خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

January 31, 2009


امید به تغییر


می دونم خیلی کار درستی نیست مقایسه جنبش های اجتماعی کشورا و فرهنگای مختلف که فرقای زیادی با هم دارن، مخصوصا مقایسه جاهایی که نوع سرکوب حکومتی اشون متفاوته از هم، ولی باز آدم مجبوره به خودش دلداری بده که خیلی از این جنبش ها سال های سال کار کردن و هزینه دادن و کشته دادن و اعضاشون زندانی شدن و کتک خوردن و... تا موفق شدن. اصولا نگاه به جنبش های اجتماعی دیگه واسه امید گرفتن خوبه، برای همین من دیدن فیلم "میلک" رو به فعالای اجتماعی ای که از هموفوبیا رنج نمی برن توصیه می کنم.


milk_vigil.jpg


دیدن فیلم میلک از یه جهت دیگه هم خوبه، چون درباره یه جنبشیه که "هویت" مسالشه. یعنی کلا تغییر قانون و مشارکت سیاسی و خیلی کارای دیگه برای جنبش هایی که هویت اعضاش مساله اون جنبشه، ابزارهایی هستن برای اینکه اون هویت به رسمیت شناخته شه و اجازه ابراز وجود کامل داشته باشه. وقتی مساله تو هویتت، بودنت اونطوری که می خوای باشی، و زندگی ات باشه، هزینه ای که حاضری بدی و نوع کاری که می کنی خیلی فرق می کنه با مواقع دیگه.


و حالا این تیکه اش هم بی ربط به فیلم ولی با ربط به بحث های اخیری که در مورد رسانه بود توی وبلاگ ها؛ وقتی که مساله تو هویت باشه، اونوقت "تغییر اجتماعی" معنی اش هم گسترده تر می شه. یعنی تغییر اجتماعی فقط نمی شه عوض کردن قانون. ایجاد خودآگاهی هم خودش می شه یه تغییر اجتماعی و کار اکتیویستی. کار فرهنگی هم می شه کار اکتیویستی. و برای همین هم رسانه های اکتیویستی مستقل هرچقدر هم مخاطبشون محدود باشه باز از نظر ایجاد خودآگاهی و فرهنگ سازی برای ایجاد تغییر اجتماعی اهمیت دارن.


همین دیگه، میلک رو ببینین شاید یه خورده امیدوار شدین تو این روزای ناامیدی.


* عکس تصویر صحنه ای از فیلمه که مردم بعد از مرگ هاروی میلک توی خیابونا میان با شمع راه می رن. ظاهرا هزاران نفر از ساکنین الان سانفرانسیسکو داوطلب می شن موقع فیلمبرداری که توی این مراسم شرکت کنن به خاطر محبوبیتی که میلک داشته و احترامی که مردم براش قائل بودن.




Comments

سلام صنم عزيز، من پريسا هستم همسر ساسان. ما فقط يكبار مهموني فرناز همديگر رو ديديم. البته من بعضي مواقع وبلاگت رو مي‌خونم ولي كامنت نميذارم. چند وقت پيش اتفاقي از گوگل ريدر به پست بازي شب يلدات و اتفاق‌هاي اخير رسيدم. امروز هم پست افسردگيت رو خوندم. خيلي خوشحالم كه حالت بهتر شده. از صميم قلب برات آرزوي خوشبختي و روزهاي خوش مي‌كنم. بيشتر مراقب خودت باش.


--
خورشید: سلام پریسا جان. چه خوشحال شدم خبری از شما شنیدم. خیلی دوست دارم ببینم چطورین و چه می کنین. بهت ایمیل می زنم.

parisa | February 1, 2009 4:47 AM


سلام...خیلی خوبه که حالتون بهتر شده دوباره تند تند مینویسید...وبلاگ شما رو چند ساله میخونم یه جورایی نوستالژیکه برای من...
موفق یاشید وامیدوار

mari | February 1, 2009 7:20 AM


از خصوصیات رژیم جمهوری اسلامی و طرفدارانش این هست که مردم رو بی شعور فرض میکنند.ببینم سرکار که برای خون حسین درخشانِ لجن لح لح می زنی ،چرا برای این همه زنی که این هفته های اخیر حکم زندان گرفتند و برخی دوستهات هم بودند ،حس بشردوستیت گل نمی کنه.برای افسردگیت و خیس یا خشک بودن لای پات مقاله چند صفحه ای می نویسی
اما برای آدمهایی که اینجا برای ماها خودشون رو به هزار بدبختی گرفتار کردند زورت میاد حرف بزنی؟تو درخشان و یکی دوتای دیگه جاسوسها و دستپرورده های رژیم هستید که با استفاده از امکاناتتون جنبش زنان و صدای آزادیخواهی مردم رو به ابتذال کشیدید خنده داره وقتی از روزهای سختت (خیلی سختت!!!)در تهران و بمبارونها می نویسی آدم نمیدونه گریه کنه یا بخنده ..روزهایی که بعضیها حتی خونه برای زندگی نداشتند.تو همیشه فقط بلدی برای خودت مرثیه های عزاداری بخونی خودت رو بدبخت و ضعیف و نشون بدی در حالی که حقه بازتر از تو زن تو دنیا نیست .بذار بگم تاریخ مصرف حقه بازهایی که ادای روشنفکری در اوردن، نردبون ترقیشون بود تموم شده ما زنهای ایران اگه زیر چکمه های استبداد له بشیم اجازه نمیدیم
ادمهای فاحشه صفتی مثل تو بخواند برای ما تعیین تکلیف کنند یا نجاتمون بدند .متاسفم که ناچار شدم فاحشه رو برای تو و امثال تو استفاده کنم .چرا که فاحشه جسمش رو برای لحظاتی می فروشه اما تو نه تنها به فروختن جسمت بسنده نکردی که روحت رو در لجن شهوت و خودخواهی دفن کردی .دلم می خواد به شوهرت و به مولش بگم این زن تنها و تنها با جلب حس ترحم دوست ،همکار ،خانواده و فامیل و شما دوتا تونسته
زندگی کنه وتنها راه زندگی کردن و ترقیش تظاهر به ضعف و بدبختی برای به دست اوردن کمک و پشتیبانی بیشتره....این خانم مثلا روشنفکر و چنان و بهمان یک آشغال متعفن هست

abre_bahari | February 2, 2009 4:20 AM


Small side note: Next time you want to give away the ending, please tell people in advance, like "Spoiler Alert". Thanks


--
خورشید: ببین مرگ میلک رو همون اول فیلم نشون می ده بعد هم قضیه تاریخیه خب اگه کسی بره ببینه میلک کی بوده می بینه که این آدم کشته شده. این عکسی هم که من بهش لینک دادم و قضیه این عکس و شمع روشن کردن یک سال قبل از اکران فیلم تو سن فرانسیسکو کرانیکل منتشر شده واسه همین فکر نکردم خیلی اسپویلر باشه.

Mo | February 2, 2009 1:40 PM


به ابر بهاری:

با فحش دادن به جایی نمی رسی. اگر برسی یعنی مردم بی شعورند (نظر به جمله اول کامنت ات). خورشید خانوم حتی اگه آشغالی که تو می گی باشه صادقه و فکرش رو می نویسه. حرفت راجع به عامل رژیم بودنش که فراتر از مسخره است اما اگه واقعا عامل رژیم باشه من که خیلی خوشحال می شم. اما خداییش نوشته تو به نوشته یه عامل رژیم -این هم از اون عبارتاست ها!- بیشتر می خوره.

ابر زمستونی | February 5, 2009 4:27 PM


sanam jooon mer30 bekhatere neveshtehat milk am didiam kheylo khoob bood bazam mer30 ke hasty mer3o ke minevisi

eama | February 9, 2009 11:26 AM


برای مطلب http://www.khorshidkhanoom.com/archives/002569.php

خوب بود
همین!

نم نمک | February 15, 2009 11:37 AM


Post a comment




Remember Me?


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage