خورشید خانوم



« May 2009 | Main | July 2009 »


June 30, 2009


Lost for words...


I was spending my time in the doldrums
I was caught in a cauldron of hate
I felt persecuted and paralysed
I thought that everything else would just wait


While you are wasting your time on your enemies
Engulfed in a fever of spite
Beyond your tunnel vision reality fades
Like shadows into the night


To martyr yourself to caution
Is not going to help at all
because there'll be no safety in numbers
When the right one walks out of the door


Can you see your days blighted by darkness?
Is it true you beat your fists on the floor?
Stuck in a world of isolation
While the ivy grows over the door


So I open my door to my enemies
And I ask could we wipe the slate clean
But they tell me to please go f*ck myself
You know you just can't win


گوش بدین: Lost for Words - Pink Floyd - The Division Bell



June 28, 2009


هزار وبلاگ نویس


به گمونم بالای هزار تا وبلاگ تا الان یه بیانیه منتشر کردن و خشونت های اخیر رو محکوم کردن، خواستار رعایت حق قانونی تشکیل تجمعات شدن، خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات جدید شدن و محدودیت های اطلاع رسانی رو محکوم کردن. عنوان بیانیه "بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن" رو توی گیومه بذارین و توی گوگل سرچ کنین حدود 1200 تا نتیجه می ده (دیروز سیصد تا نتیجه می داد.)



June 26, 2009


Billie Jean is not my lover


خب مایکل جکسن مرد و حکومت ایران می تونه یه نفسی بکشه که حداقل تا هفت هشت ده روز رسانه های آمریکا دست از سر ایران برمیدارن و به سوژه جدید می پردازن. آخه اینم وقت مردن بود؟


گوش بدین: بیلی جین
(دوست داشتنی ترین آهنگ مایکل جکسن از نظر من، مال دوره ای که هنوز عجق وجق نشده بود)



June 25, 2009


گلرخ می گه آسمان مال منست:



دوستام می گن قراره جمعه ساعت یک بعد از ظهر تو ایران بادکنک سبز هوا کنن. گلرخ یه بار دیگه گفته بود "هرشهروند، یک رسانه..."




چه خبر؟


امروز بهارستان یه عده آدم تلاش کردن تجمع کنن، دوباره نیروهای فشاردهنده و له کننده گاز اشک آور زدن و بستن مترو رو و صورت خونی بعضی ها و اینا. یه دوست قدیمی آمریکایی ام الان بهم پیغام تسلیت فرستاده می گه مثل اینکه امروز خیلی خشونت شده و من نمی دونم باز سی ان ان چی گزارش کرده امشب تو آمریکا. یکی می نویسه بادکنکای سبز تو بعضی مغازه ها تموم شده واسه اینکه قراره جمعه ساعت یک بعد از ظهر مردم بادکنک سبز هوا کنن، رادیو زمانه می گه بیش از 1100 نفر تو درگیری های اخیر دستگیر شدن، الله اکبر، الله اکبر. نترسین، نترسین، ما همه با هم هستیم، شب ها اینطوریه، هر شب بلند تر از شب دیگه. کروبی گفته دولت برآمده از این انتخابات مشروع نیست و خواستار ابطال انتخابات شده، مجمع روحانیون مبارز یه اعلامیه تند و تیز داده علیه سرکوب ملت. قالیباف گفته با زور نمی شه مساله انتخابات رو حل کرد، زهرا رهنورد گفته همچنان در صحنه حاضر هستم. کیهان تیتر زده "موج خونخواهی مردم از میرحسین موسوی"، رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس باز گفته رو حرف قانون حرف نباشه و قانون هم یعنی هرچی شورای نگهبان بگه. بعضیا دیگه نمی گن برادر شهیدم رایت رو پس می گیرم و شعار مرگ بر می دن. سکوت، سکوت، سکوت از طرف مراجع. رسانه های غربی خودشون رو خفه کردن اینقدر از انقلاب توئیتر نوشتن و این انقلاب ئوئیتری پست مدرن فعلا داره خفه امون می کنه از بس که توش نویز هست و خبرهای نادرست و شایعه و مبارزات دون کیشوت وار. (و کماکان دعا به جون ایرانبان که نعمتی است در این توئیتر). الف نیوز هم از انقلاب گرسنگان می گه که اینترنت و فیس بوک و توئیتر ندارن و یه رای دارن که اونو به احمدی نژاد دادن. یه دوستم امیدواره می گه انتخابات می ره مرحله دوم. یه دوست دیگه ام می گه اصلا این کودتای احمدی نژاد و مصباح و جنتی علیه رهبریه. یه دوست دیگه ام می گه ما داریم خفه می شیم، کاش یکی بهمون امید بده.


جوان بائز پیغام همبستگی با جنبش بدون خشونت ایرانی ها داده. جوان بائز که خودش پسیفیسته مدت هاست که تو کار تئوری های عدم خشونت و نافرمانی مدنی و اینجور چیزاست و یه سری هم مقاله داره در این مورد و بیخود نیست که ابراز خوشحالی کرده که زنده است و داره این حرکت ایرانی ها رو می بینه. و ما دوره می کنیم آهنگ ما پیروز می شیم یه روزی جوان بائز رو با اون اجرای فوق العاده اش. ژیژک از این حرکت پشتیبانی می کنه، چامسکی پشتیبانی می کنه، نوال السعداوی پشتیبانی می کنه، اوباما پشتیبانی می کنه ولی در عین حال به یادمون میاره که بالاخره یه رئیس جمهور عاقل هم تو آمریکا پیدا می تونه بشه و تاکید کرده دخالت نمی کنه تو وضعیت داخلی ایران. جان مک کین از مبارزات مردم ایران حمایت می کنه و بعضی وبلاگ نویسای آمریکایی دوره می کنن آواز خوندن مک کین رو که پارسال گفته بود بامب بامب بامب بامب ایران. جان استوارت طنازی می کنه و برنامه دوشنبه شبش که یه تیکه مصاحبه با ابطحی هم داره هم آدم رو می خندونه هم جای خالی ابطحی رو تو ذوق می زنه.


نامه فاطمه شمس به مرتضوی در مورد محمدرضا جلائی پور که یه هفته است زندانه آتیش به دل آدم می زنه. مجتبی هنوز زندانه، ابطحی هنوز زندانه، سمیه توحیدلو هنوز زندانه، ژیلا بنی یعقوب هنوز زندانه. یه دوستم امروز دستگیر شد، از ده تا دوست دیگه ام که می رن راهپیمایی ها دو سه تاشون له و لورده ان از باتوم، بقیه حال جسمیشون خوبه، کلا انگاری به همه اشون تجاوز شده، از یکی اشون دو روزه خبر ندارم.


پنجشنبه بعد از ظهر بعضیا می خوان برن زیارت اهل قبور. بهشت زهرا، قبر ندا، حرم امام خمینی، یه چاهی که سرت رو توش کنی داد بزنی.


من دلم تنگ شده واسه یکی که تنگ بغلم کنه.


این آهنگه رو دوست دارم: Hometown Glory - Adele


دیگه چه خبر؟ (جکش رو شنیدین؟)



June 23, 2009


those were the days...


تو وبلاگ کلاشینکف دیجیتال ویدیوهایی که گرفته بود از شب های انتخابات رو نگاه می کردم، این ویدیوی آواز خوندن طرفدارای احمدی نژاد تو خیابون، ویدیوی رقص طرفدارای موسوی تو خیابون، ویدیوی رقص لری طرفدارای کروبی. چه قری می دادن. چه همه خوشحال و امیدوار بودن. کسی فکر می کرد این بدن هایی که اینطور خوشحال قر می دن چندروز بعدش زیر باتوم له و لورده می شن یا حتی برای همیشه بی حرکت می مونن؟


انگار صد سال گذشته از اون موقع. چقدر دور از ذهن به نظر میان حالا اون روزا و شبا. چقدر دیر گذشته این چند روز.


با بعضی دوستام که ایرانن حرف می زنم، می گن دیگه قضیه رای دادن نیست برامون، قضیه موسوی و کروبی نیست، قضیه هویتمونه، تحقیری که شدیم. و من باید نگران نگاه کنم به گوگل ریدرهاشون ببینم امروز چیزی به اشتراک می ذارن یا نه، و با غصه نگاه کنم به گوگل ریدر اونهایی که تعداد به اشتراک گذاشته شده هاشون ثابت مونده و نگران چراغ های خاموش گوگل تاک باشم. راستی اوضاع زندانی ها تو شهرستان ها چطوره؟ زندان لاکان چه جور جاییه؟ می گن مجتبی رو بردن زندان لاکان...


***


مردم سر کوچه ای که ندا کشته شده گل می ذارن. عکس ها رو اینجا ببینین.


***


همینطوری بی ربط، اگه خواستین یه خورده مختون باد بخوره با چیزی به جز مسائل مربوط به این روزا، این پرونده شورش های ماه مه 1968 رادیو زمانه که پارسال منتشر شد (به مناسبت چهلمین سالگرد مه 68) خوندنیه. مخصوصا روزانه های رضا دانشور که سی و یک روز به تعداد روزای ماه مه وقایع اون موقع رو روایت کرده. (دو قسمت آخرش تو این لینکی که دادم نیست ولی اینجا پیدا می شن.) من فایل های صدای برنامه های دانشور رو می ذارم بخونه یه خورده آروم می گیرم. اینجا لینک های بیشتری در مورد مه 68 جمع آوری شده.


این هم برای گوش دادن: Yasmin Levy - La Alegria



June 21, 2009


خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را تارشان با پود


من به هر سو می دوم گریان
در لهیب اتش پر دود


وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد...


از فراز بام هاشان شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب


من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش


زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود
تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود


خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر


وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد


مهدی اخوان ثالث

بشنوید: شجریان





شام غریبون


عدد زهره، عدد سمه. عدد عادیه، اگه اولش هم عادی نباشه بعدش عادی می شه. اسما مهمن، قصه زندگیا مهمن. قصه زندگی اشون چی بود؟ اسمشون چی بود؟ اسم یکی اشون ندا بود.


الا به ذکرالله تطمئن القلوب...



June 20, 2009


توی ایمیل ها توصیه می شه که مردم قرآن دستشون بگیرن تو راهپیمایی امروز. ولی توجه کنین اینکه تو ایمیل ها می گن کشتن آدمی که قران دستشه گناه کبیره است تو اسلام، واقعیت نداره. من همین الان از یه پژوهشگر مسائل دینی پرسیدم و همچین چیزی وجود نداره. اما شاید پلیس به حرمت قرآن به مردم آسیب نزنه و حمله نکنه بهشون.




امروز روز مهمیه، شاید مهم ترین روز تو تاریخ سی سال بعد از انقلاب. هیچوقت خودم رو نمی بخشم که به هر دلیلی امروز ایران نیستم.


پ.ن. 1- ویدیویی از الله اکبر دیشب



پ.ن. 2- "الان ساعت ۴ صبح شنبه به وقت تهران است و هنوز هیچ کدام از وب‌سایت‌های قلم و کلمه (وب‌سایت‌های رسمی موسوی)، وب‌سایت مجمع روحانیون مبارز (که دعوت‌کننده برنامه بوده) و وب‌سایت اعتماد ملی (کروبی) خبر لغو شدن راه‌پیمایی شنبه از ساعت ۴ تا ۷ بعدازظهر از میدان انقلاب تا آزادی را نداده‌اند. با این حساب قاعدتاً قرار همان ساعت ۴ بعدازظهر، میدان انقلاب است. موسوی، خاتمی و کروبی هم قرار است بیایند." منبع


پ.ن. 3- چه حس غریبی داره این شعاره که می گه "برادر شهیدم، رایتو پس می گیرم"...


*عکس از اینجا



June 19, 2009


ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی توسط ابزار ترجمه گوگل


گوگل ترنسلیت زبان فارسی رو هم به زبان هایی که پشتیبانی می کنه برای ترجمه اضافه کرد. (البته الان در مرحله آلفاست هنوز.) دم همه بچه هایی که پشت این پروژه بودن گرم. فقط حواستون باشه برای ترجمه فارسی به انگلیسی باید کلمه های فارسی "کتابی" رو بهش وارد کنین، فارسی محاوره ای رو نمی فهمه فکر می کنه کلمه ها اسم خاص هستن. در مورد انگلیسی به فارسی اش هم یه مشکل بزرگش اینه که خب جای فعل و فاعل ها فرق می کنه و بر اساس زبان انگلیسی هستن. کلا این ابزار ترجمه گوگل بیشتر کمک می کنه به اینکه وقتی آدم یه چیزی به زبانی غیر از زبانهایی که بلده می بینه بتونه سریع یه ایده ای بگیره و بفهمه اون متنه حدودی چی می گه. وگرنه مثل اکثر روبات های دیگه ترجمه فارس-انگلیسی گوگل هم خیلی دقیق نیست.


دم شما گرم گوگل عزیز. به نظر من این کار از صدتا عوض شدن لوگوی گوگل به عنوان حمایت از بچه های ایران بهتر و موثرتره. کاش وقتمون رو سر یه چیزای مجازی اونطوری سمبلیک خیلی تلف نکنیم و به جاش فکر کنیم ببینیم چه کارهای عملی دیگه ای می شه کرد مثل همین ابزار ترجمه گوگل.



June 18, 2009


نگرانم، مثل خیلی های دیگه. نگران دوستای دستگیر شده ام، نگران دوستایی که دستگیر نشدن ولی هر لحظه ممکنه بشن و خبری ازشون ندارم، نگران به رونق افتادن بازار شعبون بی مخ ها، نگران "جمهوریت نظام." عزادارم، عزادار آدمایی که این روزا کشته شدن، عزادار شکافی که افتاده بین دو گروه از مردم و هیچوقت دیگه پر نمی شه، عزادار تحقیر یه ملت...


کاش یه چاهی بود سرم رو می کردم توش داد می زدم، زار می زدم...




مصاحبه بی بی سی با مهاجرانی و سروش: جمهوریت نظام در معرض مخاطره است








این هم لینک با کیفیت بالاترش روی سایت بی بی سی




محض اطلاع رسانی فقط، بعضی ها می گن:


"آن خس و خاشاک تویی/ پست تر از خاک تویی/ شور منم نور منم/ عاشق رنجور منم/ زور تویی کور تویی/ هاله ی بی نور تویی/ دلیر بی باک منم/ مالک این خاک منم"



June 16, 2009


از خون جوانان وطن لاله دمیده...


پریسا - شجریان



June 15, 2009


دعوت موسوی برای راهپیمایی در روز دوشنبه


بی بی سی فارسی:


"میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اعلام کرده است که در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ایران، روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۴ بعدازظهر از میدان انقلاب تهران تا میدان آزادی راه پیمایی خواهد کرد و از هواداران خود خواسته است که به او ملحق شوند.


آقای موسوی گفته در صورت جلوگیری از راهپیمایی در مرقد آیت الله خمینی تحصن خواهد کرد.


میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، اعلام کرده است که در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ایران، روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۴ بعدازظهر از میدان انقلاب تهران تا میدان آزادی راه پیمایی خواهد کرد و از هواداران خود خواسته است که به او ملحق شوند.


گروه های حامی میرحسین موسوی نیز از این راه پیمایی حمایت کرده و از اعضای خود خواسته اند در آن شرکت کنند.


ستاد انتخاباتی آقای موسوی روز یکشنبه اعلام کرد درخواستی برای صدور مجوز این راهپیمایی به وزارت کشور ایران ارسال شده است، اما مرتضی تمدن، رئیس شورای تامین استان تهران، گفت مجوزی برای این کار صادر نشده و "این راهپیمایی غیرقانونی است."


آقای تمدن همچنین اعلام کرد "نیروی انتظامی با هر گونه تجمعات یا راهپیمایی‌های بدون مجوز برخورد خواهد کرد."


رئیس شورای تأمین استان تهران عواقب این راهپیمایی را برعهده ستاد میرحسین موسوی دانست و گفت: "اقدام به این کار نشان دهنده رفتار غیر مسئولانه این ستاد است."


شهاب الدین طباطبایی، رئیس ستاد جوانان حامی آقای موسوی به بی بی سی فارسی گفت میرحسین موسوی تصمیم گرفته است در صورت جلوگیری از انجام این راهپیمایی یا برخورد شدید با هوادارانش به مرقد آیت الله خمینی در جنوب تهران رفته و در آنجا تجمع و تحصن کند.


آقای طباطبایی گفت اگر هر گونه مانعی برای رفتن یا حضور آقای موسوی در مرقد آیت الله خمینی ایجاد شود، او به حسینیه جماران در شمال تهران خواهد رفت و در آنجا متحصن خواهد شد.


پیام تلفنی موسوی: 'برای پذیرش نتیجه انتخابات تحت فشار هستم'


از سوی دیگر روز یکشنبه پیامی از جانب میرحسین موسوی منتشر شد که او در این پیام خبر از "تحت نظارت" بودن خود داد.


به گفته نزدیکان آقای موسوی، او این پیام را از طریق تلفن برای یکی از مشاوران خود قرائت کرده و از او خواسته این پیام را به هوادارانش برساند.


آقای موسوی در این پیام از سلامت خود و خانواده اش خبر داده و گفته است: "علیرغم فشارهای زیادی که از سوی مقامات کشور برای پذیرش نتیجه انتخابات ساختگی وجود دارد برای احقاق حقوق و صیانت از آرای واقعی مردم و درخواست ابطال آرای اعلام شده به وزارت کشور مراجعه کرده‌ام."


آقای موسوی در ادامه این پیام گفته است: "همچنین امکان حضور در میان مردم یا هرنوع ارتباط و گفتگو با آنان از من سلب گردیده و تحت نظارت می‌باشم. از سوی دیگر ستاد مرکزی اینجانب نیز پلمپ شده و اعضای حزب مشارکت دستگیر شده‌اند."


آقای موسوی در پایان پیام خود از مردم خواسته "ضمن حضور در صحنه"، از هر گونه درگیری و تشنج پرهیز کنند."




این لینک صفحه مطالبیه که من تو گوگل ریدرم به اشتراک می ذارم. این هم لینک فیدشه. می دونم وبلاگم تو ایران فیلتره و کسی از ایران هم این صفحه رو ببینه داره از طریق یه فید ریدری می بینه یا فیلتر شکن. به هر حال اگه می خواین نوشته هایی که من به اشتراک می ذارم تو گوگل ریدر رو بخونین این فید رو مشترک شین.



June 13, 2009


Dude, where's my country?


"ای کاش آدمی وطنش را، همچون بنفشه ها، می شد با خود ببرد، هر کجا که خواست..."



June 8, 2009


ما نیمی از جمعیت ایران هستیم - رخشان بنی اعتماد








June 7, 2009


توهم دموکراسی زدیم...



June 4, 2009


پراکنده از انتخابات


الان با توجه به مناظره امشب موسوی و احمدی نژاد و اتفاقایی که همین چند روزه افتاده دقیقا موقع اینه که یه سری تحلیل نوشته شه و نظر سنجی بشه در مورد اینکه کی شانس برد بیشتری داره تو انتخابات. همون چیزی که بهش می گن تحلیل horse race توی انتخابات.


این هم که دیگه کاملا واضح شده که بحث تحریم دیگه اصلا محلی از اعراب نداره. فضا کاملا با چهار سال پیش فرق می کنه. خیلی از گروه های سیاسی و افرادی که سفت و سخت دوره پیش فعالانه تحریم کرده بودن و حتی حمله می کردن به افرادی که طرفدار رای دادن بودن امسال خودشون رای می دن. آدمای بی تفاوت هم امسال کلی توجه می کنن به انتخابات. یه حسی برای خیلی ها وجود داره که لزوما فکر نمی کنن کاندیداهای امسال تحفه ای باشن یا حتی اصلاح طلب باشن. استدلال خیلی ها برای رای دادن فقط جلوگیری از سیر نزولی ای هست که فکر می کنن کشور داره طی می کنه. یعنی من زیاد شنیدم و خوندم آدما می گن وضع همینی که هست باقی بمونه و بدتر نشه هم ما راضی هستیم و انتظار بهتر شدن نداریم. این یه حالتیه که به نظرم کاملا به ضرر احمدی نژاده چون تو این وضعیت اصلا مهم نیست کاندیداهای مقابل احمدی نژاد کی هستن و چی هستن و بحث هم در سطح بالاشهری و روشنفکری و گفتمان اصلاح طلبی و اینها نیست. اصلا به نظر من امسال اون قضیه جنبش اصلاح طلبی از نوع یه حرکت سیاسی جدی کمرنگه. وجود داره ها، بیشتر طرفدارهای اصلاح طلبی از نوعی که تو ایران الان غالبه هم به نظرم پشت سر کروبی جمع شدن، ولی به نظرم اصلا این قضیه اصلاح طلبی دغدغه عموم مردم نیست. واسه همینم هست که پشت سر موسوی با وجود اینکه اصلاح طلب هم نیست موج سبز راه افتاده.


دور اولی که خانمی انتخاب شد و یه موج دیگه ای راه افتاده بود هم اصلا هنوز این مفهوم اصلاح طلبی رواج پیدا نکرده بود. یه اشتباهی اصلاح طلبا دور قبل کردن، به نظر من یه خورده شبیه اشتباهی که دموکراتای آمریکا دوره قبل انتخاباتشون کردن، و اونم این که فکر کردن عامه مردم به خاطر شرایط ممکنه به یه گرایش خاص سیاسی تمایل پیدا کنن و بر اساسش رای بدن. ولی به نظر من اصلا مردم عادی اینطوری رای نمی دن. واسه مردم عادی واقعا اینکه به کی احساس نزدیکی بیشتری کنن و خودشون رو شبیه کی بیشتر ببینن کار می کنه به نظرم. از اونور هم خیلی مهمه که ببینن کی خیلی متفاوته از اونها و ممکنه احساس حقارت بده بهشون. به نظرم احمدی نژاد با همون ظاهری که بارها مسخره هم شده حس بهتری به مردم عادی می داد و مردم خودشون رو به اون شبیه تر می دیدن تا معین و مخصوصا رفسنجانی. ولی الان خب به نظرم موسوی با اون لهجه ترکی اش و ساده حرف زدنش و حتی یه جاهایی شوت زدنش همین حس های نزدیکی و شبیه بودن رو به عامه مردم می ده واسه همین براش موج راه افتاده. توی مناظره امشب هم به نظر من خیلی خوب با روان مردم عادی بازی کرد. علاوه بر اینکه تو مدل حرف هاش و رفتارهای این چند وقته اش این حس رو به آدم هی القا می کنه که ممکنه شوت باشه و تندرو نباشه و غیره، ولی این حس رو هم می ده که آدم ساده و درستیه. از اونور البته می شه این بحث رو هم کرد که احمدی نژاد خوب حمله کرد امشب و یه عده هم واقعا اعتقاد دارن برنده مناظره امشب احمدی نژاد بود. ولی اینها به نظرم اونقدری مهم نیست به نسبت تصویری که تو ذهن مردم می مونه از شباهت کاندیداها به خودشون و خاکی بودنشون و بی شیله پیله تر بودنشون.


حالا البته تازه این انتخابات هیجان انگیز شد با این مناظره امشب. فکر کنم مناظره کروبی و احمدی نژاد خیلی دیدنی تر باشه چون اون دیگه دقیقا تقابل دو تا جریان سیاسی متضاد همه و احتمالا افشاگری ها خیلی هم بیشتر می شه. کاش یه عده خبرنگار داخل ایران بی طرفانه می شستن این افشاگری ها رو بررسی می کردن و راست و دروغشون رو به اصطلاح فکت چک می کردن.


روزنامه سن پیترزبورگ تایمز یه سایتی داره که راست و دروغ ادعاهای سیاستمدارا رو در میاره. موقع انتخابات آمریکا خیلی فعال بود این سایت و هر ادعایی کاندیداها می کردن می ذاشت رو واقعیت سنج و خشتکشون رو به شکل مجازی به آتیش می کشید اگه اساسی چاخان گفته بودن. حالا این پروژه که جایزه پولیتزر امسال رو هم گرفته یه اوباماسنج راه انداخته و وعده های اوباما رو گذاشته و بررسی می کنه کدوم هاش رو اوباما داره عمل می کنه و کدوم هاش رو نه. به نظرم خیلی عالی می شد حداقل ادعاهای چهار تا کاندیداها تو مناظره ها رو هم روزنامه نگارای مستقل ایرانی می ذاشتن رو واقعیت سنج ببینیم کی چقدر دروغ می گه و کی چقدر راست می گه.



June 1, 2009


تلخی های بیشمار حذف سنگسار از قانون مجازات اسلامی


خوشحالم که تو قانون مجازات اسلامی جدید سنگسار از قانون حذف شده و یک بخشی از کارهای ما هم احتمالا یه نتیجه ای خواهد داشت و ممکنه دیگه هیچ انسانی با ضربه های سنگ مرگ تدریجی دردناک و له کننده نداشته باشه. اما این خوشحالی همراه با یک عالمه تلخیه. تلخی اینکه ممکنه شورای نگهبان تصویب نکنه قانون رو، تلخی اینکه به هر حال زنای محصنه مجازات سنگین خواهد داشت و ممکنه اعدام یکی از این مجازات ها باشه و سایه چوبه دار همیشه بالای سر متمهان به زنای محصنه باشه، تلخی اثرات روحی روانی بدی که کار توی کمپین قانون بی سنگسار روی همه ما گذاشت و حالا حالاها اثرش نمی ره، تلخی مرگ جعفر کیانی و تصویر اون سنگای خونی، تلخی پرونده های زنایی که از فرودست ترین اقشار جامعه ان و گاهی روزی چندبار سنگسار روحی روانی شدن تو زندگی های سختی که داشتن، تلخی واقعیت جامعه ایه که اکثریت افرادش ممکنه با سنگسار مخالف باشن ولی معتقدن زن "خیانتکار" باید مجازات بشه، تلخی جامعه ای که برای عاشق شدن زن و مرد مزدوج خارج از چارچوب ازدواجشون هیچ حقی قایل نیست، تلخی همه بازی های سیاسی ای که سنگسار شدن یه انسان براشون هیچ اهمیتی نداشته و نداره و فقط از این قضیه سوءاستفاده کردن و خواهند کرد برای پیشبرد مقاصد سیاسی خودشون، تلخی اینکه هنوز خیلی از ریشه هایی که باعث می شه یک زنی اصلا زنای محصنه کنه هنوز سرجاشونه و کسی قطعشون نکرده (ازدواج اجباری، نداشتن حق طلاق، نبودن پناهگاه امن و سیستم حمایتی برای زنای خشونت دیده، نبودن سیستم حمایتی زن هایی که وابسته مالی به همسراشون هستن و به هر دلیلی نمی خوان به زندگی با همسرشون ادامه بدن اما برای ادامه حیات مجبورن به یه رابطه نامطلوب ادامه بدن و ...)، تلخی اینکه ممکنه قانون سنگسار رو حذف کنن فقط برای اینکه آبروشون کمتر بره و پشت حذف این قانون هیچ تفکر انساندوستانه و عدالت محوری وجود نداره، تلخی قصه محبوبه و عباس، حاجیه، جعفر و مکرمه، کبری، اشرف و ...


شادی، آسیه، سهیلا، شبکه وکلای داوطلب، خسته نباشین. خوبه به هر حال دیدن اینکه این زحمت ها و دویدن ها و از جون گذشتن ها و تلخی ها یه کمی تغییر ممکنه به وجود بیاره. یه خورده می شه امید داشت به این تلاش های مدام، مگه نه؟


مرتبط:
فرشته قاضی: کمپین قانون بی سنگسار: پایان کار یا ...؟
"حتی اگر شورای نگهبان نیز با این قانون موافقت کند باز کار فعالان حقوق بشری و کسانی که معتقدند رابطه جنسی بیرون از چارچوب خانواده قابل مجازات نیست، پایان نیافته است چون معلوم نیست با حذف سنگسار در قانون، وضعیت مجازات پرونده های زنای محصنه چه خواهد شد."


 

RSS Feed
Add to Google Reader or Homepage