February 25, 2007
سیب گنده
من دارم خل می شم انقدر کار دارم. این وسط چهارشنبه هم باید تو نیویورک تو یه کنفرانسی شرکت کنم که بسیار ترسناکه. می دونم اصلا اونجا یخ می زنم از سرما می میرم. تو فلوریدا من همه اش سردمه چه برسه اونجا. فکر کنم باید برم استوا زندگی کنم.
سه شنبه عصری می رسم نیویورک و احتمالا چهارشنبه شب می رم نیوهیون پیش دوستم، از بس که این نیویورک گرونه، یه شب بیشتر هتل نگرفتیم. نمی دونم اصلا می رسم چیزی از نیویورک ببینم یا نه یا اینکه فقط می رم سازمان ملل سک سک می کنم و برمی گردم. شاید هم با دوستم پنجشنبه برگشتیم نیویورک. کلا همیشه دلم می خواسته این شهر رو ببینم، از بس تو موسسه کیش اون درسه که راجع به جاهای دیدنی سیب بزرگ بود رو درس داده بودم. و البته سکس اند د سیتی هم که جای خودش رو داره! (می دونم، در این لحظه کاملا زرد زردم!)
شنبه یکشنبه هم می رم بوستون. که فکر کنم کلی خوش بگذره. این تافته رو هم می بینم خواستین بگین نایب الزیاره شم!
آخر روم نشد به کسی ایمیل بزنم بگم دارم می یام اونورا هم رو ببینیم و بگردیم و اینا، نمی دونم چرا همه اش یاد یه کسی می افتادم که خیلی از این کارا می کنه! خلاصه خودتون ایمیل بزنین دیگه! D:
|