خورشید خانوم



« December 2006 | Main | February 2007 »


January 27, 2007


زنستان:


"سه تن از فعالان جنبش زنان در فرودگاه امام دستگیر شدند.
طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی، فرناز سیفی، روزنامه نگار،فعال جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان ، صبح روز شنبه 7 بهمن ماه ، هنگام خروج از کشور دستگیر شدند. انگیزه سفر آنان شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری در دهلی هند بود.
پس از دستگیری این سه تن ماموران امنیتی به همراه آنان به منزلشان رفتند و پس از بازرسی منزل و جمع آوری وسایل شخصی آنان مانند کیس کامپیوتر، کتاب، دست نوشته آنان را به بند 209 زندان اوین منتقل کردند."


شايد بهتر باشه اسمی از وبلاگش نياد. نمی دونم... کاش می شد کاری کرد...



January 23, 2007


Stigma


یه پست بلند بالا نوشته بودم درباره این مطلب و اشاره به مصاحبه هوشمندانه شهرنوش پارسی پور (نویسنده مورد علاقه ام) با ایران امروز و تادیب زن ها و یه سری چیزای دیگه. یعنی بعضیا یه حرفایی می زنن که آدم حناق هم گرفته باشه دلش می خواد حرف بزنه و وبلاگش رو با تمام بی حال و حوصلگی آپ دیت کنه. الان نوشته نازلی رو خوندم و دیدم خیلی بهتر از من همه حرف هایی که می خواستم بزنم رو زده. خلاصه بیخیال پست من. این نوشته نازلی رو بخونین که کم پیش می یاد با یه نوشته وبلاگی اینقدر موافق باشم:


"شهرنوش پارسی پور ديوانه است. مخ اش تاب دارد. معلوم نيست زندان چه بلايی سرش آورده اند. شهرنوش پارسی پور وضع اش هم خراب است. خاطراتش پر از مسائل سکسی به خصوص «خود ارضايی» هست..."


ادامه...



January 8, 2007


از خونه جدید می لاگم. همه چی خوب و خوش پیش رفت. یک روز و نیمه اسباب کشی کردیم، یه روز کامل هم خونه قبلی رو تمییز کردیم. حالا خونه جدید بازار شامه. ولی اونقدر خسته بودیم امروز که دیگه کار نکردیم و فقط خوابیدیم. خوشحال بودم که حداقل خونه جدید درست حسابیه. اما اوضاع روبراه نیست. این تصادف کذایی دست از سرم بر نمی داره. امشب صندق پست رو چک کردم و نامه اومده از شرکت بیمه که طرف که زده بود بهمون ادعای خسارت جونی هم کرده و خسارتش ممکنه از پولی که بیمه ما می ده بیشتر بشه و مجبور شیم خودمون بدیم و احتمالا باید وکیل بگیرم. انگاری این کابوسه دست از سرم بر نمی داره. پسره که به ما زد سر و مر گنده بود موقع تصادف. جدا نمی دونم چی شده. هم نگرانم که چه بلایی سرش اومده و هم نگرانم که از کجام پول بیارم. همه اش پشت سر هم بد بیاری، بعضیاشو اینجا می نویسم و خیلیاشو نمی نویسم. این وبلاگ رو هم الکی دارم نگه می دارم. مدتهاست که اصلا نمی تونم بنویسم و الکی می یام شرح حال می نویسم، اونم نصفه نیمه. یه مدتی حالا اینجا هم نمی نویسم دیگه که بیشتر از این آبروم با این خزعبلات نره! فکر کنم بهترین کار اینه که برم مشاوره. دارم یه جورایی دیگه کامل روانی می شم! به قول یادم نیست کدوم سریال تلویزیونی می شه بسه؟



January 3, 2007


اسباب کشی


همین امروز از دانشگاه گفتن فردا باید اسباب کشی کنم! دچار گوزپیچ اعظم شدم ولی گلریز بانو و بابک اینجان و احتمالا من نظارت می کنم و اسباب کشی می کنیم! جای شیده خالی که من نظارت کنم و اون فحشم بده یا برعکس!


خونه جدید در صدو پنجاه متری خونه الانمه (اندازه دقیقش رو با گوگول ارت درآوردیم!) ولی خب اینهمه آشغال رو تکون دادن کار حضرت فیله مخصوصا که از خونه دو خوابه دارم می رم یه خوابه. مشکل مهم هم اینه که با بابک سر کتابا دعوامون شده! چون بابک دیگه واشنگتن زندگی می کنه و از تابستون هم خونه می گیره و الان باید وسائلش رو بسته بندی کنیم که تابستون ببره ولی من حداقل یک سال و نیم دیگه اینجام. حالا سر کتاب ها به توافق نمی رسیم و مشکل اصلی هم شاهنامه و کتاب نقاشی های سهراب و کتاب مستطاب آشپزی دریابندری و کتاب شعرهای باباشه. حالا یه خورده باید بزنیم تو سر و کله هم تا ببینیم کی زورش می چربه به اون یکی.


احتمالا یکی دو روز اینترنت نداشته باشم در روزهای آینده چون اینترنت این خونه رو باید قطع کنم و مال اونجا رو وصل کنم. خلاصه اگه ناپدید شدم چند روز درگیر اسباب کشی ام. به شدت هیجان زده ام چون خونه جدید نوسازی شده و دیگه از شر آشپزخونه و حموم بی ریخت این خونه راحت می شم. یه جورایی خرافاتی شدم فکر می کنم این جابجایی خیلی خوب خواهد بود چون خونه فعلی خیلی بد بود و خاطرات خیلی بدی هم دارم ازش...



January 1, 2007


سکوت در برابر طرح ساماندهی اینترنت در ایران


لیلا و فکر کنم بعضی وبلاگ های دیگه نوشته اند که چرا به این طرح ساماندهی اینترنت واکنش نشون نمی دیم. می خواستم بگم جواب ابلهان (یعنی مسئولان طرح) خاموشی است ولی فکر کردم نباید بی ادبی کنم! ولی خب آخه مگه کسی مشنگه بره سایتش رو ثبت کنه و مجوز بگیره. که چی بشه؟ اگه قراره فیلتر شیم که می شیم و شدیم و خواهیم شد. حالا خر گازمون گرفته بریم ثبت کنیم و مجوز بگیریم؟ خوب نمی کنیم. اینا هم کار خودشون رو می کنن چه ما ثبت کنیم چه نکنیم. چرا اصلا انرژی صرف همچین طرح مسخره ای کنیم؟


ولی خداییش من موندم کدوم نابغه ای تو قسمت شرایط ثبت نام شرط داشتن ایمیل اینفو رو اجباری گذاشته برای ثبت نام. آخه فکر نکردن خیلی از سایت ها یا وبلاگ هایی که دومین خودشون رو دارن اصلا از سرویس ایمیل دومینشون استفاده نمی کنن که حالا ایمیل اینفو داشته باشن؟ به نظر من بهترین واکنش اینه که اصلا هیچکس نره ثبت کنه سایتش رو. در سایت رو که نمی تونن ببندن وقتی شرکت های ثبت دومین و سرورها خارج از ایران هستن (از بس که ما تکنولوژی امون تو ایران ماشالا قویه و سیستم کردیت کارد هم داریم!) فیلتر هم که چپ و راست می کنن. پس نگرانی در مورد این طرح کذایی به نظر من بیخوده. به نظرم نگرانی باید در مورد فیلترینگ به طور کلی باشه و اینکه چیکار کنیم استفاده از نرم افزارهایی ضد فیلتر رو رواج بدیم بین کسایی که چندان با چیزای فنی اینترنت سر و کار ندارن.


البته اگه فکر می کنین من ساده فکر می کنم و قضیه از این حرفا پیچیده تره و بالاتر از فیلتر هم رنگی هست حنما نظرتون رو بگین.


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage