین درخشان دستگیر شده و در زندانی شده باشد و خانواده هم از ترس بد شدن وضعیت وی فعلا سکوت را اختیار کرده باشند و یا انیکه جرئت سخن گفتن نداشته باشند .اگر این مسئله طوری ثابت شود و باید به مدعیان حقوق بشر ایرانی تاسف خورد .
این که بعضی ها در اول همان جمله اول اعلام می کنند که از حسین درخشان بدشان می آمده و یا می آید یک حرف احمقانه است چرا که برای طرفداران حقوق بشر و آزادی های اولیه انسان طرز فکر یک نفر نمی تواند ملاک قرار گیرد .آنانی که از دمکراسی سخن می گویند متاسفانه در مورد درخشان مثل بجه های مدرسه عمل می کنند و از اینکه درخشان دستگیر شده ته دلشان قند آب می کنند و از اینکه فردی که یک روزی حال آنها را می گرفته گرفتار شده خیلی خوشحالند و فقط رویشان نمی شود که این خوشحالی را بیان کنند .بحر حال اینها در خارج همه نوع امکاناتی را داشتند که در مقابل حرفهای درخشان حرف بزنند و حتی شکایت کنند درخارج که ملاها حکومت نمی کنند .برغم وجود اینهمه وسائل و امکانات حقوقی هیج کس از وی شکایت نکرد دلیل این مدعاست .درخشان هم که در این فضای آزادی قرار گرفت و هرجه دلش می خواست گفت و نوشت .حال این نوشته ها مورد پسند بعضی ها قرار نگرفت و از او بعنوان خائن و ....در بعصی نوشته ها یاد می شود نشان از کوته فکری مدعیان آزادی است .درخشان مثل همه آزاد بود که هرجه را که فکر می کند برزبان و قلم بیاورد
جالب ترین نکته این داستان دراین جاست که مدعیان حقوق بشری مثل شیرین عبادی و امثالهم بخاطر اینکه درخشان از دوستان نیست درمورد دستگیری وی سکوت کرده اند و خود همین مسئله باعث سر افکندگی مدعیان آزادی وطنی ماست
احتمالا هم دولت مردان جمهوری اسلامی با دستگیری درخشان می خواهند همین مسئله را ثابت کنند
--
خورشید: من با خواهرش حرف زدم می گه گرفتنش دیگه. نوشتم توی وبلاگم.
صبا | December 8, 2008 9:56 PM

متاسفانه تنها نشانی که می تواند من را مجاب کند که حسین درخشان بوسیله مامورین جمهوری اسلامی دستگیر شده و یا تحت فشار قرار گرفته ، "مرگ" وی آنهم به شکل قابل اثبات است. نام برده در فضای وبلاگستان ، در اثر فعالیتهایش در میان جمع قابل ملاحظه ای از خوانندگان و نیز شهروندان ایرانی اعتماد و اطمینانش را به کلی از دست داده و باید بگویم شخصا هیچ گونه علاقه ای به پیگیری وضع کسی که اصلا معلوم نیست بازداشت وی "واقعی" بوده باشد ، ندارم.
Pooya | December 8, 2008 10:04 PM

خورشيد خانم عزيز
من از سادگی شما و ديگران حيرت می کنم .
آقای درخشان - که هم در زندگی زناشويی ؛ هم در زندگی سياسی ؛ هم در زندگی اجتماعی ؛ شکست خورده و به آدمکی مفلوک تبديل شده بود ؛ اين اواخر با صراحت- البته رندانه - برای قاتلی مثل حسين شريعتمداری کاسه ليسی ميکرد تا اگر به ايران رفت در کيهان؛ نواله ای به او بدهند تا همه نماد های آزادگی و آزادی و انسانيت را به لجن بکشد .
خواهر تلخ من ؛ تو از کجا ميدانی که اين آدمک مفلوک دستگير شده است ؟ از کجا که هم اکنون در يکی از شعب وزارت اطلاعات سرگرم آموزش های اطلاعاتی نيست تا فردا و پس فردا شما و ديگران را به وابستگی و فحشا و خود فروشی متهم کند .
شما چون جوان هستيد و احيانا تجربه کار های سازمانی نداريد ؛ از ترفند های دستگاههای اطلاعاتی جمهوری نکبتی اسلامی بی اطلاع هستيد و به دستاويز دفاع از حقوق بشر از موجود مفلوکی دفاع ميکنيد که اگر دستش برسد از بريدن سر صد ها چون تويی لحظه ای درنگ نخواهد کرد .
لطفا شما با احساسات رقيق زنانه تان موجباتی فراهم نفرماييد که همين حسين آقای درخشان از سادگی و انساندوستی آدميانی مثل جنابعالی سوء استفاده بفرمايدو فردا و پس فردا مزد تان را کف دست تان بگذارد و در کيهان شريعتمداری به افشای روابط مشکوک !!!شما و من و صد ها چون من و تويی با اسراييل و آمريکا و فراماسونری و صهيونيست ها و ..... بپردازد . روز گار غريبی است . ما آدميان ساده دل ؛ ابلهانه کاسه داغ تر از آش شده ايم و داريم برای مردک مفلوکی پستان به تنور داغ می چسبانيم که به احتمال بسيار زياد هم اکنون سرگرم آموزش شيوه های بد نام سازی مبارزان و منتقدان حکومت ملايان است .
از صراحت بيانم نرنجيد . دلم ميسوزد وقتی می بينم جوان های پاک نهادی چون شما ملعبه نابکاری های دستگاه اطلاعاتی رژيم آدمخواران اسلامی ميشويد ونا دانسته راه را برای سلاخی عده ای ديگر هموار ميکنيد
.با درود : گيله مرد
--
خورشید: گیله مرد عزیز، من با خواهر حسین حرف زدم و ملاک حرفم حرف او هست. و البته پیگیری من به احساسات رقیق زنانه من ربطی ندارد و بیشتر به وجدان من ربط داره. امیدوارم شما هم از صراحت بیان من نرنجید. ارادت :)
gilehmard | December 8, 2008 10:50 PM

"فردا میاد بیرون طلبکار میشه که چرا شلوغش کردین؟ مگه من نگفتم کسی سروصدا نکنه؟ "
به ما چه که حسین گفته پی گیری نکنیم؟ مگه ما تا الان به حرف اون گوش میدادیم که این یکیو گوش کنیم!؟
تازه اون که هر روز حرفش عوض میشد. یهو فردا می آد میگه من به این نتیجه رسیدم که باید شلوغش میکردین.
در هر صورت امیدوارم هر چه زودتر صحیح و سالم آزاد بشه.
امیر ارسلان | December 8, 2008 11:25 PM

نگران نباش تا یکی دو سال دیگر مسئولیت بخش جرائم اینترنتی قوه قضائیه یا چه می دانم وزارت اطلاعات را می دهند دست درخشان. به نظرم خودش هم می دانسته و می خواسته، فقط این یک سال پروسه طبیعی توابسازی را باید دندان روی جگر بگذارد. قرار است یک پیام فضلی نژاد دیگر بیرون بیاید که می آید.
توحید | December 8, 2008 11:52 PM

اگه یادتون باشه حسین خودش در یکی از پستهاش، حق آزادی خودش رو تفویض کرده بود، به این معنی که گفته بود اگر حکومت جمهوری اسلامی من رو بگیره من اعتراضی نخواهم داشت. انسانی که خودش، حق خودش رو تفویض کنه، قابل دفاع نیست. اینست که به نظر میرسه نشه چندان برای آزادی حسین سروصدا کرد. فکر میکنم در نهایت هم حسین و حکومت، با هم یکجورهایی کنار بیان.
laleh | December 9, 2008 1:13 AM

شما نه سر پیازی نه کون پیاز، بیخود زر نزن و ادای حامیان حقوق بشر رو در نیار، این ضعیفه ها خاله بازی شونم اوردن تو وبلاگها، حالم از شما مدعیان پوچ و تهی حقوق بشری بهم میخوره، بوی شاش میدی دخترجان. :)
--
خورشید: تو چی چی هستی حالا؟ مسئول بوکشیدن و شناسایی بوی شاش؟
بتوچه | December 9, 2008 3:48 AM

sabr kon o bebin hossein che hazineye sangini ro roye dast weblogestan mizare ... ajale nakon ... natars hoosein ham nemimire ...
vali etefaghaty ke miofte arezooo khahi kard kash bemire
javad mohebi | December 9, 2008 5:57 AM

به جهنم.. شما بايد فكر خودت باشي خانم كه ديگه جرات تداري پاتو بزاري اينجا!:))
همونجا بمون و مبارزه كن!!
خر هم از شما جماعت فعال خارج نشين خنده اش مي گيره
.............................
اگه دفاعي هم بايد بكنيم از اين جوانان شجاع و بي ادعا بايد كرده بشه كه جلو دانشگاه در برابر ظلم همين جا ايستادن.. نه شما آبكي ها
ايليا | December 9, 2008 5:59 AM

1- خودش از ما "شارلاتان های حقوق بشر" درخواست کرده از او ننویسیم و تنها رسانه های قانونی طبق وظیفه شان عمل کنند.
2- خودش حقوق بشر را مقوله ای استعماری می دانست و به انتخاب خودش از این ساختار جدا و به ساختار دیگری پیوست.
آیا با توجه به دو مورد فوق دفاع به او حتی نقض حقوق او (حق انتخاب) نیست؟
اینجا هم توضیحی داده ام:
http://blog.farzaam.info/1387/09/14/شایعه-دستگیری-حسین-درخشان-و-طرح-یک-معما/
--
خورشید: مگر معیار شما از حقوق بشر خط کش حسین درخشانه؟ مگر حرف های اون در مورد این چیزها از نظر شما معتبره؟
فرزام | December 9, 2008 7:10 AM

عزیزم مگه مجبوری تصورات خودت را بعنوان قطعیات بنویسی؟!!!! مگر 1 ماه بلاگش را آپدیت نکرده، حجت شد برای تو که اون کجاست؟!!! حتی خواهرش هم درست نمی دونه اون کجاست...تو چطور برات مسلم شد که حسین کجاست؟!
شایعه پراکنی نکن...تام مطمئن نشدی مطلبی را به عنوان مسلمات ننویس.
این قضیه به ضرر خیلی ها داره تمام میشه
--
خورشید: فکر کنم نوشتم توی وبلاگم که خواهرش دستگیری اش رو تایید کرده ها!
AnIranian | December 9, 2008 9:38 AM

AND SO F........ what?...ø
sepi | December 9, 2008 9:42 AM

شما واقعا اینقدر ساده این؟ یا واقعا اینقدر با اطلاع..کاملا معلومه که این آقا در طول کل مدتی که من مطالبش روبررسی میکردم ...خودش رو خیلی تاثیر گذار جلوه داده..و حالا داره این تست برگزار میشه که واقعا در آستانه انتخابات این آقا چقدر حامی داره ...یا شاید هم بهانه است که ببنید این آقا هم به زندان افتاده ولی هنوز طرف ایرانه و یا اینکه بیاد باز بیرون و بگه من زندان هم رفتم...اون تو هم ...همش چرنده که شکنجه میکنند...اونجا همه آدم رو ماچ میکنند و گل وبلبله و فقط...فقط عیبش این بود که مجبور بودم فقط کیهان بخونم و اینترنت وایفای نداشتم!!! این آدم فقط مثل تابلو تبلیغاتی برای لوث کردن هر جریانی کار میکنه! باید خیلی هشیارتر باشید... وگرنه زود بازی میخورید...این آقا دقیقا گرفته شده...چون یک مهره ناچیزه و باید معلوم بشه...که نون مفتی بهش ندادن و اصلا بدرد بخوره یا نه! حالا ببین کی این فیلم رو میشه...آخرشم مثل کس دیگری که با سرنوشتی مشابه میشناختم...پس از پایان تاریخ مصرف با یک تصادف ساده حذف میشود...جوش آدم های خود فروش و وطن فروش را نخورید لطفا!
sasha | December 9, 2008 11:10 AM

خورشید: مگر معیار شما از حقوق بشر خط کش حسین درخشانه؟ مگر حرف های اون در مورد این چیزها از نظر شما معتبره؟
پاسخ من: خیر! حقوق بشر مقوله ای نیست که حسین یا من تعریفش کنیم اما حق انتخاب هم یکی از حقوق بشر است. مگر حسین با تاکید فراوان که جای هیچ شکی باقی نگذارد خودش این را انتخاب نکرد؟
مگر خود حسین در مورد احتمال وقوع چنین دردسرهایی انتخاب نکرد که چه کسانی از او حمایت کنند و نکنند؟(باز هم با تاکید فراوان) آیا او نمی توانست در این مورد اصلاً چیزی ننویسد؟
خورشید عزیز حرف من این نیست که نباید دفاع شود، اما بهتر است اول معمای طرح شده را حل کنیم تا بعد بتوان با موضعی شفاف تر که برای خود و دیگران قابل پذیرش باشد از او دفاع کنیم.
فرزام | December 9, 2008 1:51 PM

ذهن ایرانی همین است دیگر! ما ایرانی ها نمی توانیم تغییر کنیم.
این هودر هرچه باشد وطن فروش نیست، چیزی که موجب شد وی به واکنش های مسخره در مقابل کسانی که فکر می کرد وطن فروشند دست بزند. می ماند حرص و جوش های سیاسی، مگر شما نمی گویید وی خود فروش سیاسی است؟ خوب شما مگر نیستید؟ فکر نمی کنید از شما هم بی اینکه بخواهید سازمانهای جاسوسی و یا رژیم های سیاسی بتوانند استفاده کنند؟ برای بی ثبات کردن کشور و یا پروژه های دیگر؟ منظورم جناب گیله مرد است، اینقدر اطلاعاتی فکر نکنید، یک لحظه فکر کنید آدمها می توانند خودشان باشند، اما در این دنیای سیاسی/جاسوسی، هر آدمی امکان دارد منفعتی برای کسی داشته باشد بی اینکه خودش بخواهد.
فرهاد | December 9, 2008 2:05 PM

خورشید جان
به نظر من این الزاما استاندارد دوگانه نیست اگر کسی برای این مردک کاری انجام نده. آدمها از لحاظ حقوق انسانی با هم برابر هستند ولی آیا ما واقعا برای همه انسانها باید به یک اندازه دل بسوزونیم؟ اگر بلایی هم سرش بیاد با اینکه ناراحت کننده هست ولی من رو اصلا به اندازه بلاهایی که سر خیلیهای دیگه اومده ناراحت نمیکنه.
من آدم هستم و نفرت بخشی از وجود من هست. و نفرتی که از این مردک دارم واقعی هست. من دست و دلم نمیره برای این آدم هیچ کاری بکنم. شما و دوستانی که اونقدر قلب بزرگی دارین که میتونین بین این آدم و بقیه فرق نذارین هم کار خودتون رو بکنین و هر کاری از دستتون برمیاد براش بکنین. ولی به نظر من خیلی غیر منطقیه که بعد از همه کارایی که این مردک کرده از مردم انتظار داشته باشین که نسبت بهش همون احساسی رو داشته باشند که نسبت به خیلیهای دیگه دارند.
کاوه | December 9, 2008 4:04 PM

حسین درخشان را برای اجرای سناریوی خاصی بازداشت کردن و بعد از تفهیم وظایفش شاهد فعالیتهاش خواهید بود طوری که همه آرزو خواهید کرد که ای کاش در همان بازداشت واجبی خورده بود اما بر ضد مردم کشورش فعالیت نمی کرد!
نگران سلامتیش هم نباشید جای بدی نیست.
بی نام | December 9, 2008 4:59 PM

يکی نوشته بود که حسين داره در زندان کيف ميکنه. اون يکي نوشته بود که تا جسد حسين را نبينه راضي نميشه. خب موضوع اصلي داره کم کم فراموش ميشه. اگر حسين عقل داشت سعي مي کرد که وارد يکي از تشکيلات هيومن رايتزي ويا يکي از اين هزار اتاق فکري و تشکيلاتي بشه که نصف جماعت اپوزيسيون خارج نشين دارن در قبالش نون مي خورن. اونوقت بود که چپ و راست براش مقاله و اعلاميه و بنر و غيره صادر ميکردن. اونوقت بود که يک جوري از مملکت خارجش مي کردن بدون اينکه صداش در بياد. اونوقت بود که قهرمان ملي مي شد. ولي خب اين خريت خود حسين بود که اولاً به ج.ا. و نظام قضايي و امنيتيش اعتماد کرد و در ثاني رابطه اش را قبل از رفتن به ايران با تشکيلات هيومن رايتزي مستحکم نکرد.
Mohammad | December 9, 2008 11:35 PM

همایت جرج بوش از اصلاح طلبان گرد و خاکی بزرگ راه انداخته
که خبرگزاری پارس بیشترین مطالب را درج کرده و .....داشتم فکر
میکردم در همین وبلاگ خورشید خانم هم خودش هم کامنت گزارانش
در چند سال گذشته هی نکه و ناله میکردند که ترو خدا اقای بوش بایران
حمله نکن !؟ بزار ما خودمون کار را تمام میکنیم !؟ البته انچه محرز
بود نه بوش نه پنتاگون و نه سیا هر گز تفکر این چنین حمله را هم
نداشتند هر چند مطبوعات طرفدار اسراییل از اول دایم روی این قضیه
کار میکردند ....حالا یکماهی بپایان کار بوش مانده و تا گلو در گردابه
تازه حمایت از اصلاح طلبان !! نشانه اوج درماندگی کاخ سفیده
آری این چنینه روزگار انها که هر رو از بر تشخیص نمیدهند
حالا حسین درخشان را تر و خشک کنید شاید درد دریوزگی
جرج بوش را مرحمی بر دل زخم خورده اتان کرده باشید
Saman | December 10, 2008 5:08 AM

من یک دوست اطلاعاتی دارم. این موضوع را از او پرسیدم. او البته در حوزه کاری حسین درخشان نبود یعنی مستقیما با او در ارتباط نبود اما اطلاعات کلی به من داد.
اول اینکه اگر متهمی چند روز با خانواده اش ارتباط نداشته باشد به معنی این است که قبلا با بازجویان همکاری می کرده است اما از زمانی که همکاری اش قطع شود یا درست پاسخ ندهد رابطه با خانواده اش را قطع می کنند.
دوم اینکه به هیچ وجه به چنین افرادی در زمان بازداشت سخت نمی گذرد.
سوم اینکه علت طولانی بودن بازداشت مربوط به این می شود که معمولا می خواهند از او فیلم یا مستند بگیرند برای استفاده های بعدی (مثل پخش در صدا و سیما).
مخاطب | December 10, 2008 11:30 AM

حسین درخشان از فیلتر وزارت اطلاعات گذشته و خطری او را تهدید نمی کند. بدون تایید اطلاعات هیچ برنامه ای از شبکه تلویزیون ایران من جمله پرس تی وی پخش نمی شود. در ضمن پدر او از بازاری های موتلفه است که نفوذ قوی در دادستانی، قوه قضاییه و اطلاعات دارد. بهتراست که از حقوق زندانیان سیاسی گمنام و بی پناه حمایت کنید
ناظر | December 12, 2008 12:01 AM

free hoder | December 12, 2008 4:41 AM

خورشید خانم اجازه می دید کامنت های خوانندگان وبلاگتون را توی وبلاگم که برای ازادی حسین درخشان ساختم انتشار بدم ، به نظرم نظرات جالبی هست ، با وجودی که دیگه شکی باقی نمونده که دستگیر شده ، باز هم بعضی ها باور نمی کنند ، بعضی ها ارزوی مرگ می کنند ، بعضی ها به سادگی من و شما که سعی می کنیم سکوت وبلاگستان را بشکنیم می خندند
free hoder | December 12, 2008 4:44 AM

فردی که نوشتهاید حسین درخشان حق آزادی خودش رو تفویض کرده متأسفانه اطلاع ندارید که طبق ضوابط کشورهای متمدن بعضی حقوق اصولا" تفویض کردنی نیست حتی اگر خودت به صراحت بگی و زیرش رو هم در نهایت عقل و هوش امضا کنی. آزادی هر بشر حق طبیعی اوست و قابل تفویض نیست. البته گاسم اگر همهی عمر فراتر از دماغات رو ندیده باشی و از در خونه پات رو بیرون نگذاشته باشی همینطور هم باور میکنی دیگه.
ممنونام خورشید خانم نازنین وبلاگستان.
هاله | December 12, 2008 4:59 PM

خورشیدخانم
شما مطمنید باکسی که چت کردیدخواهراقابوده?
ali | December 12, 2008 7:18 PM

سلام. صنم جان جات خالیه. دلم تنگ شده برات. هرکجا که هستی شاد و تندرست باشی.
سپاس
هادی ناصری | December 13, 2008 3:38 PM

cholman | December 22, 2008 6:20 PM

Post a comment
|