April 27, 2008
ترک سیگار - قسمت دو
خب نزدیک دو ماه می شه که سیگار نمی کشم، برای همین روم می شه بیام بگم ترک کردم. به طرز عجیبی خوب پیش رفت قضیه. واسه همین می نویسم اینجا شاید به درد کسی خورد.
اولش خب با سرماخوردگی بد شروع شد. یعنی چند روز اول سرماخوردگی که من خیال ترک نداشتم اصلا. ولی اونقدر حالم بد بود که اصلا هیچی از گلوم پایین نمی رفت حتی دود. واسه همین یه خورده کار من راحت تر شد. وقتی به طور طبیعی سه چهار روز آدم نکشه، خب خیلی راحت تر می شه براش. بعد از اون چند روز بود، که من شروع کردم از آدامس نیکوتین استفاده کردم. به نظرم همینطوری یهویی آدم شروع کنه آدامس بخوره سخت باشه و بعد از چند روز دوباره روز از نو می شه. اصلا من فکر کنم آدم باید دلش بخواد ترک کنه تا بعد بتونه بره سراغ کمک.
من خودم هیچ موقع نمی خواستم ترک کنم. یعنی خب از شما چه پنهون من عاشق سیگار کشیدنم! یعنی همین الان هم دلم پر می کشه واسه سیگار از نظر روحی. یه جوری خب زندگی من گره خورده بود باهاش. من ساعت ها در روز لپ تاپ به روی پام و سیگار گوشه لب بیرون می شستم روی این صندلی پیک نیکی هایی که داریم. این منظره جلوی خونه ما هم خیلی قشنگه. بعدش خب یه معنی داده به زندگی ام دیگه. وگرنه که من نمی رفتم هی مرتب بیرون بشینم! بعدش هم کلا سیگار اسباب معاشرت من با یک عالمه آدم باحال شده بود در طول زندگی. بعد همه خاطره های کافی شاپی و عشقی و مشقی با سیگار یه ربطی داشت! (نگاه کن تو رو خدا اومدم از ترک سیگار بنویسم برعکس شد!) خلاصه، وقتی دوست داری سیگار رو و خیال ترکش رو هم واقعا نداری، همه ادا اطوارهای ترک و مرک الکیه دیگه. وقتی آدم به یه جایی برسه به هر دلیلی، که واقعا بخواد ترک کنه، اونوقت همه چی می تونه کمک کنه. (مثل من که مثلا بی ربط دزد زد بدبختم کرد دیدیم خیلی بدبیاری دارم میارم، فقط واسه اینکه حس کنم رو زندگیم کنترل دارم ترک کردم).
این آدامسای نیکورت، یه مدلش اومده شیرین نعنایی. عین آدامس نعنایی می مونه. خیلی مزه اش بهتره از آدامسای بی مزه قبلی. واسه همین خب حال می ده جویدنش. جویدنش هم راه داره. اینطوری نیست که زرپ بذارین قرچ قرچ بجوین. باید اول چند تا گاز آروم بزنین. بعد که یهو احساس کردین زبونتون یا دهنتون داره ذوق ذوق می کنه، آدامسه رو یه گوشه فکتون "پارک کنین"، یعنی بذارین یه گوشه بمونه واسه خودش تا آرومش بگیره. این همون موقعیه که داره نیکوتین وارد بدنتون می کنه. بعد دوباره آروم که شد ذوق ذوق ها باز آروم بجوین یه خورده. باز پارک کنین. خلاصه این بساط رو حداقل نیم ساعت با یه تیکه آدامس باید داشته باشین. اونوقت تازه ممکنه به اندازه یه سیگار بهتون نیکوتین برسونه.
بروشور می گه روزی ۹ تا ۱۲ تا آدامس باید بخورین و قضیه ۱۲ هفته هم طول می کشه (هفته های آخر تعداد آدامسا کمتر می شه). من با ۴-۵ تا شروع کردم و به هیچی رسوندم. خلاصه بستگی داره آدم به آدم. ولی به محض اینکه حس می کنین نیاز دارین به سیگار، و حتی توصیه من اینه که قبل از اینکه حس کنین نیاز دارین، یه دونه آدامس بندازین بالا.
یه نکته مهمی هم که تو بروشور این آدامسا اومده بود و به من کمک کرد این بود که آثار سیگاری بودن رو از بین ببرین از دور و اطراف. یه فندک مونده بود روی این صندلی بیرون خونه، من هی اینو می دیدیم اصلا دلم پر می کشید واسه سیگار! بعدش کارایی که با سیگار کشیدن همراه بوده رو هم باید تا می تونین کم کنین. مثلا من دیگه اصلا بیرون نمی شینم، چون همیشه اونجا سیگار می کشیدم. با دوستای سیگاری اتون هم یه مدت قهر کنین خوبه. چون خب سخته واقعا وقتی دور و برتون سیگاری هست شما ترک کنین. دوست پسر غیر سیگاری که از سیگار بدش میاد هم خیلی موثره. ذغال خوب هم همینطور.
بعدش هله هوله های مختلف بگیرین. من یه مقادیری چاق شدم دیگه از بس آتاشغال خوردم. انواع و اقسام آدامس های مختلف رو گرفتم. بعد از یه مدت دیدم خیلی برام فرقی نمی کنه آدامس نیکوتین بجوم یا آدامس معمولی. خلاصه آدامس نیکوتین رو هم ترک کردم. روزی شونصد تا آدامس های متفاوت معمولی می جوم. آدامس بادکنکی، نعنایی، میوه ای و غیره. خوراکی های دیگه هم تا جایی که اینجا گیر بیاد می خورم. فکر کنم مثلا یه چیزایی مثل ذغال اخته، آلوچه، تمبر هندی، و تخمه آفتابگردون شور، خلاصه چیزایی که مزه دهن آدم رو تغییر بده که بعدش کلا سیگار روش نچسبه موثر باشه.
خلاصه یه خورده تلاش کنین، اگه دیدین نمی شه، معنی اش اینه که هنوز واقعا دلتون نمی خواد یا آماده نیستین ترک کنین. به نظرم در اون حالت خودتون رو اذیت نکنین و برین سیگارتون رو بکشین حالش رو ببرین. فقط وقتی بیاین سراغ این سوسول بازی های ترک سیگار که واقعا دلتون بخواد.
اینم بگم برم دیگه تا همه رو سیگاری نکردم با این نصیحت های خاله خرسه ایم. مثل اینکه یه قرصایی هست واسه ترک سیگار. منتها، باید این قرصا رو، وقتی که هنوز ترک نکردین شروع کنین. یعنی من دو هفته بعد از ترک رفتم دکتر، گفت دیگه من نباید از اون قرصا بخورم و لازم هم ندارم. اون قرصا رو آدم می خوره که شروع کنه ترک کنه ظاهرا. حالا دکتر و اینترنت رو نگرفتن ازتون. برین سرچ کنین بیاین اینجا کامنت بذارین. من دو روزه نخوابیدم هی کار کردم مقاله آخر ترم نوشتم اصلا دیگه حال و مال هیچ ندارم.
همین دیگه. فکر کنم لوبیا پلوم هم سوخت. بعد از مدتی اومدم یه غذای حسابی درست کنم بخورم در راه ترک سیگار شماها حروم شد. لابد انتظار دارین یه دور هم از روی این پست بخونم درست کنم غلط هاش رو؟!!
مرتبط، قسمت اول:
ترک سیگار، بهترین عیدی به خودم!
هاله گل هم یه پست در حمایت من نوشته!:) البته منظورم اینه که لینک داده به یه پست قدیمی اش که اطلاعات خوبی داره در مورد ترک سیگار، و این سایت که درباره ترک سیگار اطلاعات خوبی داره.
|