خورشید خانوم




« قبلی | صفحه اول | بعدی »

June 18, 2009


نگرانم، مثل خیلی های دیگه. نگران دوستای دستگیر شده ام، نگران دوستایی که دستگیر نشدن ولی هر لحظه ممکنه بشن و خبری ازشون ندارم، نگران به رونق افتادن بازار شعبون بی مخ ها، نگران "جمهوریت نظام." عزادارم، عزادار آدمایی که این روزا کشته شدن، عزادار شکافی که افتاده بین دو گروه از مردم و هیچوقت دیگه پر نمی شه، عزادار تحقیر یه ملت...


کاش یه چاهی بود سرم رو می کردم توش داد می زدم، زار می زدم...



 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage