October 29, 2005
جمع دو تا راديکال می شه بی نهايت راديکال!
(دوست دارم نظراتتون رو بدونم در مورد اين مطلب. می دونم خيلی طولانيه و يه جورايی هم مطلب منسجمی نيست. برای همين از قبل خيلی خيلی تشکر می کنم از هرکسی که وقت می ذاره و می خونتش و احتمالا نظر می ده.)
امروز سه تا جلسه مختلف رفتم که می خوام فقط در مورد دومی حرف بزنم. (جلسه اول در مورد transnationalism تو دپارتمان های مطالعات زنان بود و جلسه سوم سخنرانی Judith “Jack” Halberstam در مورد "شکست"، که تو چهارچوب queer theory بود. ازم نخواين در مورد هيچکدوم اين دو تا حرف بزنم که خودم هم به اندازه ای که بتونم توضيح به درد بخور بدم بلد نيستم و مطمئنا ويکی پيديا از من بهتر سرش می شه! بعد از جلسه دوم هم که ديگه مخم کاملا گوزيد و از سخنرانی سومی هيچی حاليم نشد.)
و اما جلسه دوم! جلسه توسط دپارتمان فرانسه گذاشته شده بود. برخلاف جلسه های اينجوری که تو دانشگاه برگزار می شه، استادهای فرانسوی ژشت شيک خودشون رو داشتن، لباس های شيک و کراوات و غيره. خوشامد گويی و خداحافطی هم به فرانسه گفته شد انگار نه انگار که جلسه برای عموم آزاد بوده و ملتی هم وجود دارن که فرانسه بلد نيستن. بگذريم! سخنران خانوم "شاهدخت جوان" بود، نويسنده و مردم شناس ايرانی که از سال 92 به فرانسه رفته و چندين کتاب چاپ کرده. موضوع سخنرانی "سکولاريسم و اسلام سياسی: تاملاتی درباره حجاب اسلامی" بود.
موضوعش شديدا مورد علاقه من بود و به اميد اين رفتم که با سخنران آشنا بشم و ايميل رد و بدل کنيم شايد بعدا بتونم ازش کمک بگيرم. اما شديدا نا اميد شدم. حرف هاش شديدا راديکال بود هرچند که بايد اعتراف کنم که با اکثر حرف هاش موافق بودم. بحث هايی که می کرد در مورد اسلام و حجاب و اسلام گرايی (Islamism) که اون رو در مقابل اسلام ميانه رو قرار داده بود، بحث هايی بودن که برای طرفداران سکولاريسم از جمله خود بنده آشنا و جذابه. اما چيزی که من رو شديدا ناراحت کرد اين بود که، به عنوان يه مردم شناس، من ازش انتظار داشتم که يه سخنرانی علمی بکنه، وقتی در مورد اين حرف می زنه که وجود حجاب تو اسلام چيزی نيست جز ديدن زن به شکل يه جسم جنسی و در واقع يک موضوع پورنوگرافيکه، انتظار داشتم که برای اين حرفش دليل بياره و تحليل کنه که بتونه زمينه يه دايلوگ سازنده رو برقرار کنه (و بعدا هم آدمايی مثل من بتونيم يه چيزی ياد بگيريم که تو استدلال هامون استفاده کنيم)، نه اينکه يه جمله ای بندازه و بره. حرف هاش به عنوان يه بيانيه سياسی خوب بود، اما نه به عنوان يه مردم شناس. نمی گم مردم شناس نبايد نظر داشته باشه و قضاوت نکنه، اما به نظر من نبايد تريبون يه فضای آکادميک رو با محلی برای جيغ و داد اشتباه گرفت. به نظر من حرف هاش که با لحن و کلماتی بسيار راديکال ادا می شد بيشتر به جيغ و داد شبيه بود تا يه سخنرانی آکادميک. چند تا دانشجوی مسلمون خفن تو جلسه بودن. وقتی که نوبت پرسش و پاسخ رسيد، يک پسر آمريکائی مسلمون حرف هاش رو به چالش کشوند و ازش يه سری سوال کرد. خانوم جوان گفت خسته است و انگليسی نمی فهمه و خواست ترجمه کنن براش. مترجم دو کلمه در گوشی به خانوم جوان می گفت و خانوم جوان جواب های بی ربط سرکوب کننده می داد. حاضرين هم هو کردن پسر مسلمون رو و يکی دو جا رو ميزاشون کوبيدن!! (مثلا پسر بهش گفت ديدن زن به چشم يه شی جنسی و ابزار سازی زنا يه پديده ای هستش که تو دنيای غرب بيشتر وجود داره، و خانوم جوان اصلا به اين سوال جواب نداد. وقتی پسر گفت شما مطالعاتتون در مورد قران در چه حده و بر چه اساسی اين برداشت ها رو از قران دارين، گفت من تو ايران تو مدرسه قران خوندم و درسم هم خيلی خوب بوده و خيلی خوب می دونم چی می گم. وقتی پسره گفت "اسلاميست" بودن يه برچسبيه که غربی ها دارن می زنن و مسلمون ها همچين چيزی ندارن و بر اساس گفته شما اين اسلاميست بودن 27 ساله که راه افتاده تو دنيا و شما در واقع فقط دارين بر اساس ايران اين نتيجه گيری ها رو می کنين که نمونه خوبی نيست و ما اصلا اسلام ايران رو قبول نداريم، خانوم جوان برگشت گفت اصلا تو به سخنرانی من گوش کردی؟!)
من ازش سوال کردم نظرتون در مورد فمينيست هايی که تو ايران در درون اين سيستم اسلامی کار می کنن در حاليکه خيلی هاشون سکولار هستن و در عمل چاره ای ندارن جز اينکه حجاب سرشون کنن و تو همون چهارچوب برای بهتر شدن وضع زنا تلاش کنن و در عوض از طرف خيلی ها برچسب فمينيست اسلامی بودن می خورن چيه؟ و نظرتون در مورد حرف شيرين عبادی که اسلام با حقوق بشر منافات نداره و اين قرائت های اشتباه از دينه که حقوق بشر رو ناديده می گيره چيه و البته توضيح دادم اولش که من اين سوال رو به عنوان يه زن ايرانی فمينيست سکولار ازتون می کنم. اون در جواب گفت دموکراسی اصلا در چهارچوب دين غير ممکنه (اشاره اش به حرف شيرين عبادی بود) و در مورد فمينيست های ايرانی هم گفت من در مورد يه گروه خاص حرف نمی زنم و در مورد حجاب و اسلام به طور کلی حرف می زنم. در مورد حرفش در جواب سوالم در مورد شيرين عبادی نظر خاصی ندارم، اما با قسمت دوم حرفش شديدا مشکل دارم. 90 درصد بحث اين خانوم در مورد وضعيت زنا تو ايران بود، اونوقت می گه من در مورد يه گروه خاص حرف نزدم. اصولا تو حرفاش می گفت زنها تو کشورهای اسلامی بدبخت هستن، در حد يه شی جنسی هستن به خاطر حجاب، و همه نوع ظلمی به خاطر دين بهشون می شه. خب من با اين حرف موافقم، اما فقط در صورتی که اينقدر به چشم يه مشت بدبخت بيچاره اين زن ها رو نبينيم. اصلا از کدوم زن حرف می زنيم؟ زنی که کاملا به اسلام اعتقاد داره تو همين ايران و اصلا هم فکر نمی کنه بهش ظلمی شده، زنی که برخلاف زن اولی به اسلام اعتقاد نداره و فکر می کنه بدبخت شده، يا زنی که با همون وضع موجود خيلی کارها کرده و تلاش کرده بدبخت و توسری خور نباشه حتی اگه روسری سرش باشه؟ به نظر من اين ديد که همه زن ها رو يه جور بدبخت ببينيم به خاطر وجود اسلام يه ديد راديکاله، همونطور که خيلی نظريه های اسلامی راديکاله. اگر می خوايم دايلوگ برقرار کنيم، بايد زبون دايلوگ رو بلد باشيم، توهين نکنيم به اعتقادات همديگه و به جاش نقد کنيم. من تو حرف های اين خانوم توهين ديدم. وقتی می گه اسلام دين پدوفيلی است، من اين حرف رو توهين آميز می بينم. نمی خوام منکر زن های سن پائين پيامبر بشم، ولی آيا همه مردهای مسلمون پدوفيل هستن؟ چند درصد مردهای مسلمون واقعا با دخترهای زير 18 سال ارتباط دارن به خاطر اسلام؟ وقتی می گه صيغه شکل قانونی روسپيگری است و مردم هم تو سالن دست می زنن، که من تا حدودی موافقم، آيا زن هايی که به صيغه به اين شکل نگاه نمی کنن رو هم در نظر گرفته؟ اگه يه زنی باشه تو سالن که با اين نظر مخالف باشه، آيا اصلا جايی برای دايلوگ می مونه وقتی خانوم جوان و حاضرين همچين فضايی به وجود می آرن؟ می دونين نتيجه اش چی شد؟ نتيجه اش اين شد که اين پسرهای مسلمون آخرش خيلی عصبانی بودن. نه به خاطر حرف هاش، به خاطر برخوردش. به خاطر اينکه يه جورايی خفه اشون کرد و نذاشت حرفشون رو بزنن و جوابشون رو نداد. به خاطر اينکه مردم تو سالن هوشون کردن. به خاطر اينکه وقتی يکی از پسرها خودکارش رو دراورد تا چيزی يادداشت کنه، کسی که بغلش نشسته بود يه حالتی کرد و خودش رو کنار کشيد انگار پسره اسلحه در آورده. اين کارا اگه اسمش راديکاليسم نيست پس چيه؟
من خودم بعد از جلسه يک ساعت با اين پسرای مسلمون بحث کردم. در مورد حقوق زن، حجاب، همجنسگرايی و خيلی چيزای ديگه، آيه های قران و حديث هايی بود که رد و بدل می کرديم. هيچ کدوم از دوطرف هم از دست هم عصبانی نشديم، در عين حال که هيچکدوم هم نتونستيم هم رو قانع کنيم. به خاطر اينکه اکثر مسلمون ها به تسليم اعتقاد دارن، هرجايی که يه بحثی با عقل جور در نمی آد، فوری می گن اين حرف خداست تو قران و حديث و بحثی توش نيست و ما تسليميم. يعنی در مورد حجاب زن، به من مزخرفات کتاب حجاب مطهری رو تحويل ندادن. خيلی راحت گفتن دستور خداست و مسلمون دستور خدا رو اجرا می کنه بی چون و چرا. در مورد حقوق زن، می گن تو قرآن و حديث اومده که مرد بايد از زن محافظت کنه و خرجش رو بده و زن هم از بچه ها مواظبت کنه و کار خونه کنه. اگه وقت کرد و دلش خواست هم کار کنه. بهشون گفتم من اعتقاد دارم اگه خدائی وجود داشته باشه، حتما عادله، شما چه عدلی می بينين تو اينکه زن بايد حجاب داشته باشه و بيشتر از بچه ها مواظبت کنه تا مرد و مرد از زنا محافظت کنه. می گه تو قران گفته و از نظر بيولوژيکی هم چون مادر بچه رو به دنيا می آره، بيشتر از پدر ازش بايد مواظبت کنه، من می گم با عقل جور در نمی آد، پس اگه نخوايم قران رو رد کنيم حداقل بايد بگيم قران تحريف شده، بعد می گه قران و حديث تحريف نشده چون چندين هزار آدم بر صحتش در طول تاريخ پافشاری کردن و از هزاران آدم نقل شده، من می گم خوب اکثر اين آدما مرد بودن! اون حرف از 80 زنی می زنه که شاگردای يه متفکر اسلامی بودن که اسمش باز يادم رفت (ابو حنيف؟) بعد بحث به توجيه عقلی رسيد، پسره گفت قبول نداری مردا از زن ها قوی ترن از نظر بدنی و بايد از زن ها محافظت کنن؟ من گفتم قبول ندارم! خنده دار قضيه اين بود که من قدم از همه اين پسرا بلند تر بود و درشت تر بودم و فکر کنم اگه کشتی می گرفتيم من می تونستم زمينشون بزنم! که بعد گفتن به هر حال خدا گفته! در مورد همجنس گرايی هم گفت که همجنس گرايی چيزی جز شهوت نيست، که باعث عدم زاد و ولد و ريشه کن شدن گونه بشری می شه! من گفتم که حتی تو روانپزشکی از سال ها پيش همجنس گرايی رو از دسته انحرافات جنسی کنار گذاشتن، و حداقل 1 درصد هر جمعيتی همجنسگراست؛ اگه تازه فقط علمی نگاه کنيم و به مسائلی مثل اينکه جنسگونگی و جنسيت يه ساختار اجتماعيه توجه نکنيم، بعد اون می گه نه اين قبول نيست و يافته های روانپزشکی رو توی دادگاه قبول ندارن! در مورد اون آيه مشهور سوره نسا هم حرف زديم. برای من آيه رو توضيح می ده و اينکه 3 مرحله است و زدن مرحله آخره و تازه زدن در حد آروم، يه تلنگر، در حدی که درد نداشته باشه و جاش نمونه. من می گم پس زنا چی؟ اونا چيکار می تونن بکنن؟ اون می گه زنا می تونن طلاق بگيرن! بعد من همه اين بحث ها رو در مورد ايران تکرار کردم و اينکه چقدر تو ايران متفاوته اوضاع و اسلام هميشه به اون گل و بلبلی که اينا می گن نيست، و اون می گه اصلا ما ايران رو کار نداريم. اون اسلامی که حکومت ايران اجرا می کنه اسلام واقعی نيست و نمونه تندرويانه ی شيعه هست که ما قبول نداريم. من ديگه بحث شيعه و سنی رو ادامه ندادم چون واقعا برام فرقی نمی کنه، شيعه، سنی، مسيحيت، يهوديت و هر دين ديگه ای. همشون به نظر من با حقوق زن منافات دارن و اين اصلی ترين دليلی بود که تمام اعتقادادت من رو سست کرد و هيچ متفکر و آخوند و کتاب و غيره اسلامی هم نتونسته توجيه کنه اشکال هايی که من می بينم در زمينه حقوق زنان.
بگذريم، فکر کنم اين حرف ها مدت ها بود تو گلوی من گير کرده بود! خلاصه که با اين پسرا خيلی بحث کردم که به جايی نرسيد، و اميدوار بودم که از سخنرانی خانوم جوان چيزی ياد بگيرم که تو بحث های اينجوری به دردم بخوره، اما خانوم جوان يک ساعت جمله های راديکال گفت و رفت و نتيجه اش عصبانی کردن اين پسرای مسلمون بود.
به نظر من وقتی خيلی راحت برچسب می زنيم روی يه دينی مثل اسلام، مسلمونايی که به همه چيز اسلام اعتقاد دارن، نه فقط به حجاب و مردسالاری دين، بلکه به آموزه های مثبت دين از جمله دروغ نگفتن و قتل نکردن و بخشش و غيره، عصبانی می شن و ممکنه راديکاليسم توشون رشد کنه. و بعد به همون دليل اينکه اسلام دين تسليمه و تسليم همه چيشن، ممکنه تسليم ايده جهاد اسلامی هم بشن. از اون طرف هم که يه سری ايدئولوگ تندروی اسلامی داريم که آماده ان اينجور آدم ها رو شستشوی مغزی بدن.
به نظر من، سکولاريسمی که خودش به قرائت های مختلف احترام نذاره و و خودش به شکلی راديکال ايده های ديگه رو سرکوب کنه، با اسلام راديکال فرقی نداره و به همون اندازه به تروريسم بال و پر می ده. من فکر می کنم وقتی با دينی روبرو هستيم که يکی از پايه هاش "تسليمه"، بايد تو گفتگوهامون با طرفدارای اون دين، اصل "تسليم" رو اول از همه به چالش بکشيم، نه اينکه ميون يه جمع هم فکر بشينيم و حرف های راديکال بزنيم و برای هم به به چه چه کنيم و هرکی هم حرف مخالفی زد بزنيم تو پوزش. اينجوری هيچ تغييری تو اوضاع به وجود نمی آد جزرشد چند برابر بنيادگرايی.
می دونين اصلا چيه؟ آخر اين جلسه احساس کردم حرف های شيرين عبادی خيلی عملی تره و تو دنيای واقعيت ها نوع نگاه خانوم عبادی و يا خيلی از فمينيست های سکولاری که برچسب فمينيست مسلمون روشون خورده خيلی بيشتر فايده داره و باعث تغيير مثبت می شه در مورد وضعيت زنان به عنوان مثال، تا راديکاليسم آدم هايی مثل خانوم جوان، حتی اگه اساس حرف هاشون درست باشه.
|