July 7, 2008
کنفرانس خوب برگزار شد. سخنرانی ام با توجه به حال خرابم خیلی هم خوب شد. فقط من موندم در تعجب از بی اخلاقی افسانه پایدار خبرنگار شهرزاد نیوز. البته از کسی که همچین گزارشی از کنفرانس بنویسه خیلی نمی شه انتظار داشت که از اخلاق رسانه چیزی سرش بشه!
موقع سوال-جواب بعد از سخنرانی ام، اون هم یکی از سوال کننده ها بود. خودش رو که معرفی کرد گفت که از شهرزاد نیوزه. یعنی در جایگاه خبرنگار یک رسانه خودش رو معرفی کرد. این خودش برای من ناراحت کننده بود چون وقتی تو خبرنگاری و به نماینده از یک رسانه حرف می زنی، باید حتما اولش اجازه بگیری از شخص مصاحبه شونده که آیا اصلا مایل هست با تو مصاحبه کنه یا نه. و خب من بنا به دلایلی دلم نمی خواست با شهرزاد نیوز حرف بزنم. همونطوری که به خبرنگار صدای آمریکا هم گفتم باهاشون حرف نمی زنم. ولی وقتی در جایگاه سوال کننده های بعد از سخنرانی ام میاد، من عملا نمی تونم بهش نه بگم. یعنی من رو گذاشت در یک موقعیتی که نه دلم می خواست جواب سوالش رو بدم (چون خبرنگاری بود که از من اجازه نگرفته بود ازم سوال کنه و در جایگاه خبرنگار شهرزاد نیوز هم ازم داشت سوال می کرد) و هم نمی تونستم جواب سوالش رو ندم (چون من سخنرانی کرده بودم و قبول کرده بودم بعدش در جلسه پرسش و پاسخ درباره تحقیقم به سوال ها جواب بدم.) ولی ظاهرا خانوم پایدار فرق بین کنفرانس مطبوعاتی و سخنرانی تحقیقی رو نمی دونه.
بعد فکر می کنین سوالش چی بود؟ این تیکه از وبلاگم رو خوند:
«حالا کنفرانس هفته دیگه رو چه کنم؟ صفحه های نوشته نشده رو چه کنم؟ سخنرانی ای که قراره در باره نقش فناوری های اطلاعاتی ارتباطی تو جنبش زنان ایران باشه رو چه کنم؟ برم اون بالا بگم آهای ملت همه اینا کشکه؟ برم بگم اینترنت اصلا سمه. زهره. برم بگم توهم بود همه چی؟ برم بگم غلط کردم توهم زده بودم اونقدر هیجان زده شده بودم؟ برم بگم چهار سال تحقیقم می گه چه خوب که اینترنت هست و حس شخصی ام می گه اینترنت باعث شده دکون های جنبش زنان هم زرق و برق و مشتری اشون بیشتر شه؟»
و گفت در موردش توضیح بده منظورت چی بوده! من نمی دونم منظورش چی بود که در جلسه پرسش و پاسخ عمومی همچین سوالی رو پرسید. می دونم که جدا از اینکه به اسم شهرزاد نیوز این سوال رو پرسید، کار غیر اخلاقی دیگه ای نکرد و حق داشت اون سوال رو بپرسه. ولی خب این چیزی از بدجنسی اش کم نمی کنه. یعنی برای من کسی که همچین کاری بکنه احترامش رو از دست می ده. البته من جوابش رو دادم، و من عادت دارم به این چیزها. انتخاب خودم بوده که مرز بین حوزه عمومی و خصوصی رو بر هم بزنم. وقتی از شخصی ترین و خصوصی ترین حس هام در فضای عمومی می نویسم، آماده همچین رفتارهای زشتی هم هستم. اصولا این یک عمل آگاهانه است که من می کنم و برام مهمه که اینطوری این فضای عمومی پر از دورویی و ریا رو یه خورده قلقلک بدم. به هیچ عنوان هم این رفتارها باعث نمی شه که من خودم رو سانسور کنم. ولی خب این چیزی از این حسم کم نمی کنه که به نظرم این خانوم چیزی از اخلاق رسانه سرش نمی شه، خبرنگار بدیه، و بدجنس هم هست.
خیلی خوشحالم که وبلاگی دارم که هم می تونم توش از تردید هام نسبت به کارم و تحقیقم و حتی هویتم بنویسم (یعنی همون حس هایی که بیشتر آدما تو زندگی اشون گاهی بهشون دست می ده) و هم اینکه وقتی از کار یکی حالت تهوع بهم دست می ده بتونم در موردش بنویسم.
راستی اگر براتون مهمه بدونین چی جوابش رو دادم، بهش گفتم نقل به مضمون که این حس هایی بود که بهم دست داد و خیلی های دیگه هم حس های متضاد و مختلف بهشون دست می ده مثلا وقتی سخنرانی ای چیزی دارن و بازتابش در مورد تحقیقم این بود که کمی متن سخنرانی ام رو اصلا تغییر دادم و تو کنفرانس تاکید اصلی سخنرانی ام رو روی این گذاشتم که حواسمون به تاثیرهای منفی ای که استفاده از اینترنت و سایت های اینترنتی برای جنبش زنان داره هم باشه و یادمون نره که چیزی که ما در اینترنت می بینم به هیچ عنوان نمایانگر واقعیت زندگی همه زن های ایرانی نیست و فقط نمایانگر یک درصد خیلی کمی هست.
راستی این خانوم افسانه پایدار نه تنها اخلاق رسانه سرش نمی شه، که اصلا با اخلاق وبلاگ نویسی هم آشنایی نداره. خیلی کار زشت و مسخره ای است اگه از یه وبلاگ نویس بپرسی منظورش در مورد فلان نوشته اش چیه. دیگه ما وبلاگ نویسا یاد گرفتیم که از این بچه بازیا در نیاریم و حتی در محیط خصوصی از هم از این سوالا نکنیم، چه برسه به محیط عمومی. فکر کنم خانوم پایدار، خبرنگار شهرزاد نیوز، حالا حالا ها باید مشق خبرنگاری بکنه :)
پ.ن. ۱: لوا هم یک چیزی در مورد شیرین کاری های این خانوم دم میز کمپین نوشته.
پ.ن.۲: روجا از بچه های گل کمپین در کالیفرنیا هم کامنتی گذاشته برام در مورد کاری که این خانوم با سخنرانی روجا و بچه های کمپین کرده که خوندنیه (یعنی مایه تاسفه).
پ.ن. ۳: این هم یک نمونه شاهکار دیگه اش که توش البته گزارش شاهکارش در مورد وبلاگ من رو هم نوشته. آهای شهرزاد نیوز من به شما اجازه مصاحبه نداده بودم که بی اجازه من مصاحبه «خبرنگارتون» با من رو منتشر می کنین. (البته یه دوستی می گفت تو رو خدا به آدمی که این جور گزارش ها رو نوشته نگو خبرنگار.)
پ.ن. ۴: از کامنت ها و ایمیل ها و پیغام های حمایت آمیزتون ممنونم.
|